
خداوند متعال شیطان را برای تکامل بشر خلق کرده است
علت و فلسفه خلقت شيطان. شرح فقره: فاذا اكرم اللَه العبدَ بهذه الثلاثه هان عليه الدنيا و ابليس و الخلق. 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام عدم تدبير عبد نسبت به امور چگونه با رعايت نظم و دقت در امور كه در اسلام بسيار بدان توصيه شده است قابل جمع خواهد بود. 2 التزام و تعهد افراد نسبت به همۀ شروط متعهّده چه در ضمن عقد و يا غير آن، واجب و ضروري بوده و تخلف از آن حرام ميباشد. 3 ذكر سخنان مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با فردي كه از تعهدات خويش با فردي نسبت به امور تجاري تخلف كرده بود. 4 ذكر حكايتي از مرحوم علّامه طهراني مبني بر اخبار ايشان از خطور ذهني و نيت الهي فردي و سخن ايشان در ارتباط با آن. 5 علت و فلسفه خلقت شيطان بمنظور رشد و تكامل انسان و آگاهي او از نقاط ضعف وجودي خويش در سير حركت بسمت پروردگار و قرب او ميباشد. 6 فرمايشات استاد طهراني در ارتباط با مهارت بينظير مرحوم ميرخاني در خطاطي و سخنان ايشان در ارتباط با سعي و تلاش افراد براي رسيدن به هدف و مقصود. 7 همانگونه كه رسيدن به كمال در مسائل و علوم ظاهري منوط به سعي و تلاش و تحت تربيت قرار گرفتن ميباشد، رسيدن به مراتب معنوي و رشد كمال هم متوقف بر تربيت نفس و عبور از مراتب آن ميباشد. 8 روش بزرگان در تربيت افراد بر اساس از بين بردن جنبههاي نفساني و فرعونيتهاي وجود ايشان و تبديل آن به لطافت نفس و تجرد آن در اكتساب فيوضات توحيدي ميباشد. 9 خداوند متعال براي تكامل بشر و براي ظهور مقام خليفة اللّهي در او و رسيدن به عاليترين مرتبۀ معرفت و كمال شيطان را خلق كرده است. 10 ذكر حكايتي در ارتباط با سخنان سگ با بايزيد بسطامي در عالم مكاشفه و تنبه او از عمل خلافي كه انجام داده بود. 11 وجود حالت تواضع در اولياء الهي براي امور تصنّعي و ظاهري نميباشد بلكه بر اساس تغيير جوهري نفوس ايشان و تجلي حقيقت توحيد در آن ميباشد. 12 وساوس و مكايد شيطان در فريب افراد منحصر در امور خلاف نميباشد بلكه بر اساس مراتب افراد در امور الهي و سلوكي و عبادي جريان و نفوذ دارد. 13 توضيحي راجع به ديدگاه و نظر عرفاء اولياء الهي نسبت به شيطان. 14 مجالسي كه براي افراد از دنيا رفته گرفته ميشود بايد مجالس ترحيم و ذكر باشد نه مجالس تجليل و بزرگداشت. 15 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام تحقق سه امر در وجود انسان منجر به سهل و آسان شدن مسائل و امور عالم
خداوند متعال شیطان را برای تکامل بشر خلق کرده است
توضیحات:
علت و فلسفه خلقت شيطان. شرح فقره: فاذا اكرم اللَه العبدَ بهذه الثلاثه هان عليه الدنيا و ابليس و الخلق. 1 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام عدم تدبير عبد نسبت به امور چگونه با رعايت نظم و دقت در امور كه در اسلام بسيار بدان توصيه شده است قابل جمع خواهد بود. 2 التزام و تعهد افراد نسبت به همۀ شروط متعهّده چه در ضمن عقد و يا غير آن، واجب و ضروري بوده و تخلف از آن حرام ميباشد. 3 ذكر سخنان مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با فردي كه از تعهدات خويش با فردي نسبت به امور تجاري تخلف كرده بود. 4 ذكر حكايتي از مرحوم علّامه طهراني مبني بر اخبار ايشان از خطور ذهني و نيت الهي فردي و سخن ايشان در ارتباط با آن. 5 علت و فلسفه خلقت شيطان بمنظور رشد و تكامل انسان و آگاهي او از نقاط ضعف وجودي خويش در سير حركت بسمت پروردگار و قرب او ميباشد. 6 فرمايشات استاد طهراني در ارتباط با مهارت بينظير مرحوم ميرخاني در خطاطي و سخنان ايشان در ارتباط با سعي و تلاش افراد براي رسيدن به هدف و مقصود. 7 همانگونه كه رسيدن به كمال در مسائل و علوم ظاهري منوط به سعي و تلاش و تحت تربيت قرار گرفتن ميباشد، رسيدن به مراتب معنوي و رشد كمال هم متوقف بر تربيت نفس و عبور از مراتب آن ميباشد. 8 روش بزرگان در تربيت افراد بر اساس از بين بردن جنبههاي نفساني و فرعونيتهاي وجود ايشان و تبديل آن به لطافت نفس و تجرد آن در اكتساب فيوضات توحيدي ميباشد. 9 خداوند متعال براي تكامل بشر و براي ظهور مقام خليفة اللّهي در او و رسيدن به عاليترين مرتبۀ معرفت و كمال شيطان را خلق كرده است. 10 ذكر حكايتي در ارتباط با سخنان سگ با بايزيد بسطامي در عالم مكاشفه و تنبه او از عمل خلافي كه انجام داده بود. 11 وجود حالت تواضع در اولياء الهي براي امور تصنّعي و ظاهري نميباشد بلكه بر اساس تغيير جوهري نفوس ايشان و تجلي حقيقت توحيد در آن ميباشد. 12 وساوس و مكايد شيطان در فريب افراد منحصر در امور خلاف نميباشد بلكه بر اساس مراتب افراد در امور الهي و سلوكي و عبادي جريان و نفوذ دارد. 13 توضيحي راجع به ديدگاه و نظر عرفاء اولياء الهي نسبت به شيطان. 14 مجالسي كه براي افراد از دنيا رفته گرفته ميشود بايد مجالس ترحيم و ذكر باشد نه مجالس تجليل و بزرگداشت. 15 بر اساس كلام امام صادق عليه السلام تحقق سه امر در وجود انسان منجر به سهل و آسان شدن مسائل و امور عالم
خداوند متعال شیطان را برای تکامل بشر خلق کرده است
16همین دو سه ساعت پیش كه داشتیم میآمدیم اینجا یكی از رفقا در مسیر قضیهای راجع به یكی از دوستانی كه در همین مجلس هستند نقل كرد؛ چندی پیش یكی از فامیل آنها به رحمت خدا رفته بود، مجالس و اینها خیلی مفصّل بود. ایشان نقل كردند كه آن شخص به به خواب آن افراد آمده بودند، همینطور غذاها مفصّل بود و دیگها مفصّل و این چیزها بوده اشاره كرده گفته: یك كدام از این دیگها و غذاها به من نرسید. بعد یك لیوان دوغ برمیدارد میگوید این یك لیوان دوغ هم به من نرسید!
شیطان میآید ها! حالا فوت كرده مجلس بیندازید، آبرو داریم، آبرو داریم باید مجلس بیندازیم، باید دعوت كنیم هرچه بیشتر دعوت كنیم تجلیل هان! در جلسه گذشته راجع به تجلیل صحبت شد دیگر عرض كردم تجلیل یعنی بادكنك، یادتان رفته؟ هان بادكنك؛ این یعنی تجلیل. مجلس تجلیل یعنی مجلس بادكنك. حالا هر وقت دیدید تو اعلانات طهران و این طرف و آن طرف زیر تجلیل بنویسید بادكنك ننویسیدها در دلتان بنویسید! بزرگداشت، بزرگداشت یعنی بادكنك. كه باد میشود؟ نه آن بدبختی كه دارد حساب دو دوتا چهارتایش را پس میدهد، آنكه بزرگ نمیشود. اینهایی كه دم در میایستند ردیف به ردیف، قشنگ میایستند، صاحب عزا، اینها بادكنكاند. آن آقا هم رفته بالای منبر آن هم هی دارد پف میكند، هی آن پف میكند هی این دارد باد میشود. نگاه كنید، اوّل مجلس تا آخر مجلس این یك متر اضافه شد. چشم باطن داشته باشیمها اوّل اینقدر بود نیم ساعت از جلسه گذشت شد اینقدر، دو ساعت گذشت شد اینقدر، آخر مجلس از در نمیتواند برود بیرون. این همین است، بزرگداشت یعنی همین. این شیطان میآید اینجا ها.
خب بیچاره مسكین، او كه دارد آن بالا میگوید این الآن شیطان است كه نقاط ضعف را یك یك به تو نشان میدهد، نگاهكن از چه مواردی ضربهپذیر هستی؟ نگاه كن از كجا داری میخوری؟ نگاه كن چقدر گیر داری؟ نگاه كن شصت سال هفتاد سال از عمرت گذشته در چه مسائلی گیری! بیچاره فردا تو هم مثل او هستی! دو روز دیگر بین تو فاصله نیست تا همان جایی بروی كه الآن این رفته، ها اینها را یك یك میآید تذكر میدهد، جهات را میآید برای انسان بیان میكند. اینجاست كه ما باید یك نظر دیگری بر این جناب بیندازیم و از مسائلی كه برای ما پیش میآورد باید درس عبرت بگیریم و نه به عنوان یك موجود قابل تنفّر و ترس و با رعب و وحشت به او نگاه كنیم با او طرح رفاقت بیندازیم؛ نه رفاقتی كه بیاییم او را در كنار خودمان قرار بدهیمها نه، منظور این نیست، منظور این است كه به عنوان یك موجودی كه خداوند او را قرار داده است تا در هر لحظه برای ما یك منبّهای باشد و یك مُذّكری باشد و با خطور مسائل خلاف ما را به آن نكات متوجّه میكند به این نظر باید نظر بیندازیم.
