اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آثار سوء مباهات و راه‏هاى مقابله با آن‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

آثار سوء مباهات و راه‌هاي مقابله با آن. شرح فقره: واذا اشتغل العبد بما اَمَرَه اللَه تعالی ونهاه لا یتفرغ منهما الي المراء و المباهاة مع الناس. 1 حقيقت و رمز سير و سلوك راه الهي در اين فقرۀ شريف از كلام امام صادق عليه السلام نهفته مي‌باشد. 2 تفسير آيات 103 و 104 سورۀ مباركه كهف: (قل هل ننبِّئكم بالأخسرين اعمالاً...) 3 تفسير آيه 7 سورۀ مباركه روم: يعلمون ظاهراً من الحيوة الدنيا و هم عن الآخرة هم غفلون 4 توضيحي راجع به مراتب مختلف غفلت 5 استعمال و به كار بردن عبارات و تعابيري كه اختصاص به ائمه معصومين عليهم‌السلام داشته در ارتباط با ساير افراد در هر مرتبه و مقامي خلاف فرهنگ و مكتب تشيع مي‌باشد 6 عظمت و جاودانه بودن واقعه عاشورا از آنروست كه رهبری آن بدست امام معصوم عليه‌السلام بوده است. 7 سخنان امام حسين عليه السلام با عمر سعد و لشكريان يزيد در روز عاشورا حجت را بر ايشان تمام مي‌كند. 8 اميرالمؤمنين عليه السلام مي‌فرمايند: اگر حكومت آسمان و زمين را به من دهند كه من دانه گندمي را از دهان يك مورچه درآورم اين كار را نخواهم كرد. 9 كيفيت تأثير غفلت و نفوذ شيطان در جود انسان‌ها با وجود انجام دادن دستورات و تكاليف عبادي 10 توضيحي راجع به كلام سيد الشهداء عليه السلام نسبت به لشكريان يزيد: استحوذ عليهم الشيطان فأنسهم ذكر اللَه

آثار سوء مباهات و راه‏هاى مقابله با آن‏

8
  • عمرسعد در وقتی‌كه حضرت با او اتمام حجّت می‌كردند جواب امام حسین را چه داشت بدهد؟ واقعاً چه جوابی داشت به حضرت بدهد؟ وقتی اتمام حجّت كردند در شب عاشورا كه من چه كردم كه مستحق این عمل شما هستم؟ واقعاً چه كردم بگویید؟ هیچ جوابی نداشت. واقعاً چه كردم دیگر؟ من كه سر جایم نشسته بودم. باید با یزید بیعت كنی. مگر همین معاویه با برادر من قرار نگذاشت كه وقتی‌كه می‌میرد خلافت را به من بدهد یا به برادر من بدهد؟ بدست اهلش بسپرد؟ بر فرض بگوییم كه خلافت معاویه خلافت به حقّی باشد بر فرض، بالاخره با برادر ما مصالحه كردند دیگر، چاره نبود و قرار بر این بود كه این خلافت باشد تا وقتی‌كه معاویه زنده است. حضرت هم فرمودند تا وقتی‌كه معاویه زنده بود من كاری نكردم، من در مدینه بودم. ده سال سیدالشّهدا علیه السّلام در زمان خلافت معاویه در مدینه بودند، هیچ كار هم نكردند. فقط در مدینه راه می‌رفتند هیچ كاری نمی‌كردند. اینهایی كه می‌گویند حسنی و حسینی و طباطبایی و از این حرف‌های چرت و پِرت و مزخرفات این حرف‌ها، این امام حسین همان امام حسینی بود كه ده سال در زمان معاویه ساكت بود. این‌طور نبود كه تا همین كه به امامت رسید یك‌دفعه مثل عَلَم بلند شود و شمشیر دست بگیرد. نه، ده سال نشست به احترام معاهده‌ای كه برادرش با معاویه كرد ده سال ساكت بود. البتّه نه ساكتی كه صحبت نكند نه، حضرت خطبه می‌خواندند، چه می‌كردند، این‌طور نبود. ولی دیگر اعلان جنگ و اعلان مقابله و اینها نكردند.

  • وقتی‌كه خلافت به یزید رسید حضرت فرمودند این دیگر خلاف است. اینجا را ما صبر نمی‌كنیم، توقف نمی‌كنیم. دیگر از این به بعد مسئله فرق می‌كند و ما می‌ایستیم. می‌خواهید سر ما را بُبرید، ببرید. می‌خواهید قتل و غارت كنید بكنید. هر كاری كه دلتان می‌خواهد بكنید. ما روی معاهده‌ای كه برادرم بسته بود احترام گذاشتیم و این ده سال را بودید. ولی از این به بعد دیگر قضیه خلاف است. حالا كه دیگر معاویه نیست دارید زور می‌گویید. ما زیر بار زور نمی‌رویم. اگر نروی تو را می‌كشیم، بیایید بكشید، بفرمائید، اصلًا خودم جلو جلو می‌روم نمی‌خواهد بیایید بكشید. تو را از بین می‌بریم بیایید ببرید. لذا عمرسعد هیچ‌گونه دلیلی برای مطلب خودش نداشت. وقتی‌كه ماند و استدلال حضرت تمام راهها را به روی او بست گفت از حكومت ری محروم می‌شوم.