
مراتب باطل و وظایف سالک در برابر آنها
بيان برخي از مراتب بطلان ووظایف سالک الهی در قبال آن . شرح فقره: ولا يدع اَيامّه باطلاً. 1 ميزان تكامل روح و نفس افراد بر اساس زياد بودن و يا كوتاه بودن عمر ايشان نمی باشد بلكه خداوند متعال ميزان تعالي و تكامل نفس هر فرد را بر اساس مدت عمر او معين نموده است. 2 بيان ديدگاه اهل توحيد به انسانها و افراد بر اساس باطن و نيات ايشان ميباشد نه بر اساس ظاهر ايشان. 3 آنچه بعنوان وظيفه سالك راه الهي شمرده ميشود اينست كه در مسير ارتباط خود با پروردگار متعال و حركت بسوي او تنها توجه به خود و مشكلات روحي و نفساني خود كرده از توجه به نقاط ضعف ديگران خودداري كند. 4 بيان يكي از شرايط بسيار مهم در امر به معروف و نهي از منكر. 5 كيفيت نفوذ شيطان در نيات صالحه و اعمال و تكاليف عبادي افراد و تبديل نمودن آنها به نيات نفساني و معارضات و معاندتها. 6 خارج شدن برخي از افراد از دايره تكليف و وظيفه الهي خود بواسطۀ فتنه ايجاد شده بعد از رحلت مرحوم علّامه طهراني. 7 بيان يكي از مراتب دقيق بطلان در نيّات و اعمال بر اساس كلام امام صادق عليه السلام، ولاَ يدعُ اَيامه باطلاً. 8 ذكر برخي از اموري كه رعايت آنها توسط افراد در مجالس عصر جمعه لازم ميباشد. 9 مسأله ايفاء وظيفه و تكليف الهي افراد نبايد جايگاه خود را از حيطۀ وظيفه و مسئوليت الهي بودن خارج كرده، وارد در مسائل نفساني و اعتباريات شود. 10 سخن حكيمانه شيخ ابوالحسن خرقاني در پاسخ فردي كه به ايشان گفته بود، اگر شيخ قطره است ما دريا هستيم و اگر او ارزن است ما خروار هستيم. 11 سخن حضرت استاد طهراني به فردي كه به جمعآوري سخنان معارضين و مخالفين ايشان به منظور پاسخگويي آنها قيام كرده بود. 12 از جمله فضائل و خصوصيات مرحوم علّامه طهراني اين بوده است كه ايشان نسبت به معارضتها و معاندتها و سخناني كه بر عليه ايشان زده ميشده است هيچگونه توجه و التفاتي نمينمودند.
مراتب باطل و وظایف سالک در برابر آنها
توضیحات:
بيان برخي از مراتب بطلان ووظایف سالک الهی در قبال آن . شرح فقره: ولا يدع اَيامّه باطلاً. 1 ميزان تكامل روح و نفس افراد بر اساس زياد بودن و يا كوتاه بودن عمر ايشان نمی باشد بلكه خداوند متعال ميزان تعالي و تكامل نفس هر فرد را بر اساس مدت عمر او معين نموده است. 2 بيان ديدگاه اهل توحيد به انسانها و افراد بر اساس باطن و نيات ايشان ميباشد نه بر اساس ظاهر ايشان. 3 آنچه بعنوان وظيفه سالك راه الهي شمرده ميشود اينست كه در مسير ارتباط خود با پروردگار متعال و حركت بسوي او تنها توجه به خود و مشكلات روحي و نفساني خود كرده از توجه به نقاط ضعف ديگران خودداري كند. 4 بيان يكي از شرايط بسيار مهم در امر به معروف و نهي از منكر. 5 كيفيت نفوذ شيطان در نيات صالحه و اعمال و تكاليف عبادي افراد و تبديل نمودن آنها به نيات نفساني و معارضات و معاندتها. 6 خارج شدن برخي از افراد از دايره تكليف و وظيفه الهي خود بواسطۀ فتنه ايجاد شده بعد از رحلت مرحوم علّامه طهراني. 7 بيان يكي از مراتب دقيق بطلان در نيّات و اعمال بر اساس كلام امام صادق عليه السلام، ولاَ يدعُ اَيامه باطلاً. 8 ذكر برخي از اموري كه رعايت آنها توسط افراد در مجالس عصر جمعه لازم ميباشد. 9 مسأله ايفاء وظيفه و تكليف الهي افراد نبايد جايگاه خود را از حيطۀ وظيفه و مسئوليت الهي بودن خارج كرده، وارد در مسائل نفساني و اعتباريات شود. 10 سخن حكيمانه شيخ ابوالحسن خرقاني در پاسخ فردي كه به ايشان گفته بود، اگر شيخ قطره است ما دريا هستيم و اگر او ارزن است ما خروار هستيم. 11 سخن حضرت استاد طهراني به فردي كه به جمعآوري سخنان معارضين و مخالفين ايشان به منظور پاسخگويي آنها قيام كرده بود. 12 از جمله فضائل و خصوصيات مرحوم علّامه طهراني اين بوده است كه ايشان نسبت به معارضتها و معاندتها و سخناني كه بر عليه ايشان زده ميشده است هيچگونه توجه و التفاتي نمينمودند.
مراتب باطل و وظایف سالک در برابر آنها
17گفتم نه جان من! علی هرچه داشت به حضرت زهرا میداد ولو اینكه شوهر حضرت زهرا هم نبود، خیال نكن كه این به خاطر همسری حضرت زهراست. گفتم اگر امیرالمؤمنین از حضرت زهرا خواستگاری نمیكرد و یك زن دیگری میگرفت یك زن دیگری از آن افراد، حضرت زهرا میرفت با یكی دیگر ازدواج میكرد بعد میآمد به امیرالمؤمنین میگفت خانهات را به من بده امیرالمؤمنین نمیداد؟ نمیداد؟ شما نمیدهید؟ خود ما میدهیم یا نه؟ اگر امیرالمؤمنین یك گنجی از طلا داشت حضرت زهرا میآمد تقاضا میكرد، امیرالمؤمنین ولو اینكه شوهرش نبود ولو اینكه نبود! این دو مسئله چه ربطی به هم دارد؟ این یك مسئله اخلاقی است. این یك مسئله هدیه، حقوقی است اینچه ارتباطی به هم دارد شما میآیید قاطی میكنید به خاطر اینكه خراب كنید، تأویل میكنید توجیه میكنید، كلام رسول خدا را برمیگردانید. همین، حضرت زهرا میگفت یا علی تو آمدی به خواستگاری من، منم قبول نكردم، همسر فلانی شدم، حالا میگویم فلان مزرعه و باغت را به من بده، امیرالمؤمنین میگفت بفرما، فلان گنجی كه داری به من بده، میگفت بفرما، حتی لباست را هم در بیاور بده به من، امیرالمؤمنین میگفت بفرما، نمیكرد این كار را؟ این یك.
ثانیا اگر امیرالمؤمنین گنج و این چیزها داشت و اینها را مهر حضرت زهرا میكرد آن وقت پیغمبر جواب امت را چه میداد؟ میگفتند بفرما این دختر پیغمبر كه آمده یك همچنین كاری كرده تكلیف ما معلوم است دیگر! پیغمبر دخترش را گنج و این چیزها مهر كرده، دیگر ما هم باید همین كار را انجام بدهیم. مگر الان نمیگویند همچنین چیزهای چرت و پرت و مزخرفاتی كه درآمده به عدد سنهای كه به دنیا آمده، مثلا سنه فلان، به عدد تاریخ سنه تیرخوردن ناصرالدین شاه، سال فلان قضیه باید مهر بدهیم! بازیها چیه آقا؟ این حرفها چیه؟ آنوقت، چرا ما این كار را انجام میدهیم؟ چون ما لیاقت نداریم! ما لیاقت نداریم پایمان را جای پای بزرگان بگذاریم، چرا رودربایستی داریم آقا؟ ما لیاقت نداریم كه حضرت زهرا را اسوه قرار بدهیم، ما لیاقت نداریم كه به دستور رسول خدا عمل كنیم. پیغمبر كه فرمودند من به دستور جبرائیل امین مأمور شدم بگویم امت من این كار را بكنند معنایش این است كه دیگر ما جزء امت پیغمبر نیستیم! امت پیغمبر چه كسانی بودند؟ همانهایی بودند كه ... چون اینهایی كه میگویند این مهر مال آن موقع است پس بنابراین دیگر ما جزء امت پیغمبر نیستیم دیگر! ما لیاقت نداریم ما جرئت نداریم ما قابلیت نداریم! بله تو نداری، ولی همین افراد دارند، همین تكتك افراد دارند آن افرادی كه نه ادعا دارند مثل ما، با این عمامه و این قبا، و نه این درسها را خواندهاند ولی نور ایمان در قلبشان است وقتیكه حقیقت گفته میشود میپذیرند میگویند به كس دیگر هم كاری نداریم، هر كسی هرچه میخواهد بگوید بگوید اینها دارند. روز قیامت معلوم میشود چه كسی در صف امیرالمؤمنین ایستاده؟ چه كسی هم در صف عمر ایستاده؟ فردا معلوم میشود!
