
علت خلقت شیطان
علت و فلسفه خلقت شيطان. شرح فقره: فاذا اكرم اللَه العبدَ بهذه الثلاثه هان عليه الدنيا و ابليس و الخلق. 1 در صورتي كه انسان نسبت به آنچه كه خداوند متعال به او عنايت كرده تعلق و تملكي نبيند و آنها را عاريه و امانت الهي بشمرد مسائل عالم دنيا براي او سهل و آسان ميشود. 2 فرمايش مرحوم علّامه طهراني نسبت به يكي از علماء كه برخي افراد را در جايگاه و رتبه ائمه معصومين علیهم السلام قرار ميداد. 3 ملاك در برتري وكمال افراد اقبال و ادبار تودۀ مردم كه بر اساس غلبه احساسات و تخيلات است نميباشد. 4 نزديكترين افراد از شيعيان و اصحاب، امام حسين علیه السلام را در واقعه كربلا تنها گذاشتند. 5 انسان بايد تدبير امور خود را به خداوند متعال سپرده، بر اساس وظيفه و تكليف خويش عمل كند چه به نتيجه برسد يا نرسد. 6 انتقال ناراحتيها و مشكلات و امور خارج از محيط منزل به خانواده موجب از بين رفتن استعدادات و ظرفيتهايي ميشود كه خداوند متعال در وجود اصل خانواده و زن و فرزندان قرار داده است. 7 بيان برخي از وظايف زن و شوهر در زندگي زناشويي. 8 درصورتي كه انسان اصل وجود خويش را امانت و عاريه ای از جانب خداوند متعال ببيند ديگر نسبت به آثار و لوازم اين عاريه احساس تعلق و تملك نميكند. 9 آنچه وظيفه افراد بشمار ميرود اينست كه اعمال خود را منطبق بر اوامر و نواهي پروردگار كرده و از توجيه و تأويل آنها بر اساس خواستههاي نفساني خود پرهيز كند. 10 انسان در مواجه با مطالب و امور حق ذهن خود را بايد فارغ كرده و از داشتن پيشفرض خودداري كند. 11 بيان علت و فلسفه خلقت شيطان از طرف پروردگار متعال. 12 تفسير آيۀ سورۀ مباركه اعراف:( يا بَني آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ...) 13 كيفيت نفوذ شيطان در وجود افراد بر اساس زينت و جلوه دادن امور اعتباري و دنيوي. 14 ذكر روايتي در ارتباط با پيشنهاد حضرت جبرائيل علیه السلام نسبت به حضرت آدم علیه السلام در انتخاب يكي از سه امر، و عقل، دين و حيا و شرح و تفسير آن.
علت خلقت شیطان
توضیحات:
علت و فلسفه خلقت شيطان. شرح فقره: فاذا اكرم اللَه العبدَ بهذه الثلاثه هان عليه الدنيا و ابليس و الخلق. 1 در صورتي كه انسان نسبت به آنچه كه خداوند متعال به او عنايت كرده تعلق و تملكي نبيند و آنها را عاريه و امانت الهي بشمرد مسائل عالم دنيا براي او سهل و آسان ميشود. 2 فرمايش مرحوم علّامه طهراني نسبت به يكي از علماء كه برخي افراد را در جايگاه و رتبه ائمه معصومين علیهم السلام قرار ميداد. 3 ملاك در برتري وكمال افراد اقبال و ادبار تودۀ مردم كه بر اساس غلبه احساسات و تخيلات است نميباشد. 4 نزديكترين افراد از شيعيان و اصحاب، امام حسين علیه السلام را در واقعه كربلا تنها گذاشتند. 5 انسان بايد تدبير امور خود را به خداوند متعال سپرده، بر اساس وظيفه و تكليف خويش عمل كند چه به نتيجه برسد يا نرسد. 6 انتقال ناراحتيها و مشكلات و امور خارج از محيط منزل به خانواده موجب از بين رفتن استعدادات و ظرفيتهايي ميشود كه خداوند متعال در وجود اصل خانواده و زن و فرزندان قرار داده است. 7 بيان برخي از وظايف زن و شوهر در زندگي زناشويي. 8 درصورتي كه انسان اصل وجود خويش را امانت و عاريه ای از جانب خداوند متعال ببيند ديگر نسبت به آثار و لوازم اين عاريه احساس تعلق و تملك نميكند. 9 آنچه وظيفه افراد بشمار ميرود اينست كه اعمال خود را منطبق بر اوامر و نواهي پروردگار كرده و از توجيه و تأويل آنها بر اساس خواستههاي نفساني خود پرهيز كند. 10 انسان در مواجه با مطالب و امور حق ذهن خود را بايد فارغ كرده و از داشتن پيشفرض خودداري كند. 11 بيان علت و فلسفه خلقت شيطان از طرف پروردگار متعال. 12 تفسير آيۀ سورۀ مباركه اعراف:( يا بَني آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ...) 13 كيفيت نفوذ شيطان در وجود افراد بر اساس زينت و جلوه دادن امور اعتباري و دنيوي. 14 ذكر روايتي در ارتباط با پيشنهاد حضرت جبرائيل علیه السلام نسبت به حضرت آدم علیه السلام در انتخاب يكي از سه امر، و عقل، دين و حيا و شرح و تفسير آن.
علت خلقت شیطان
22ببینید ما یك اصول عقلایی داریم، اسلام این اصول عقلایی را تایید کرده، همان كسی كه میگوید چاقو را بیخود به دست بزنی باید روز قیامت پاسخ بدهی، اگر شما در جایی باید ٨٠٠ سیسی هم خون بدهی باید بدهی، برای اینكه نجات پیدا کنی، سلامتی پیدا کنی، اینجا اشكال ندارد، چرا؟ چون عقل اقتضا میكند، عقل میگوید باید در اینجا این كار را بكنی، آن جهت ندارد و اشكال دارد، این جهت دارد و بلااشکال است بلکه میشود گفت واجب است، اوّل عقل بعد اسلام، اوّل عقل بعد تشیع، اوّل عقل و بعد همه چیز، همه چیز، حیات، دین، تكامل همه اینها براساس چیست؟ براساس عقل است، مكتب عرفان این است.
ما این مطلب را دیشب عرض كردیم كه در مرام مرحوم آقا این است كه در مجالس باید فرد سخنران معمّم باشد و افرادی كه با مكتب مرحوم آقا آشنا هستند علّت و فلسفه این مطلب را میدانند چیست و اینكه بنده عرض كردم به جهت این بود، گرچه بعضی از دوستان ما در مجالسی اینها صحبت میكنند، روضه میخوانند ولی اینها موارد استثنائی است كه خود بنده گفتم، نه اینكه سر خود خدای ناكرده این كار را كرده باشند و اینها هم آمادگی برای هر تغییر و تحوّلی را هم دارند، صحبت من این بود كه من میبینم افرادی چه با نامه، چه مشافهةً از بنده تقاضای فردی را میكنند، جلسهای را میكنند و وقتی كه به آنها میگویم منبری دعوت كنید باز اصرار میكنند كه و كه و كه بیایند حتّی میگویند افرادی از خارج، میگویند آقا فلان، در محلّۀ ما یك فردی هست خوب صحبت میكند، خوب جوانها را جذب میكند آیا اجازه میدهید بیایند؟ میگویم نخیر فرد معمّم بیاورید بروید از خارج بیاورید، ولی معمّم باشد.
لذا در اینجا بنده خواستم این سوءتفاهم و این مسأله را كه پیش آمده ـ كه نسبت به بعضی از دوستان این قضیه سوءتفاهمی شده بود ـ در اینجا بگویم كه اینها بر همان طبق مسیر مرحوم آقا جزء موارد استثنایی هستند كه آن هم هر كسی نمیتواند تشخیص بدهد و همه خیال نكنند كه آنها جزء موارد استثناء هستند، نه آن مورد استثناء و مورد استثناء برای جای خودش هست و طبق زمان خاص به خودش و جلسه خاص به خودش را دارد و بنا و اساس برای تشكیل مجالس به این كیفیتی است كه عرض كردم، به این نحو است. اگر این جور باشیم خب در راه هستیم اگر این جور نباشیم خب نیستیم، این طرف میکنیم، آن طرف میکنیم، مسأله را به یک كیفیت، یك جور دیگر بررسی میكنیم و هی به دنبال مطلب...، فوقش فرض كنید كه یک فردی بیاید یك مقداری اصرار بکند خب من چه میگویم، میگویم خودتان میدانید دیگر، نهایت قضیه این است که خودتان میدانید، بعد چه میگویند؟ آقا اجازه دادند! مسأله این است، از این باب است.
