اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سِرّ تأخیر ورود حضرت سلیمان علیه السلام به بهشت‏

14٬965
عنوان بصری
جلسات

بيان سِرّ تأخير ورود حضرت سليمان علیه السلام به بهشت. شرح فقره: و لا يطلب الدنيا الدنیا تکاثراّ وتفاخراّ . 1 حقيقت همۀ كمالات وجودي و يافته‌هاي انسانها در اين دنيا و آن دنيا به فضل و عنايت پروردگار متعال بوده و هيچ كس به اندازۀ سر سوزني نمي‌تواند آنها را به خود نسبت دهد. 2 حقيقت نفس انسان پديده‌ايست بسيار پيچيده كه در بعضي از موارد خود انسان قادر به تشخيص تعارض دروني وجود خويش در ارتباط با افراد و جريانات نخواهد بود. 3 همه جنايات و ظلم‌هايي كه بر مردم ايران در زمان مغول وارد آمد بر اساس سلطۀ نفس و نفسانيات بوده است. 4 توضيحي راجع به سِرّ فرمايش امام صادق عليه السلام در ارتباط با حضرت سليمان علیه السلام مبني بر اينكه در روز قيامت پس از ورود همۀ انبياء الهي به بهشت حضرت سليمان علیه السلام وارد آن مي‌شوند. 5 حضرت سليمان گسترۀ سلطنت و ملك خويش را به منظور اجراي عدالت و اقامه توحيد و شعائر الهي از پروردگار متعال تقاضا مي‌كند. 6 لذت استيلا و سلطنت بر نفوس افراد قابل مقايسه با هيچ يك از لذّات موجود در دنيا نمي‌باشد. 7 مرحوم علّامه طهراني در خطاب به يكي از علماء معروف كه با گذشت زمان و ملقب شدن به عناوين مختلف و موقعيت سابق خود را از دست داده بود مي‌فرمايند: من همان احمد لا ينصرف‌ام كه علي بر سر من جرّ ندهد. 8 ورود افراد در بهشت به معناي مواجه شدن با حريم پروردگار و مصاحبت و اقتران با انس پروردگار بر اساس مقدار قرب ايشان مي‌باشد. 9 با وجود آنكه امام زمان عليه السلام حكومتي جهاني بر اساس اقامۀ عدل و شعائر الهي بر پا مي‌كنند چگونه مسئله حضرت سليمان علیه السلام در ارتباط با ايشان جريان ندارد. 10 توضيحي راجع به برخي از ويژگي‌ها و خصوصيات و آثاري كه بر حكومت جهاني امام عصر عليه السلام حاكم‌فرما مي‌باشد. 11 حضرت سليمان علیه السلام نسبت به اقامه عدل و توحيد و شعائر الهي در مقام خواست و تقاضا و پيشنهاد دهنده مي‌باشد بخلاف حضرت حجة بن الحسن عليه السلام. 12 تنبه و هشدارباش بزرگان و اولياء الهي از خطر ورود افراد در مرض مهلك تكبر و خودمحوري در اثر كسب علم و دانش. 13 اميرالمؤمنين عليه السلام در اوصاف مؤمن مي‌فرمايند: يمزج العلم بالحلم. 14 بيان احوالات اولياء و عرفاء باللَه در مواجه و برخورد با اصناف متفاوت انسانها از كوچك و بزرگ، عالم و جاهل. 15 نحوه برخورد متفاوت و كيفيت حشر و نشر داشت

سِرّ تأخیر ورود حضرت سلیمان علیه السلام به بهشت‏

توضیحات:

بيان سِرّ تأخير ورود حضرت سليمان علیه السلام به بهشت. شرح فقره: و لا يطلب الدنيا الدنیا تکاثراّ وتفاخراّ . 1 حقيقت همۀ كمالات وجودي و يافته‌هاي انسانها در اين دنيا و آن دنيا به فضل و عنايت پروردگار متعال بوده و هيچ كس به اندازۀ سر سوزني نمي‌تواند آنها را به خود نسبت دهد. 2 حقيقت نفس انسان پديده‌ايست بسيار پيچيده كه در بعضي از موارد خود انسان قادر به تشخيص تعارض دروني وجود خويش در ارتباط با افراد و جريانات نخواهد بود. 3 همه جنايات و ظلم‌هايي كه بر مردم ايران در زمان مغول وارد آمد بر اساس سلطۀ نفس و نفسانيات بوده است. 4 توضيحي راجع به سِرّ فرمايش امام صادق عليه السلام در ارتباط با حضرت سليمان علیه السلام مبني بر اينكه در روز قيامت پس از ورود همۀ انبياء الهي به بهشت حضرت سليمان علیه السلام وارد آن مي‌شوند. 5 حضرت سليمان گسترۀ سلطنت و ملك خويش را به منظور اجراي عدالت و اقامه توحيد و شعائر الهي از پروردگار متعال تقاضا مي‌كند. 6 لذت استيلا و سلطنت بر نفوس افراد قابل مقايسه با هيچ يك از لذّات موجود در دنيا نمي‌باشد. 7 مرحوم علّامه طهراني در خطاب به يكي از علماء معروف كه با گذشت زمان و ملقب شدن به عناوين مختلف و موقعيت سابق خود را از دست داده بود مي‌فرمايند: من همان احمد لا ينصرف‌ام كه علي بر سر من جرّ ندهد. 8 ورود افراد در بهشت به معناي مواجه شدن با حريم پروردگار و مصاحبت و اقتران با انس پروردگار بر اساس مقدار قرب ايشان مي‌باشد. 9 با وجود آنكه امام زمان عليه السلام حكومتي جهاني بر اساس اقامۀ عدل و شعائر الهي بر پا مي‌كنند چگونه مسئله حضرت سليمان علیه السلام در ارتباط با ايشان جريان ندارد. 10 توضيحي راجع به برخي از ويژگي‌ها و خصوصيات و آثاري كه بر حكومت جهاني امام عصر عليه السلام حاكم‌فرما مي‌باشد. 11 حضرت سليمان علیه السلام نسبت به اقامه عدل و توحيد و شعائر الهي در مقام خواست و تقاضا و پيشنهاد دهنده مي‌باشد بخلاف حضرت حجة بن الحسن عليه السلام. 12 تنبه و هشدارباش بزرگان و اولياء الهي از خطر ورود افراد در مرض مهلك تكبر و خودمحوري در اثر كسب علم و دانش. 13 اميرالمؤمنين عليه السلام در اوصاف مؤمن مي‌فرمايند: يمزج العلم بالحلم. 14 بيان احوالات اولياء و عرفاء باللَه در مواجه و برخورد با اصناف متفاوت انسانها از كوچك و بزرگ، عالم و جاهل. 15 نحوه برخورد متفاوت و كيفيت حشر و نشر داشت

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

سِرّ تأخیر ورود حضرت سلیمان علیه السلام به بهشت‏

15
  • وقتی‌كه مجلس خلوت شد، مرحوم آقا رو كردند به من گفتند این حالتی‌كه این فرد دارد همان حالتی است كه انسان از یك سالك توقع دارد، ببینید! این است! یعنی حالتی‌كه هیچ چیزی برای خود نمیخواهد و نمیخواهد چیزی را كم بگذارد و آن رتبه بالاتر را همیشه برای خود نگه دارد، این حالت، حالت زشت و حالت ناپسندی است، این حالت، حالت نامناسب است. خدا به تو داده تو هم بده به بقیه! این تجربه را چه كسی به تو داده؟ خدا به تو داده، خب همین را بده به بقیه! چه كم میشود؟! چه از تو كم میآید؟! لذا یك رجل الهی همیشه در اعطاء علم به دیگران، نفس آن اعطاء را هم از او می‌بیند و این یك مطلبی است بالاتر از تواضع.

  • دیده شده بعضی دوستان میآیند میگویند آقا ما كه بالای منبریم داریم برای مردم صحبت می‌كنیم، میبینیم خودمان كه اهل نیستیم، پس برای چه این حرف‌ها را بزنیم، پس دیگر نگوییم! عرض من به آنها این بود و این است، حتی راجع به خود من، مگر حالا ما این حرف‌هایی كه می‌زنیم خودمان عمل می‌كنیم؟ ما تكلیف خودمان را روشن كنیم، نه! این‌طور نیست! بسیاری از شما شاید نسبت به این مسائل شاید كه نخیر! می‌توانم بگویم بالأكید یا قطعاً اهتمام بیشتر با عِرق و با حرارت بیشتر و متابعت بیشتر را در مبانی و مسائل بزرگان و اولیاء الهی دارید، این مطلب را قطعاً بنده می‌دانم، اینجا هم تواضع نمیكنم! شاید رفقا بدانند كه ما خیلی هم اهل تواضع نیستیم. نه! تواضعی نمی‌كنیم! قطعاً میدانم! اما صحبت در این است، این مقدار را می‌توانیم به خودمان بپذیرانیم كه اگر یك مطلبی هست و این حق است، چرا گفته نشود؟! اگر قرار است كه چند نفر بشنوند و عمل كنند، چرا نگوییم؟! اینجا مسئله چطور میشود؟ اعطاء مسئله هم از ناحیه خود نباید باشد. خداوند این علم را قرار داده، در اینكه شكی نیست، این تجربه را قرار داده، این مطلب را در ذهن قرار داده، حالا به هر علتی و به هر واسطه‌ای، چه از كتاب، چه از كلام بزرگان، چه از شنیدن، چه از دریافت، یا اینكه انسان خودش ادراك بكند، بالاخره این كه آمده البته نه اینكه انسان هر حرفی را هر جایی هم بزند ها، هر سخن جایی و هر نكته مكانی دارد، ولی نه، در آن مواردی كه زمینه و ظرف، مستعد است برای پذیرش و تقبل مطلب چرا انسان این مطلب را از خود بداند تا اینكه خود را سرزنش كند من كه اهل نیستم چرا بگویم؟ این از جایی آمده، این را هم به بقیه القا كن! از او بدان! واقعیت همین است! بخواهیم یا نخواهیم از اوست. چه بخواهیم چه نخواهیم، چه قبول داشته باشیم یا قبول نداشته باشیم، مطلب از اوست! ولی در مقام نفس و در مقام اثبات هم، این مطلب را ما از او بدانیم، هم تجربه را او داده و مطلب را او داده و هم القاء آن از ناحیه اوست؛ یعنی القاء این مطلب و بیان این مطلب و اعطائش هم طبعاً از ناحیه پروردگار باید باشد و این مسئله، مسئله حق است، این مسئله، مسئله درست است.

/ 260