
چیستی حقیقت عزت و علو
اختصاص حقيقت عزت و علو به پروردگارمتعال. شرح فقره: و لا يطلب الدنيا تكاثراً و تفاخراً. 1 دنيا عبارتست از حقيقتي كه انسان را از مبدأ خود دور كند و بين او و توجه به پروردگار متعال حجاب قرار دهد. 2 بيان ديدگاه اميرالمؤمنين عليه السلام نسبت به حكومت و شيوۀ حكومتداري حضرت. 3 بيان مراد امام صادق عليه السلام از فقرۀ ولا يطلب ما عند الناس عزّاً و عُلوّاً. 4 بيان معناي عزّت و عُلوّ و اختصاص حقيقي آن دو به پروردگار متعال. 5 توضيحي راجع به فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام در مناجات مسجد كوفه: الهي انت العزيز و اَنا الذليل و هل یرحم الذليل الا العزيز. 6 مؤثّر حقيقتي در عالم وجود پروردگار متعال ميباشد و همۀ صفات كماليه همچون علم و قدرت نشأت گرفته از او و مختصّ به او ميباشد. 7 ذكر حكايتي در ارتباط با حاصل شدن فراموشي براي يكي از علماء معروف اصول بر اثر كهولت سنّ. 8 بيان علّت و فلسفه اينكه چرا عزّت و علوّ تنها اختصاص به پروردگار متعال دارد. 9 سرگذشت ملوك و پادشاهان ظالم در طول تاريخ نشانهاي بارز از اختصاص صفت عزت و علّو در پروردگار متعال ميباشد. 10 افرادي كه علّو و استكبار را از خود ديده و به خود منتسب ميكنند خداوند متعال اسباب و وسايل اين گمراهي را براي ايشان بيش از پيش فراهم ميكند و ايشان را دچار سنت استدراج ميكند. 11 انساني كه كوس انانيت و استكبار او گوش جهان را كَر كرده است قدرت حفظ خويش را در مقابل يك ميكروب و ويروس ندارد. 12 تفسير آيه 26 سورۀ مباركۀ آل عمران:( قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ)
چیستی حقیقت عزت و علو
توضیحات:
اختصاص حقيقت عزت و علو به پروردگارمتعال. شرح فقره: و لا يطلب الدنيا تكاثراً و تفاخراً. 1 دنيا عبارتست از حقيقتي كه انسان را از مبدأ خود دور كند و بين او و توجه به پروردگار متعال حجاب قرار دهد. 2 بيان ديدگاه اميرالمؤمنين عليه السلام نسبت به حكومت و شيوۀ حكومتداري حضرت. 3 بيان مراد امام صادق عليه السلام از فقرۀ ولا يطلب ما عند الناس عزّاً و عُلوّاً. 4 بيان معناي عزّت و عُلوّ و اختصاص حقيقي آن دو به پروردگار متعال. 5 توضيحي راجع به فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام در مناجات مسجد كوفه: الهي انت العزيز و اَنا الذليل و هل یرحم الذليل الا العزيز. 6 مؤثّر حقيقتي در عالم وجود پروردگار متعال ميباشد و همۀ صفات كماليه همچون علم و قدرت نشأت گرفته از او و مختصّ به او ميباشد. 7 ذكر حكايتي در ارتباط با حاصل شدن فراموشي براي يكي از علماء معروف اصول بر اثر كهولت سنّ. 8 بيان علّت و فلسفه اينكه چرا عزّت و علوّ تنها اختصاص به پروردگار متعال دارد. 9 سرگذشت ملوك و پادشاهان ظالم در طول تاريخ نشانهاي بارز از اختصاص صفت عزت و علّو در پروردگار متعال ميباشد. 10 افرادي كه علّو و استكبار را از خود ديده و به خود منتسب ميكنند خداوند متعال اسباب و وسايل اين گمراهي را براي ايشان بيش از پيش فراهم ميكند و ايشان را دچار سنت استدراج ميكند. 11 انساني كه كوس انانيت و استكبار او گوش جهان را كَر كرده است قدرت حفظ خويش را در مقابل يك ميكروب و ويروس ندارد. 12 تفسير آيه 26 سورۀ مباركۀ آل عمران:( قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ)
چیستی حقیقت عزت و علو
14اما منافقین چه كسانیاند؟ آن افرادی كه مطلب برایشان ... لذا خدا میفرماید: لا يَفْقَهُونَ اینها نمیفهمند اینها حق را با باطل عوض كردند. عزت كه مال اوست به خودشان نسبت دادند، علو كه مال پروردگار است به خودشان نسبت میدهند، آن صفات حسنه، الان كه با هم جمع شدیم شما خیال میكردید عرضه داشتید كه با هم جمع شوید، نه من بخواهم همهتان میروید، منافقین ها! ما الان آمدیم دورهم جمع شدیم و ... یك مرتبه میبیند همه رفتند این میگوید من دلم درد گرفته، آن میگوید من كار دارم، آن میگوید من چكم برگشته، آن میگوید ... یك دفعه هیچ كسی نبود هیچ كسی نیامد.
مسلم بن عقیل نماینده سیدالشهداء علیه السّلام چه بود؟ سی هزار نفر پشت سرش در مسجد كوفه نماز میخواندند، یك دفعه نگاه كرد دید یك نفر هم پشت سرش نیست ولی حواسش جمع بود، حواسش جمع بود. آن نماینده امام حسین بود امام حسین هم هر كسی را نمیفرستد. كسی را میفرستد كه همان افكار خودش را در میان مردم تبلیغ كند، همان ایده و عقائد را در میان مردم بگوید. لذا نیامد خودش را تسلیم كند، همه رفتید كه رفتید من تسلیم نمیشوم من دنبال آنم، بگیرید مرا بكشید تكه تكه بكنید، هركاری میخواهید بكنید بكنید، قدرت پیدا كنم دوباره این كار را میكنم، دوباره مردم را جمع میكنم مردم بروند بروند، من باز همانم، هیچ تغییری نمیكنم ابدا هیچ برایم فرق نمیكند؛ چون نماینده سیدالشهداء است از طرف او آمده. اما این مطلب را منافقین نمیفهمند لایفْقَهُون نمیفهمند، دنیا را به جای آخرت میگذارند آخرت را به جای دنیا میگذارند، امور دنیا آنها را میفریبد و مسائل آنها را از پرداختن به حقیقت باز میدارد، عزت را از خود میبینند و علو را از خود میبینند.
این افراد چه حالی دارند؟ امام صادق علیه السّلام میفرماید: این افراد افرادیاند كه به هر موقعیتی نگاهبكنند میگویند ای كاش ما جای این بودیم. به یك فرد نگاه میكنند میبینند كه مدیر است: ای كاش ما جای این پشت صندلی بودیم، به فردی نگاه میكنند میبینند علمش زیاد است ای كاش ما بودیم، به یك فرد نگاه میكنند میبینند متمول است ای كاش ما به جای او بودیم، مرتب ای كاش ای كاش ای كاش، این ای كاشها از چه ناشی میشود؟ برای عزت مجازی و برای علو. آیه قرآن میفرماید، امام صادق علیه السّلام هم در فقرات بعدی این آیه را میفرماید: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ القصص، ٨٣ ما دار آخرت را برای چه كسانی قرار دادیم؟ برای كسانی كه لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ به دنبال بالا منشی نیستند، بدست آمد آمد، نیامد هزار سال میخواهم نیاید. مال بدست آمد آمد نیامد كه نیامد. البته این مطالبی كه امروز عرض كردم مقدمه برای مسائل بعدی است كه انشاءاللَه در جلسات دیگر راجع به این قضیه تا آن حدودی كه مقتضی باشد و ظرفیت ما اقتضاء كند بسط و گسترش خواهیم داد نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً در این عالم میآیند و میروند ولی مقصودشان از بودن در این عالم علوّ نیست، بر دیگران برتری پیدا كنند و لازمه این برتری كه فساد است. پس در هرجا دیدید كه فرد خود را از دیگران برتر میداند بدانید نتیجه این برتری فساد است؛ چون صلاح با توحید قابل جمع است و با توحید میسازد اما در آنجایی كه مسئله استعلا است مسئله برتری باشد، نتیجه تابع اخسّ مقدمات است آن مطلب هم به فساد كشیده میشود ولی وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ولی عاقبت برای متقین است.
