اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تفاخر و کثرت طلبی در مكاتب مادى و ماتریالیستى‏

14٬646
عنوان بصری
جلسات

پرهيز ازتفاخر و تكاثر در امور . شرح فقره: فإذا اكرم اللَه العبدَ.... و لا يطلب الدنيا تکاثراّ و تفاخراً. 1 توضيحي راجع به معناي فخر و تفاخر و معناي كثرت و تكاثر. 2 در اين فقرۀ شريفه آنچه مد نظر امام صادق عليه السلام مي‌باشد و افراد را نسبت به آن تنبه و تذكر مي‌دهند مسأله تفاخر و تكاثر مي‌باشد نه فخر و كثرت. 3 امام صادق عليه السلام تحقق سه امر در وجود انسان را سبب سهل و آسان شدن دنيا و مسائل آن براي افراد بيان مي‌كنند. 4 ذكر حكايتي از مرحوم حاج آقا معين شيرازي بر خلوص نيت ايشان. 5 مشاهدۀ كاروان اهل بيت عليهم السلام در مسير دروازه شام و جريانات آن توسط مرحوم حاج هادي ابهري. 6 درخواست موعظه مرحوم حاج آقا معين شيرازي از مرحوم حاج هادي ابهري و بيان سه مطلب توسط ايشان. 7 ذكر حكايتي از مرحوم حاج آقا معين شيرازي در حيرت و سرگشتگي ايشان نسبت به موقعيت و جايگاه مرحوم حداد رضوان اللَه عليه و سهل و آسان بودن دنيا و مسائل آن براي مرحوم حداد. 8 بيان برخي از مطالب كه ذكر آنها در هنگام تناول نعمات الهي خلاف مسأله شكرگزاري و ادب در قبال پروردگار متعال مي‌باشد. 9 بيان نظر و ديدگاه مكاتب مادي و ماترياليستي نسبت به جايگاه انسان و وظائف او و مقايسۀ آن با ديدگاه و بينش الهي نسبت به انسان. 10 در فلسفه الهي محوريت حركت افراد بر اساس تطبيق رفتار و اعمال و كردار خود در راستاي رضايت پروردگار متعال مي‌باشد. 11 مرز ميان تفاخر و تكاثر با اقتصاد در امور به معناي اعتدال در هر مرتبه از مراتب فعل و عمل چه مي‌باشد؟ 12 سلوك بسمت پروردگار متعال عبارتست از حركت عقلاني كه پايه و ركن آن بر اساس عقل و منطق و رضايت پروردگار متعال استوار گرديده است. 13 بيان دو معنا از دنيا بر اساس اصطلاحات وارده از شرع. 14 توضيحي راجع به جايگاه عالم دنيا در نظام عالم خلقت و نسبت او با ساير عوالم. 15 بيان يكي از اسرار الهي در ارتباط با علت تمرّد و عدم سجدۀ شيطان بر انسان. 16 ذكر روايتي از امام باقر عليه السلام مبني بر ضيق و وسعت ناچيز عالم دنيا نسبت به عالم مثال و عالم مثال نسبت به عالم ملكوت. 17 تفسير آيۀ5 از سورۀ مباركه ملك:( وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطينِ...) 18 مراد از دنيا كه مورد نكوهش و مذمّت قرآن كريم و اولياء الهي قرار گرفته است چه مي‌باشد؟ 19 تنها مكان و محلي ك

تفاخر و کثرت طلبی در مكاتب مادى و ماتریالیستى‏

توضیحات:

پرهيز ازتفاخر و تكاثر در امور . شرح فقره: فإذا اكرم اللَه العبدَ.... و لا يطلب الدنيا تکاثراّ و تفاخراً. 1 توضيحي راجع به معناي فخر و تفاخر و معناي كثرت و تكاثر. 2 در اين فقرۀ شريفه آنچه مد نظر امام صادق عليه السلام مي‌باشد و افراد را نسبت به آن تنبه و تذكر مي‌دهند مسأله تفاخر و تكاثر مي‌باشد نه فخر و كثرت. 3 امام صادق عليه السلام تحقق سه امر در وجود انسان را سبب سهل و آسان شدن دنيا و مسائل آن براي افراد بيان مي‌كنند. 4 ذكر حكايتي از مرحوم حاج آقا معين شيرازي بر خلوص نيت ايشان. 5 مشاهدۀ كاروان اهل بيت عليهم السلام در مسير دروازه شام و جريانات آن توسط مرحوم حاج هادي ابهري. 6 درخواست موعظه مرحوم حاج آقا معين شيرازي از مرحوم حاج هادي ابهري و بيان سه مطلب توسط ايشان. 7 ذكر حكايتي از مرحوم حاج آقا معين شيرازي در حيرت و سرگشتگي ايشان نسبت به موقعيت و جايگاه مرحوم حداد رضوان اللَه عليه و سهل و آسان بودن دنيا و مسائل آن براي مرحوم حداد. 8 بيان برخي از مطالب كه ذكر آنها در هنگام تناول نعمات الهي خلاف مسأله شكرگزاري و ادب در قبال پروردگار متعال مي‌باشد. 9 بيان نظر و ديدگاه مكاتب مادي و ماترياليستي نسبت به جايگاه انسان و وظائف او و مقايسۀ آن با ديدگاه و بينش الهي نسبت به انسان. 10 در فلسفه الهي محوريت حركت افراد بر اساس تطبيق رفتار و اعمال و كردار خود در راستاي رضايت پروردگار متعال مي‌باشد. 11 مرز ميان تفاخر و تكاثر با اقتصاد در امور به معناي اعتدال در هر مرتبه از مراتب فعل و عمل چه مي‌باشد؟ 12 سلوك بسمت پروردگار متعال عبارتست از حركت عقلاني كه پايه و ركن آن بر اساس عقل و منطق و رضايت پروردگار متعال استوار گرديده است. 13 بيان دو معنا از دنيا بر اساس اصطلاحات وارده از شرع. 14 توضيحي راجع به جايگاه عالم دنيا در نظام عالم خلقت و نسبت او با ساير عوالم. 15 بيان يكي از اسرار الهي در ارتباط با علت تمرّد و عدم سجدۀ شيطان بر انسان. 16 ذكر روايتي از امام باقر عليه السلام مبني بر ضيق و وسعت ناچيز عالم دنيا نسبت به عالم مثال و عالم مثال نسبت به عالم ملكوت. 17 تفسير آيۀ5 از سورۀ مباركه ملك:( وَ لَقَدْ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّياطينِ...) 18 مراد از دنيا كه مورد نكوهش و مذمّت قرآن كريم و اولياء الهي قرار گرفته است چه مي‌باشد؟ 19 تنها مكان و محلي ك

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تفاخر و کثرت طلبی در مكاتب مادى و ماتریالیستى‏

15
  • به سلمان گفتند كه ما هی منتظر این استاندار هستیم پیك آمده می‌آید. گفت: حالا چه كارش دارید؟ هیچی آمدیم استقبال كنیم. گفت: حالا فرض كنید من هستم. گفتند: تو؟ گفت: بله ما هستیم ما هستیم. مگر استاندار شاخ دارد؟ حالا شاید امروزه شاخ داشته باشد ولی آن موقع شاخ نداشت! مگر استاندار شاخ دارد؟ نه ندارد. خوب برویم، كجا برویم؟ حركتش دادند به سمت استانداری. سلمان گفت اینجا؟! اینجا به درد ما نمی‌خورد بابا! اینجا مال خودتان، یك مسجدی به ما بدهید ما می‌رویم آنجا تا وقتی‌كه برای خودمان یك اتاق بسازیم. بعد شروع كرد خودش نه عمله نه بنا هیچ كدام، شروع كرد خودش برمی‌داشت خاك می‌آورد خشت درست می‌كرد. برداشت یك اتاق برای خودش ساخت، یك دانه بالاش هم از این حصیرهای خرما و اینها زد و كه یك مقداری از پاش هم بیرون بود. فقط همین‌قدر بدنش آفتاب نخورد. این استاندار مدائن بود یعنی استاندار ایران آن زمان، زمان خسرو پرویز. مدائن یعنی از تیسفون همین قسمت مدائن فعلی كه نزدیك بغداد هست و آن طاق كسری الان در آنجا هست. اینجا مركز حكمرانی سلمان بود نه در آن طاق در كنارش، اینجا تا كرمانشاه و همدان و ایران و تا حدود اهواز در جنوب، تمام اینها زیر حكومت این جناب استاندار بود كه سوار خر می‌شد و آن بقچه نان خشكش را هم می‌انداخت پشتش و راه می‌افتاد می‌رفت.

  • یك وقتی هم برای رفقا نقل كردم كارهای را كه سلمان انجام می‌داد و وقتی‌كه آمد دیگر اصلًا پاسبان و شرطه و اینها همه چیز ور افتاد. به یكی گفتش كه برو در فلان محله آنجا یك سگ بزرگی هست بگو سلمان می‌گوید حكومت شهر از امشب دیگر مال شما دیگر شما پاسداری بكنید. آن هم رفت در گوشش گفت و آن هم یك سری تكان داد. گفت باشد می‌دانیم چكار كنیم. بعد هم به مردم گفت همه دكانهایتان را باز كنید كسی دیگر نمی‌خواهد ببندد، حالا هر كی می‌خواهد ببندد خودش می‌داند. صبح آمدند یك جنازه این ور افتاده یكی آن ور افتاده یكی داره داد می‌زند یكی دارد ناله می‌زند، دزدها خوشحال شدند. عجب این چه كسی كه آمده دیگر نه پاسبانی. تا آمدند یكی سگ آمد گازش گرفت آن سگ به آن حمله كرد هیچ تمام شد، همه دیگر حساب خودشان را فهمیدند. شب كه می‌شد این سگ‌ها می‌آمدند توی خیابان‌ها شروع می‌كردند حركت كردن. دیگر علی كلّ حال آن هم یك حكومت بود حالا بگذریم.

/ 613