
لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی
حقيقت تقوا . شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تفسير آيه شريفه:( تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ) 2 توضيح راجع به اشكال مختلف دنيا طلبي در عين ملتزم بودن به ظواهر تكاليف شرعي. 3 تاريخ سياه خلفاي اسلام از بني اميه و بني العباس. 4 توضيحي راجع به حقيقت لذت و مراتب مختلف آن. 5 سالك راه الهي بايد مخاطب مطالب و سخنان اولياء الهي را خود فرض كند، نه ساير افراد و در مقام اصلاح نقاط ضعف و نقائص وجودي خويش بر آيد. 6 تنبيهها و هشدارهاي خاصّ مرحوم علّامه طهراني به برخي از افراد بر اساس خصوصيات و مقتضاي نفساني آنها و ميزان پذيرش آن افراد. 7 از جمله اشكالات مرحوم علّامه طباطبائي و علّامه طهراني رضوان اللَه عليهما بر غير از اهل معرفت از ساير مكاتب افشاي اسرار و عيوب افراد توسط ايشان ميباشد. 8 اطلاع بر امور غيبي و انجام امور خارق العاده فضيلت و كمال بحساب نميآيد، بهرهمندي شخص از تربيت اسلامي و اتصال قلب و ضمير او به مبدأ و منشأ حق و ذات پروردگار متعال برتري و فضيلت ميباشد. 9 شهادت حنظله غسيل الملائكه در حالت جنابت و سخن پيامبر اكرم در مدح و ستايش او. 10 ذكر حكايتي بسيار جالب در ارتباط با فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام به يكي از طلّاب نجف اشرف مبني بر اهميت خلوص نيت و ارزش فقر و نياز و مسكنت در درگاه ايشان. 11 توضيحي راجع به اين دو بيت شعر از مثنوي معنوي: *ما همه شيران ولي شير الم * حمله مان از باد باشد دم به دم حملهمان از باد و ناپيداست باد * جان فداي آنكه ناپيداست آن* 12 – ذكر حكايتي در ارتباط با فرهاد ميرزا يكي از شاهزادگان قاجار مبني بر اهميت حفظ عزت و آبروي مؤمن.
لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی
توضیحات:
حقيقت تقوا . شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تفسير آيه شريفه:( تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ) 2 توضيح راجع به اشكال مختلف دنيا طلبي در عين ملتزم بودن به ظواهر تكاليف شرعي. 3 تاريخ سياه خلفاي اسلام از بني اميه و بني العباس. 4 توضيحي راجع به حقيقت لذت و مراتب مختلف آن. 5 سالك راه الهي بايد مخاطب مطالب و سخنان اولياء الهي را خود فرض كند، نه ساير افراد و در مقام اصلاح نقاط ضعف و نقائص وجودي خويش بر آيد. 6 تنبيهها و هشدارهاي خاصّ مرحوم علّامه طهراني به برخي از افراد بر اساس خصوصيات و مقتضاي نفساني آنها و ميزان پذيرش آن افراد. 7 از جمله اشكالات مرحوم علّامه طباطبائي و علّامه طهراني رضوان اللَه عليهما بر غير از اهل معرفت از ساير مكاتب افشاي اسرار و عيوب افراد توسط ايشان ميباشد. 8 اطلاع بر امور غيبي و انجام امور خارق العاده فضيلت و كمال بحساب نميآيد، بهرهمندي شخص از تربيت اسلامي و اتصال قلب و ضمير او به مبدأ و منشأ حق و ذات پروردگار متعال برتري و فضيلت ميباشد. 9 شهادت حنظله غسيل الملائكه در حالت جنابت و سخن پيامبر اكرم در مدح و ستايش او. 10 ذكر حكايتي بسيار جالب در ارتباط با فرمايش اميرالمؤمنين عليه السلام به يكي از طلّاب نجف اشرف مبني بر اهميت خلوص نيت و ارزش فقر و نياز و مسكنت در درگاه ايشان. 11 توضيحي راجع به اين دو بيت شعر از مثنوي معنوي: *ما همه شيران ولي شير الم * حمله مان از باد باشد دم به دم حملهمان از باد و ناپيداست باد * جان فداي آنكه ناپيداست آن* 12 – ذكر حكايتي در ارتباط با فرهاد ميرزا يكي از شاهزادگان قاجار مبني بر اهميت حفظ عزت و آبروي مؤمن.
لزوم تسلیم و سرسپردگی کامل به اولیاء الهی
7همین آقا در مجلس مصیبت و بالای منبر جلوی چهارهزار جمعیت رو میكند میگوید: در این مجلس یك جنب است و باید بلند شود از مجلس سیدالشهداء بیرون برود تا ما روضه را شروع كنیم! خب چی شد؟! این درست است؟ آیا این عمل یك عمل انسانی است؟ از اسلامی بگذریم. یعنی چه؟ این كارها چیست؟ اگر امام حسین به جای شما در اینجا بود ... حالا اگر او به حرفش گوش ندهد ول نمیكند، اینطور نیست كه ول كند بگوید كه بلند شو برو و روضهاش را شروع كند نه! چرا نمیبینم كه بلند شده؟! بگویم كه كجا گرفته نشسته است؟ نه دیگر ول نمیكند قضیه را! آنقدر میگوید تا آن بدبخت باید سرش را پایین بیندازد و بلند شود و بیاید بیرون، تا اینكه روضه سیدالشهدای ایشان روضه با طهارت باشد و روضه با توسل باشد و روضهای باشد كه فاطمه زهرا در آن حضور پیدا كند، از این حرفها مگر نیست؟ هان! این مكتب آیا مكتب امام حسین است یا مكتب ضدّ امام حسین است؟ اگر امام حسین در این مجلس بود آن مؤمن را آنطور مفتضح میكرد؟ نشده كه نشده!
یكی از طلاب نجف هر وقتی میخواست برود به درسش برسد اول میآمد در صحن، مقابل حرم امیرالمؤمنین میایستاد یك السلام علیك یا امیرالمومنین میگفت و بعد میرفت به درسش میرسید. یك روز آمد برود دید كه محتلم است و وقت درس هم دیر شده است و نمیتواند برود اینكه عرض میكنم خدمتان این قضیه اتفاق افتاده ها! از یك طرف دید درسش دارد دیر میشود و نمیتواند، گفت حالا درس را یك كارش میكنیم اما سلام به امیرالمؤمنین با این وضع كه درست نیست. آمد بیاید درس ولی همینكه میخواست برود از یك طرف دلش میگفت حالا با این وضع سلام نمیشود اینطور؟ حضرت اینطور قبول نمیكند؟ هی توی دلش شروع كرد به ... از یك طرف ما كه طهارت نداریم، از یك طرف این كار را انجام بدهم؟ خلاصه با یك خجالت و شرمندگی آمد و دیگر توی خود صحن نیامد، یك السلام علیك تندی با شرمندگی گفت و رفت. موقعی كه از درسش برمیگشت هم عادتش این بود كه میخواست برود در منزل و حجرهاش باز هم میآمد و سلام میكرد و میرفت، این بار دیگر از خجالت نیامد كه سلام كند و رفت. امیرالمؤمنین را در خواب میبیند، حضرت میفرمودند چرا در برگشت نیامدی؟ بعد به او فرمودند آن سلامی كه امروز كردی بر تمام سلامهایی كه تا الان میكردی ترجیح دارد! ببینید! قضیه چیست؟
