
عزت و علو پروردگار متعال
اختصاص حقيقت عزت و علو به پروردگار متعال. شرح فقره: و لا يطلب ما عند الناس عِزاً و عُلوّاً. 1 در چه صورت انسان ميتواند به مرتبهاي برسد كه محكوم امور اعتباري عالم دنيا و تعلّقات آن نشود. 2 توضيحي راجع به فرمايش امام صادق عليه السلام در اين فقرۀشريفه: ولا يطلب ما عند الناس عزَّاً و عُلوّاً. 3 ذكر حكايتي در ارتباط با فردي كه از مرحوم علّامه تقاضاي دستگيري و موعظه را داشت. 4 تفسير آيۀ شريفه (وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ ) 5 افراد زرنگ و رند كساني هستند كه قبل از پيش آمدن فِتَن و حوادث مختلف خود را در مجراي آن واقعه احساس كرده نسبت به ضرر و فايده و خيريت و شرّيت آن به تأمل و تفكر بپردازند. 6 توضيحي راجع به فرمايش مرحوم علّامه طهراني: كفي للمرء اَن يكون محاسباً لنفسه. 7 كيفيت نفوذ شيطان در امور عبادي و الهي افراد و مكر و حيلۀ او در فريب ايشان. 8 سبقت گرفتن برخي از صحابه از يكديگر در رفتن به سقيفۀ بني ساعده براي تعيين خليفه و اشتغال اميرالمؤمنين عليه السلام به مسائل تكفين و تدفين پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم در آنوقت. 9 حقيقت ظلماني شرك و نفاق در بعضي از موارد بصورت اقامۀ شعائر ديني و اشاعۀ اسلام و گسترش آن جلوه ميكند. 10 خليفة ثاني در ارتباط با اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي گوید: لا اُتّحمَّله حيّاً ولا ميّتاً.
عزت و علو پروردگار متعال
توضیحات:
اختصاص حقيقت عزت و علو به پروردگار متعال. شرح فقره: و لا يطلب ما عند الناس عِزاً و عُلوّاً. 1 در چه صورت انسان ميتواند به مرتبهاي برسد كه محكوم امور اعتباري عالم دنيا و تعلّقات آن نشود. 2 توضيحي راجع به فرمايش امام صادق عليه السلام در اين فقرۀشريفه: ولا يطلب ما عند الناس عزَّاً و عُلوّاً. 3 ذكر حكايتي در ارتباط با فردي كه از مرحوم علّامه تقاضاي دستگيري و موعظه را داشت. 4 تفسير آيۀ شريفه (وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ ) 5 افراد زرنگ و رند كساني هستند كه قبل از پيش آمدن فِتَن و حوادث مختلف خود را در مجراي آن واقعه احساس كرده نسبت به ضرر و فايده و خيريت و شرّيت آن به تأمل و تفكر بپردازند. 6 توضيحي راجع به فرمايش مرحوم علّامه طهراني: كفي للمرء اَن يكون محاسباً لنفسه. 7 كيفيت نفوذ شيطان در امور عبادي و الهي افراد و مكر و حيلۀ او در فريب ايشان. 8 سبقت گرفتن برخي از صحابه از يكديگر در رفتن به سقيفۀ بني ساعده براي تعيين خليفه و اشتغال اميرالمؤمنين عليه السلام به مسائل تكفين و تدفين پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم در آنوقت. 9 حقيقت ظلماني شرك و نفاق در بعضي از موارد بصورت اقامۀ شعائر ديني و اشاعۀ اسلام و گسترش آن جلوه ميكند. 10 خليفة ثاني در ارتباط با اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي گوید: لا اُتّحمَّله حيّاً ولا ميّتاً.
عزت و علو پروردگار متعال
15رسول خدا در یكی از جنگها قبل از اینكه جنگ شروع بشود رفته بودند كنار استراحت كنند، خسته شده بودند، شب تا صبح بیدار بودند و حركت میكردند، خواب بر آن حضرت غلبه كرده بود. یك قدری فاصله گرفتند از لشگر كنار سایه درختی رفتند استراحت كردند. یكی از آن مشركین داشت حضرت را میدید، فهمید، لباسش را تغییر داد و با لباس مبدّلآمد شمشیر گرفت بالای سر پیغمبر، پیغمبر را از خواب بیدار كرد. گفت بلند شو ببینم! اسم رسول خدا را برد، او كه رسول خدا نمیگفت یا محمّد! چه كسی میتواند تو را از من محافظت كند؟ چه كسی میتواند مانع باشد؟ حالا حضرت همینطور خوابیدهاند این هم با شمشیر بالا سر! غیر از این دیگر موقعیتی حسّاستر وجود دارد؟! نه دست پیغمبر شمشیر است، نه پیغمبر نشسته، نه ایستاده، خوابیده. اگر رستم دستان هم باشد كاری نمیتواند انجامبدهد. این هم با شمشیر بالا سر ایستاده و گفت چه كسی میتواند تو را نجات دهد؟ حضرت فرمودند: اللَه! خیلی آرام! همینطوری، هیچ تكان هم نخوردند، دستشان را زیر سرشان گذاشته گفتند: اللَه! واقعاً به گفتن آسان است، ولی خداوند توفیق بدهد كه یك همچنین حال عبودیت و تسلیم و رضا برای انسان پیدابشود تا بفهمیم كه رسول خدا در چه حالی بود. همینطوری، اصلًا دستشان را هم برنداشتند! حضرت زحمت دست برداشتن را به خودشان ندادند! همینطوری كه زیر سرشان بود!
خیال نكنید حضرت در آن موقع میدانستند كه خدا حفظ میكند، ابدا! شاید هم احتمال میدادند شمشیر بیاید پایین! اینطور نبود كه با خیال راحت، نه! اگر این حال بود هنر نبود! اگر كسی بداند این شخصی كه الان شمشیر دارد، یكدفعه تبدیل به یك مجسّمه میشود، ما هم بودیم سرمان را همینطور نگه میداشتیم. نه، پیغمبر احتمال میداد شاید مشیت الهی این باشد كه این بیاید و بزند. حال پیغمبر جوری بود كه غیر از این نمیدید و امور را فقط منتسب به او میدید، این مهم است. و إلا یك ربات هم بیاید اینجا كاری انجام نمیدهد، تا اینكه انسان به آن برنامه ندهد كاری انجام نمیدهد، مثل ستون میماند.
