
پرهیز از تفاخر و تكاثر
پرهيز از تفاخر و تكاثر . شرح فقره: و لا يطلب الدنيا تکاثراّ و تفاخراً . 1 توضيحي راجع به معناي فخر و تفاخر. 2 ذكر حكايتي در ارتباط با شخص كه شرط كلنگ زدن مسجدي را عدم قضا شدن نماز شب او در طول عمر قرار داد و خودش اين عمل را انجام داد. 3 مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: حكم ارتباط بين سالك و خداي خود حكم ناموس انسان را دارد در حفظ خفاء قرار دادن آن از انظار. 4 در صورتي كه فرد سالك به بيان اسرار الهي و مكاشفات غيبيّه خود براي افراد بپردازد غيرت پروردگار توفيق رشد و حركت او در مسير الهي را از او ميگيرد. 5 بيان و نقد ديدگاه و بينش افرادي كه معتقدند حركت بسمت پروردگار متعال و تكميل نفوس و تجرد آن با توجه به دنيا و مسائل آن در تعارض ميباشد. 6 مقايسهاي ميان جهانبيني و نگرش جوامع غربي در تشكيل حكومتها و ديدگاه و نگرش اسلام نسبت به آن. 7 توطئه برخي از صحابه در به تأخير انداختن حركت جيش اسامة بن زيد و لعن پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم نسبت به افرادي كه از جيش او تخلف كنند. 8 ديدگاه و بينش پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم و اولياء الهي نسبت به مسأله حكومت و تشكيل آن. 9 عملكرد محيّرالعقول و عادلانه اميرالمؤمنين عليه السلام در قبال طلحه و زبير كه خواستار مناصب حكومتي بودند ايشان را به معارضه و مخالفت با حضرت وادار كرد. 10 ذكر حكايتي از مرحوم صدر اصفهاني كه تقاضاي ثروت و مكنت بيحد و حصر از پروردگار متعال براي كمك به فقرا و مستمندان كرده بود و بيان ديدگاه عرفاء باللَه نسبت به آن. 11 مسأله تفاخر در امور با مسأله توحيد و رجوع همۀ اسماء جزئيه به اسماء كليه پروردگار متعال در تعارض و تنافي صددرصد قرار دارد. 12 انحصار حقيقي علم و قدرت و حيات در پروردگار متعال و غفلت انسانها از ادراك اين حقيقت و واقعيت و انتساب آن به خود. 13 تفسير آيه 35 سورۀ مباركه ص: قال ربِّ اغفرلي وهبْ لي ملكاً لا ينبغي لِاَحدٍ.... 14 تزكيه نفس بواسطۀ مراقبه و مجاهده و تسليم محض در تحت راهنمايي فرد خبير و شخصی كه به مقام معرفت تامه پروردگار متعال رسيده حاصل می شود. 15 سخن مرحوم علّامه طهراني در ارتباط با ضلالت فردي كه نورانيت شهري را بوجود خود دانسته، و با خروج خود از آن منطقه ، آن شهر را در ظلمت محض ميديده است. 16 ديدگاه حضرت يونس عليه السلام نسبت به پروردگار متعال از منظر وصف قهّاريت و جبّاريت و غ
پرهیز از تفاخر و تكاثر
2أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
قالَ إمامُنا الصّادقُ عَلَیه السَّلام: و لایطلُبُ الدُّنیا تَكاثُرا و تَفاخُراً؛ امام علیه السّلام میفرمایند: توفیقی را كه خدای متعال به این بنده عنایت كند این است كه دنیا را برای تفاخر و مباهات و تظاهر به افراد دیگر نمیطلبد، و به دنبال دنیا برای تفاخر به دیگران و به جهت زیادهطلبی نمیرود.
مسئله تكاثر و زیادهطلبی مطلبی است كه انشاءاللَه در جلسات بعد ذكرش خواهد آمد. اما در مسئله تفاخر، در جلسات گذشته به عرض رفقا رسید كه تفاخر یعنی خودنمایی و خود را به دیگران ارائه دادن؛ یك وقت شخصی علم دارد، یك وقت شخصی علم خود را به دیگران نشان میدهد. یك وقت شخصی مال دارد، در وقت دیگر این مال را به رخ دیگران میكشاند. یك وقت شخصی جمال دارد، یك وقت آن جمال را به دیگران نشان میدهد، ارائه میدهد. این صورت دوم را میگویند تفاخر. یك وقت یك شخصی عبادت میكند، یك وقت آن عبادت را به دیگران ارائه میكند، نشان میدهد، این تفاخر است.
الان این حكایت در ذهنم آمد، تذكرش بد نیست. در كتابی میخواندم از یكی از آقایان از علماء كه فعلًا ایشان حیات دارند، ایشان میگفتند كه: مرا برای بنای یك مسجدی به یكی از شهرها برده بودند، مسجدی قرار بود بنا شود، از ما خواسته بودند كه در بنای مسجد و كلنگ زدن در آن ساختمان شركت كنیم و این كلنگ به دست ما انجام بشود. وقتیكه همه افراد در آنجا اجتماع كرده بودند از بعضی از علماء و اهل علم و افراد معروف و اینها، آن شخصی كه صاحب زمین بود آمد و گفت: كلنگ این زمین را كسی باید بزند كه یك نماز شب در طول عمرش از هنگام بلوغ تا الان از او فوت نشده باشد! طبعاً هیچكس قدم پیش نگذاشت. وقتیكه دید كسی نیامد، خودش آمد و كلنگ را برداشت و بر زمین زد. حالا این عمل به نظر رفقا صحیح است؟ شما نماز شب برای چه كسی خواندی؟! حالا آن شخص در آن كتاب داشت تعریف این فرد را میكرد كه این چه فردی بوده كه از هنگام بلوغ تا آن زمان كه سنش به حدود شصت و خوردهای رسیده بود، یك شب نماز شبش فوت نشده بود! با معیارهایی كه رفقا و دوستان در اختیار دارند این مسئله نمیسازد. نماز خواندی برای خودت خواندی و بین خودت و خدا بوده، چرا میخواهی به رخ مردم بكشی؟! میخواهی بگویی كه نماز شب لازم است اینطور چرا باید گفت؟! اهتمام نماز شب را میخواهی بیانبكنی، به قسم دیگر و به انواع دیگر هم میشود مطلب را مطرح كرد. اما در میان جمع و به این كیفیت مطرح كردن صحیح نیست. اینها بروزات و ظهورات نفس است. نفس فقط از دریچههای خاص كه طلوع نمیكند، یك موردش هم همین است.
