
خسران زدهترین فرد در طریق سیروسلوک
بيان حقيقت معناي باطل و ذكر برخي از مراتب آن. شرح فقره: و لا يدع ايامه باطلاً. 1 در چه صورت انسان به جايگاي ميرسد كه ديگر عمر و حيات خويش را نميتواند به بطالت بگذارند؟ 2 تفسير آيه 23 مباركه فرقان:( وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً) 3 بيان كيفيت سنجش و محاسبه اعمال افراد در روز قيامت بر اساس ميزان ثقالت آنها. 4 آنچه به عنوان ملاك در برتري و كمال افراد به حساب ميآيد صرف انجام ظاهري اموري عبادي و تكاليف شرعيه نميباشد بلكه ميزان بهرهمندي از مراتب تقوي و معرفت نسبت به پروردگار متعال ميباشد. 5 ذكر حكايتي در ارتباط با فردي كه به ظاهر خود را متشرع و پايبند به احكام اسلام و قرآن معرفي ميكرد و به تعهدات تجاري خود با افراد ملتزم نبود. 6 تفسير آيه 62 سورۀ مباركه حج:( ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ ) 7 سخن جبرائيل در ارتباط با نصرت و ياري حضرت ابراهيم عليهالسلام در هنگام افكنده شدن در آتش و پاسخ حضرت ابراهيم عليهالسلام به او. 8 بيان نكته دقيق و ظريفي در آيۀ شريفه مبني بر اينكه خداوند متعال حتي اسماء و صفات خود را متصف به وصف حق نميكند و حق را تنها مختص به ذات خود ميكند. 9 حق و باطل داراي مراتب متعددي بوده و هر يك از انسانها در مرتبهاي از آن قرار دارند. 10 بيان حقيقت معناي باطل از ديدگاه مكتب عرفان. 11 تفسير آيه 246 سورۀ مباركه بقره:( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأذى) 12 دستور مرحوم علّامه طهراني به استاد طهراني مبني بر اعطاء مبلغي به شخصي و بيان حكمت آن توسط ايشان. 13 چگونه انفاق شخص مورد رضايت و توجه پروردگار متعال قرار ميگيرد. 14 پرداختن خمس و زكات به افراد مستحق با فرض اينكه به دستور مجتهد باشد در صورتي كه به عنوان هديه و بخشش از طرف شخص اعطا شود بريءالذمه او نخواهد بود. 15 كلام مرحوم آيةاللَه بروجردي به علّامه طباطبايي مبني بر لزوم صرف وجوهات شرعيه در علوم فقه و اصول و بيان پاسخ آن. 16 مجتهد جامع الشرايط مالك وجوهات شرعيه اعم از خمس و زكات نبوده بلكه امام عليهالسلام مالك خمس و فقرا مالك زكات ميباشند.
خسران زدهترین فرد در طریق سیروسلوک
توضیحات:
بيان حقيقت معناي باطل و ذكر برخي از مراتب آن. شرح فقره: و لا يدع ايامه باطلاً. 1 در چه صورت انسان به جايگاي ميرسد كه ديگر عمر و حيات خويش را نميتواند به بطالت بگذارند؟ 2 تفسير آيه 23 مباركه فرقان:( وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً) 3 بيان كيفيت سنجش و محاسبه اعمال افراد در روز قيامت بر اساس ميزان ثقالت آنها. 4 آنچه به عنوان ملاك در برتري و كمال افراد به حساب ميآيد صرف انجام ظاهري اموري عبادي و تكاليف شرعيه نميباشد بلكه ميزان بهرهمندي از مراتب تقوي و معرفت نسبت به پروردگار متعال ميباشد. 5 ذكر حكايتي در ارتباط با فردي كه به ظاهر خود را متشرع و پايبند به احكام اسلام و قرآن معرفي ميكرد و به تعهدات تجاري خود با افراد ملتزم نبود. 6 تفسير آيه 62 سورۀ مباركه حج:( ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ ) 7 سخن جبرائيل در ارتباط با نصرت و ياري حضرت ابراهيم عليهالسلام در هنگام افكنده شدن در آتش و پاسخ حضرت ابراهيم عليهالسلام به او. 8 بيان نكته دقيق و ظريفي در آيۀ شريفه مبني بر اينكه خداوند متعال حتي اسماء و صفات خود را متصف به وصف حق نميكند و حق را تنها مختص به ذات خود ميكند. 9 حق و باطل داراي مراتب متعددي بوده و هر يك از انسانها در مرتبهاي از آن قرار دارند. 10 بيان حقيقت معناي باطل از ديدگاه مكتب عرفان. 11 تفسير آيه 246 سورۀ مباركه بقره:( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأذى) 12 دستور مرحوم علّامه طهراني به استاد طهراني مبني بر اعطاء مبلغي به شخصي و بيان حكمت آن توسط ايشان. 13 چگونه انفاق شخص مورد رضايت و توجه پروردگار متعال قرار ميگيرد. 14 پرداختن خمس و زكات به افراد مستحق با فرض اينكه به دستور مجتهد باشد در صورتي كه به عنوان هديه و بخشش از طرف شخص اعطا شود بريءالذمه او نخواهد بود. 15 كلام مرحوم آيةاللَه بروجردي به علّامه طباطبايي مبني بر لزوم صرف وجوهات شرعيه در علوم فقه و اصول و بيان پاسخ آن. 16 مجتهد جامع الشرايط مالك وجوهات شرعيه اعم از خمس و زكات نبوده بلكه امام عليهالسلام مالك خمس و فقرا مالك زكات ميباشند.
خسران زدهترین فرد در طریق سیروسلوک
16این یك مسئله عادی نبود كه خوابی كه دیده شده و بعد هم دیدند كه یك چنین كتابی را دارند. در حالتی كه خود مرحوم آقا یك چنین كتابی در كتابخانه خود ایشان نبوده. رو كردند به مرحوم اللَهیاری و گفتند ببینید چقدر مسئله حساس و دقیق است. شما نظرتان را نسبت به افراد و خصوصیت افراد بنگرید و ببینید خدا چه نظری دارد. خدا به موقعیت محقر او نگاه نمیكند، شما نگاه میكنید من دارم میگویم این را و این بیان ایشان نبوده، این مال من است خدا نگاه به جثه نحیف و لاغر او نمیكند. خدا نگاه به عدم مكنت او و عدم وسعت او نمیكند. خدا نگاه به موقعیت ظاهری او نمیكند. خدا نگاه به روح او، نفس او، ارتباط او با رسول خدا، عزت نفس او، ایمان او، مناعت طبع او میكند. ببینید، این معیارها چطور تفاوت میكند در عالم معنا و در عالم ظاهر. ما نگاه میكنیم به یك شخص، میگوییم اینكه محلی از اعراب ندارد، اینكه وجههای ندارد، اینكه امكانی ندارد، اینكه موقعیت اجتماعی ندارد، اینكه چیزی ندارد. او نگاه میكند كه این چه حقیقتی دارد، چه واقعیتی دارد و در چه وضعیتی است.
این معنا، معنای بطلان است. بطلان یعنی انسان در یك وضعیتی قرار بگیرد كه در آن وضعیت و موقعیت، كار او و عمل او در خارج مابازاء نداشته باشد. وقتی این مسئله روشن شد، این نكته باید مورد دقت قرار بگیرد كه در چه مواردی ما میتوانیم این مسئله را جستجو كنیم؟ در چه اعمالی ما میتوانیم این مطلب را بیابیم؟ بطلان در چه قضایایی میتواند قرار بگیرد؟ در چه كارهایی بطلان میتواند مصداق پیدا كند؟
این آیه شریفه كه میفرماید: وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ چیست؟ دو جور برای این مسئله تصور میشود: به قسم اولش میپردازیم و احتمالًا قسم دوم شاید برای امروز وقت دیگر اجازه ندهد. قسم اول این است كه شخص عمل ظاهری او، عمل خیر است. ولكن نفس خود آن عمل برای مخالفت و معاندت با رضای الهی صرف میشود. ظاهر عمل ظاهر خوب است و خودش هم میداند كه این عمل برای رضای الهی نیست. ولی چارهای ندارد كه این عمل را انجام بدهد.
