اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عزت و علو پروردگار متعال‏

14٬398
عنوان بصری
علو وعزت

اختصاص حقيقت عزت و علو به پروردگار متعال. شرح فقره: و لا يطلب ما عند الناس عِزاً و عُلوّاً. 1 در چه صورت انسان مي‌تواند به مرتبه‌اي برسد كه محكوم امور اعتباري عالم دنيا و تعلّقات آن نشود. 2 توضيحي راجع به فرمايش امام صادق عليه السلام در اين فقرۀشريفه: ولا يطلب ما عند الناس عزَّاً و عُلوّاً. 3 ذكر حكايتي در ارتباط با فردي كه از مرحوم علّامه تقاضاي دستگيري و موعظه را داشت. 4 تفسير آيۀ شريفه (وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ ) 5 افراد زرنگ و رند كساني هستند كه قبل از پيش آمدن فِتَن و حوادث مختلف خود را در مجراي آن واقعه احساس كرده نسبت به ضرر و فايده و خيريت و شرّيت آن به تأمل و تفكر بپردازند. 6 توضيحي راجع به فرمايش مرحوم علّامه طهراني: كفي للمرء اَن يكون محاسباً لنفسه. 7 كيفيت نفوذ شيطان در امور عبادي و الهي افراد و مكر و حيلۀ او در فريب ايشان. 8 سبقت گرفتن برخي از صحابه از يكديگر در رفتن به سقيفۀ بني ساعده براي تعيين خليفه و اشتغال اميرالمؤمنين عليه السلام به مسائل تكفين و تدفين پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم‌ در آنوقت. 9 حقيقت ظلماني شرك و نفاق در بعضي از موارد بصورت اقامۀ شعائر ديني و اشاعۀ اسلام و گسترش آن جلوه مي‌كند. 10 خليفة ثاني در ارتباط با اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي گوید: لا اُتّحمَّله حيّاً ولا ميّتاً.

عزت و علو پروردگار متعال‏

توضیحات:

اختصاص حقيقت عزت و علو به پروردگار متعال. شرح فقره: و لا يطلب ما عند الناس عِزاً و عُلوّاً. 1 در چه صورت انسان مي‌تواند به مرتبه‌اي برسد كه محكوم امور اعتباري عالم دنيا و تعلّقات آن نشود. 2 توضيحي راجع به فرمايش امام صادق عليه السلام در اين فقرۀشريفه: ولا يطلب ما عند الناس عزَّاً و عُلوّاً. 3 ذكر حكايتي در ارتباط با فردي كه از مرحوم علّامه تقاضاي دستگيري و موعظه را داشت. 4 تفسير آيۀ شريفه (وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ ) 5 افراد زرنگ و رند كساني هستند كه قبل از پيش آمدن فِتَن و حوادث مختلف خود را در مجراي آن واقعه احساس كرده نسبت به ضرر و فايده و خيريت و شرّيت آن به تأمل و تفكر بپردازند. 6 توضيحي راجع به فرمايش مرحوم علّامه طهراني: كفي للمرء اَن يكون محاسباً لنفسه. 7 كيفيت نفوذ شيطان در امور عبادي و الهي افراد و مكر و حيلۀ او در فريب ايشان. 8 سبقت گرفتن برخي از صحابه از يكديگر در رفتن به سقيفۀ بني ساعده براي تعيين خليفه و اشتغال اميرالمؤمنين عليه السلام به مسائل تكفين و تدفين پيامبر اكرم صلي اللَه عليه و آله و سلم‌ در آنوقت. 9 حقيقت ظلماني شرك و نفاق در بعضي از موارد بصورت اقامۀ شعائر ديني و اشاعۀ اسلام و گسترش آن جلوه مي‌كند. 10 خليفة ثاني در ارتباط با اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي گوید: لا اُتّحمَّله حيّاً ولا ميّتاً.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

عزت و علو پروردگار متعال‏

16
  • همین‌طور كه پیغمبر دستشان زیر سرشان بود فرمودند: اللَه! گفت اللَه می‌تواند نجات بدهد! حالا ببین! تا شمشیر را برد بالا كه پایین بیاورد، یك مرتبه یك بادی آمد خورد به این شخص و با رو به زمین افتاد. پیغمبر گفتند حالا نوبت ماست! شمشیر را برداشتند آمدند بالا سرش گفتند: چه كسی می‌تواند تو را نجات بدهد از دست ما؟! او به تته‌پته افتاد، حضرت فرمودند: زود بگو اللَه! چرا معطّلی؟! زود بگو اللَه. آن هم گفت: اللَه و مسلمان شد و توفیق اسلام پیدا كرد.

  • حالا نكته در اینجاست كه پیغمبر كه این شمشیر را برداشته و بالا سرش نگه داشته، این حالت پیغمبر با حالت خوابیدنش یكسان است، تفاوتی‌نكرده. یعنی خوابیدن رسول خدا و دست زیر سر بودن و گفتن اللَه، با اینكه شمشیر دستش است و بالا سر این است فرق نمی‌كند. نه اینكه اینجا اطمینانش بیشتر شده، اگر اطمینانش بیشتر بشود دیگر پیغمبر نیست. یك حالت را دارد ولی ما این جور نیستیم، ما این جور نیستیم. ما وقتی‌كه خلع سلاح بشویم می‌گوییم هرچه خدا بخواهد، هرچه عنایت الهی تعلّق بگیرد، اما همین‌كه یك كاری انجام بدهیم و یك قدرتی در دستمان باشد می‌گوییم خدا، ولی یك خرده باطنش هم این هست كه ها! یك همچنین چیزی هم ما داریم! دوتا تفنگ هم داریم، فلان اسلحه را هم داریم، فلان چیز را هم برای خودمان نگه داریم، حالا حرف بزنیم، حالا مطلب را بگوییم. لذا ما هم هیچ وقت پیغمبر نخواهیم شد! او درحالی‌كه خوابیده است با حالی كه شمشیر در دستش است یك حالت دارد. یعنی به آن اطمینانی كه در حال شمشیر بدست بودن می‌گوید بگو اللَه، به همان اطمینان در حال خوابیدن می‌گوید اللَه! و به همان حالی كه در حال خوابیدن است می‌گوید اللَه، به همان حال در وقتی كه شمشیر و حربه و اسلحه در دستش است می‌گوید اللَه! چرا؟ چون پیغمبر خوب می‌داند اگر به اندازه سرسوزنی حال او با حال خوابیدن تفاوت كند، همان بادی كه آمد آن مشرك را به زمین انداخت همان باد می‌آید پیغمبر را زمین می‌اندازد! متوجّه شدید؟ این را پیغمبر می‌داند. مگر باد نیامد مشرك را زمین زد؟ اسلحه از دستش افتاد، پیغمبر برداشت. پیغمبر می‌داند اگر بخواهد روی این‌شمشیر به اندازه یك هزارم حساب باز كند و از آن حالتی كه در حال خوابیدن است خارج بشود، همان باد می‌آید و پیغمبر را زمین می‌زند و شمشیر را دوباره دست آن می‌دهد! خدا با كسی شوخی ندارد. نه با آن مشرك شوخی دارد نه با پیغمبر. حتّی با پیغمبر بیشتر شوخی ندارد. كار راجع به پیغمبر، سخت‌تر است.

/ 260