
کیفیت ذکر دائمی خداوند و اهمیت دوام بر عمل
معنای ذکر خدا. ارزش یافتن ذکر، به سبب ایجاد یاد خدا. اهمیّت دوام بر عمل. ضربالمثل «عبادت قورباغه». فضای خالی از ازدحام و غوغای نفوس آخر شب. اهمیّت رفق و مدارای با نفس در سیر و سلوک. تمثیل زیبای روایی از عدم رِفق با نفس. دوام مشغولیّت نفس. ذکر امور باقیه بهتر است یا ذکر امور فانیه؟!. اهتمام مرحوم قاضی به یاد خدا و دوری از کلام دنیوی. طلب امام سجّاد علیه السلام از خداوند مواهب لا یتناهیٰ را. استحباب دعا کردن برای تشرّف به حج. داستان تشرّف خواهر مؤلّف به حجّ تمتّع. امام مجتبی علیهالسّلام بیست و پنچ مرتبه پیاده حج کردند. معنای اصطلاحی سنّت. کیفیّت «نماز والدین». حکایتی در کیفیّت رسیدن نماز والدین به آنها. سالک باید دل پدر و مادر را بهدست بیاورد. در همۀ خیرات، ما را با مؤمنین عالَم شریک کن. حکایت مرحوم علاّمه و دعای رفیقی در حقّ او. توصیههای پیامبر اکرم به حضرت فاطمۀ زهرا علیهما السّلام در اعمال قبل از خواب. مزاح پیامبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله با اصحاب در مسجد. مزاح پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السّلام با همدیگر. مزاح پیامبر اکرم با زن شاکی از شوهرش. مشرکین، وجودشان در عالم گم میشود. بهترین روزها، روز مرگ است با نامه قبولی اعمال. از هر کسی بیرحمتر، نفس انسان است. خداوندا! آن نعمت صالحی را که دادی از من سلب نکن.
کیفیت ذکر دائمی خداوند و اهمیت دوام بر عمل
توضیحات:
معنای ذکر خدا. ارزش یافتن ذکر، به سبب ایجاد یاد خدا. اهمیّت دوام بر عمل. ضربالمثل «عبادت قورباغه». فضای خالی از ازدحام و غوغای نفوس آخر شب. اهمیّت رفق و مدارای با نفس در سیر و سلوک. تمثیل زیبای روایی از عدم رِفق با نفس. دوام مشغولیّت نفس. ذکر امور باقیه بهتر است یا ذکر امور فانیه؟!. اهتمام مرحوم قاضی به یاد خدا و دوری از کلام دنیوی. طلب امام سجّاد علیه السلام از خداوند مواهب لا یتناهیٰ را. استحباب دعا کردن برای تشرّف به حج. داستان تشرّف خواهر مؤلّف به حجّ تمتّع. امام مجتبی علیهالسّلام بیست و پنچ مرتبه پیاده حج کردند. معنای اصطلاحی سنّت. کیفیّت «نماز والدین». حکایتی در کیفیّت رسیدن نماز والدین به آنها. سالک باید دل پدر و مادر را بهدست بیاورد. در همۀ خیرات، ما را با مؤمنین عالَم شریک کن. حکایت مرحوم علاّمه و دعای رفیقی در حقّ او. توصیههای پیامبر اکرم به حضرت فاطمۀ زهرا علیهما السّلام در اعمال قبل از خواب. مزاح پیامبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله با اصحاب در مسجد. مزاح پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السّلام با همدیگر. مزاح پیامبر اکرم با زن شاکی از شوهرش. مشرکین، وجودشان در عالم گم میشود. بهترین روزها، روز مرگ است با نامه قبولی اعمال. از هر کسی بیرحمتر، نفس انسان است. خداوندا! آن نعمت صالحی را که دادی از من سلب نکن.
کیفیت ذکر دائمی خداوند و اهمیت دوام بر عمل
16خیلی آسان است! آدم وقتی میخواهد بخوابد، سه تا ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ﴾ میخواند، یک تسبیحات أربعه، «اللَهمّ اغفِر لِلمُؤمِنینَ و المُؤمِناتِ، اللَهمّ صَلِّ عَلیٰ محمَّدٍ و آلِ محمَّدٍ و عَلَی المَلائِکةِ المُقَرَّبینَ و الأنبِیاءِ و المُرسَلینَ»، این کارها را میکند و میخوابد؛ به این آسانی! این هدیۀ کمی نیست!
کذَبَ العادِلُونَ بِاللَه و ضَلُّوا ضَلالًا بَعِیدًا
عَدَل بِه: یعنی یک عِدل قرار داد؛ عِدل: یعنی لِنگه. این کفّۀ ترازو عِدل دارد، عِدلش آن کفّۀ دیگر است. یک دانۀ نعل و کفش انسان عِدل دارد، عِدلش [لنگۀ دیگرش است]. عِدل این آستین انسان، آستین دیگرش است. پای انسان عِدل دارد، عِدلش آن پای دیگر است.
مزاح پیامبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله با اصحاب در مسجد
یک روز پیغمبر پیش اصحاب نشسته بودند ـ بعضی اوقات هم پیغمبر مزاح میکردند ـ ، بعد یک پایشان را از زیر جامه بیرون آوردند و گفتند: «بگویید ببینم این پای من شکل چیست؟» تمام اصحاب در فکر رفتند. یکی گفت: شکل فلان است، یکی گفت: شکل فلان است، و... هیچکدام هم درست نگفتند.
حضرت آن یک پای دیگرشان را هم درآوردند و گفتند: «شکل این است!» این میشود معنای عِدل. از این مزاحها میکردند!
مزاح پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السّلام با همدیگر
یکوقت [پیغمبر] با امیرالمؤمنین علیه السّلام نشسته بودند و مشغول خرما خوردن بودند؛ بعد این دانههای خرما را که پیغمبر میخوردند هستههایش را میگذاشتند جلوی امیرالمؤمنین. هستههای امیرالمؤمنین و هستههای پیغمبر همه جلوی امیرالمؤمنین جمع شده بود؛ بعد پیغمبر یک مزاحی کردند گفتند: «یا علی، نگاه کن چقدر خوردی!» امیرالمؤمنین هم شاگرد پیغمبر است، گفت: «یا رسول اللَه، آن کسی که با هسته خورده بیشتر خورده است!»1
مزاح پیامبر اکرم با زن شاکی از شوهرش
یکروز زنی آمد پیش پیغمبر و شروع کرد به بدگویی از شوهرش که: این شوهر با من قهر کرده و چه کرده است و چه کرده و چه کرده است! حضرت گوش دادند و گفتند: «شوهر تو همان آدمی نیست که سفیدی چشمش غلبه دارد بر سیاهیاش؟!» گفت: نمیدانم یا رسول اللَه! حضرت فرمودند: «برو ببین!»
- زهر الرّبیع، ص ٧؛ انوارالنّعمانیة، ج ٤، ص ٧١.
