
اصول اساسی راه سیروسلوک
بيان اصول اساسي راه سير و سلوك الهی . شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 در اين فقرات شريفه امام صادق عليهالسلام هر آنچه را كه تمايل نفس به آنها مانع از رسيدن انسان به حقايق و عوالم معرفت و عالم توحيد ميشود بيان ميفرمايند. 2 تفسير آيه 83 سورۀ مباركه قصص: تلك الدار الآخرة نجعلها للذين... 3 بيان ديدگاه اولياء الهي و بزرگان نسبت به دنيا: الدنيا دار ممرٍّ و الآخرة دار مقرّ 4 ذكر حكايتي از مرحوم علّامه طهراني كه حكايت از ديد آلي و اعتباري ايشان نسبت به عالم دنيا و مافيها ميكند. 5 آنچه به عنوان مبنا و اساس در اعمال و كارهاي افراد بايد مورد لحاظ قرار گيرد لحاظ جنبۀ عقلاني و منطقي امور ميباشد نه جنبۀ تخيّلي و اعتباري و احساسي آنها. 6 مرحوم علّامه طهراني ميفرمايند: فرد عاقل براي رسيدن به مقصود و غايت خود در ارتباط با هر امري بايد بر اساس موقعيت و شرايط خود بهترين راه و بهترين مورد را انتخاب نمايد. 7 لزوم رعايت تعادل و پرهيز از افراط و تفريط در انجام امور و كارها و ذكر حكايتي از پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در اين رابطه. 8 بيان كيفيت ثبت و ضبط اعمال و نيات افراد توسط ملائكه و مشاهده آنها در روز قيامت. 9 عالم دنيا در عين دارا بودن همۀ جاذبهها و امور اعتباري، مسير حركت انسان به سمت معرفت وتوحيد پرودرگار متعال ميباشد. 10 ذكر حكايتي از مرحوم آية اللَه شيخ محمدحسين اصفهاني مسجد شاهي مبني بر ادراك اعتباريت عالم دنيا و مسائل آن توسط ايشان و انصراف از مسجد و امور آن. 11 توضيحي راجع به سخن اميرالمؤمنين عليهالسلام به مالك اشتر به عنوان حاكم مصر: اي مالك بهترين اوقات خود را براي عبادت وتوجه به پروردگار متعال قرار بده. 12 چگونه افرادي كه در زمان پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم براي شركت در نماز جماعت حضرت و تبرك جستن از آب وضوي ايشان از يكديگر سبقت ميگرفتند پس از رحلت پيامبر صلی اللَه علیه وآله وسلم با نصّ صريح حضرت مبني بر خلافت اميرالمؤمنين علیه السلام مخالفت ميكنند. 13 توضيحي راجع به سخن پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم مبني بر اهميت تفكر: تفكر ساعةٍ خير من عبادة سبعين سنة. 14 ذكر برخي از فضائل و مقامات باطني مرحوم شيخ محمدحسين اصفهاني مسجد شاهي. 15 اولي
اصول اساسی راه سیروسلوک
توضیحات:
بيان اصول اساسي راه سير و سلوك الهی . شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 در اين فقرات شريفه امام صادق عليهالسلام هر آنچه را كه تمايل نفس به آنها مانع از رسيدن انسان به حقايق و عوالم معرفت و عالم توحيد ميشود بيان ميفرمايند. 2 تفسير آيه 83 سورۀ مباركه قصص: تلك الدار الآخرة نجعلها للذين... 3 بيان ديدگاه اولياء الهي و بزرگان نسبت به دنيا: الدنيا دار ممرٍّ و الآخرة دار مقرّ 4 ذكر حكايتي از مرحوم علّامه طهراني كه حكايت از ديد آلي و اعتباري ايشان نسبت به عالم دنيا و مافيها ميكند. 5 آنچه به عنوان مبنا و اساس در اعمال و كارهاي افراد بايد مورد لحاظ قرار گيرد لحاظ جنبۀ عقلاني و منطقي امور ميباشد نه جنبۀ تخيّلي و اعتباري و احساسي آنها. 6 مرحوم علّامه طهراني ميفرمايند: فرد عاقل براي رسيدن به مقصود و غايت خود در ارتباط با هر امري بايد بر اساس موقعيت و شرايط خود بهترين راه و بهترين مورد را انتخاب نمايد. 7 لزوم رعايت تعادل و پرهيز از افراط و تفريط در انجام امور و كارها و ذكر حكايتي از پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در اين رابطه. 8 بيان كيفيت ثبت و ضبط اعمال و نيات افراد توسط ملائكه و مشاهده آنها در روز قيامت. 9 عالم دنيا در عين دارا بودن همۀ جاذبهها و امور اعتباري، مسير حركت انسان به سمت معرفت وتوحيد پرودرگار متعال ميباشد. 10 ذكر حكايتي از مرحوم آية اللَه شيخ محمدحسين اصفهاني مسجد شاهي مبني بر ادراك اعتباريت عالم دنيا و مسائل آن توسط ايشان و انصراف از مسجد و امور آن. 11 توضيحي راجع به سخن اميرالمؤمنين عليهالسلام به مالك اشتر به عنوان حاكم مصر: اي مالك بهترين اوقات خود را براي عبادت وتوجه به پروردگار متعال قرار بده. 12 چگونه افرادي كه در زمان پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم براي شركت در نماز جماعت حضرت و تبرك جستن از آب وضوي ايشان از يكديگر سبقت ميگرفتند پس از رحلت پيامبر صلی اللَه علیه وآله وسلم با نصّ صريح حضرت مبني بر خلافت اميرالمؤمنين علیه السلام مخالفت ميكنند. 13 توضيحي راجع به سخن پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم مبني بر اهميت تفكر: تفكر ساعةٍ خير من عبادة سبعين سنة. 14 ذكر برخي از فضائل و مقامات باطني مرحوم شيخ محمدحسين اصفهاني مسجد شاهي. 15 اولي
اصول اساسی راه سیروسلوک
23من بارها شده است در مجالسی شركت كردم كه بین مرحوم آقا و بعضی از ارحامشان از جمله برادر بزرگشان مباحث علمی پیش میآمد. من میدیدم همین كه الان ایشان میخواهند غلبه بكنند یكدفعه مطلب و بحث را یك جوری برگرداندند كه او غلبه كرد. با چشم خودم دیدم! اولیای الهی كه همینطور اولیای الهی نشدند، این مطالبی كه به ما میگویند خودشان عمل كردند. او كه الان فكر نمیكند الان همه علما و بزرگان نشستهاند در چنین قضیهای كه طرفین تمام قدرت و سلاح علمی خود را آوردند در این میدان كه این بگوید و او بگوید و بعد بگویند ا آقا سید محمدحسین كم آورد، كم آورد دیگر! برادرش غلبه كرد، بگذار بگویند! اینجا جای این است كه یك مطلب حق گفته بشود؟ یا اینكه نه؟ حال و هوای مجلس از این قضیه برگشته به اظهار علمیت، خیلی فرق میكند موارد فرق میكند. یك وقت انسان باید یك مطلب حق را بگوید و به هر نحوی به كرسی بنشاند؛ چون جایش متفاوت است. گاهی اوقات انسان میفهمد كه نه! مسئله از روال طرح یك مبحث حق آمده تغییر پیدا كرده است به عرض اندام، به جولانگاه تخیلات و اعتبارات و توهمات و این حرفها، از آن حالت تغییر كرده! اینجا فوراً انسان باید عقبنشینی كند معطل نكند، هر یك دقیقه كه گذشت ضرر كرده و باخته، فوراً میدان را به حریف واگذار كند و بگوید بفرمایید آقا! شما بردید و خوشحال باش و الحمدلله او هم میخندد و كیف میكند. جلوی بقیه كه مسئله به نفع این تمام شد. بگذارد این كیف برای او باشد. اما آن چیز كه گیر این میآید چیست؟ اگر آن مسكین میدانست كه چه چیز گیر این آمده كه دو دستی بر سرش میزد. اینها را آمدهاند برای ما بیان كردهاند، آمدهاند این مطالب را گفتهاند.
هر مقدار كه ما جلو آمدیم به همان مقدار پاداش را گرفتیم، به همان مقدار. مطالب بزرگان را در آن دست نبریم و قاطی نكنیم و تأویل و توجیه نكنیم، به میل خودمان كم و زیاد نكنیم. با آمدن و رفتن و وقت ملاقات گرفتن كار كسی درست نمیشود جان من! با نامه دادن درست نمیشود. مطلب به اندازه كافی برای همه افراد گفته شده است. یك وقتی انسان در ارتباطش با رفقا و دوستانش، رفیقانه برخورد میكند، یك وقتی میخواهد طلبكارانه برخورد كند. طلبی اینجا وجود ندارد، صاف میگویم، رفیقانه اشكال ندارد، رفیقانه هم آداب و قوانین و موازینی دارد، اما طلبكارانه بخواهد باشد كه ما اینیم پس باید اینطور باشد، ما اینیم پس باید اینطور باشد، اینجا باید اینطور باشد آنجا باید فلانجلسه باشد، آنجا باید فلان افراد حضور داشته باشند، این زحمتها را خوب است كه انسان بر عهده دیگران قرار ندهد و خودش بتواند روی پایش بایستد.
