
لزوم همت بلند و اهتمام سالک به راه و مسیر خود
ميزان اهتمام سالك راه الهي نسبت به مسير عرفان . فقره تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 ميزان همّت و اهتمام افراد نسبت به مقاصد و اهداف خود بر اساس ميزان اهميت و جايگاه آنها ميباشد. 2 ميزان اهتمام و همّت سالكان راه الهي نسبت به مكتب عرفان و مباني آن چه اندازه بايد باشد. 3 در ديدگاه سالك راه الهي تحصيل رضاي پروردگار متعال بعنوان اصل ميباشد و ساير امور بر محوريت آن قرار دارد. 4 حركت در مسير سير و سلوك الهي خارج از قوانين و نظام عالم وجود نبوده، و حركت انسان در آن بايد منطبق بر قواعد و مباني و ملاكات مكتب باشد. 5 ورود در مسير سير و سلوك الهي و كسب رضايت پروردگار متعال با حفظ سِمَت و خوديّت افراد در تعاند و تضاد ميباشد. 6 توضيحي راجع به فرمايش دقيق مرحوم علّامه طهراني رضوان اللَه عليه: برخي از افراد بدون طي راه و مسير سير و سلوك سالك هستند. 7 زهد و تقدس ظاهري افراد معيار برتري و كمال ايشان نسبت به ساير افراد نميباشد بلكه ميزان اتصال و ربط وجود افراد با پروردگار متعال ميباشد. 8 نويسنده و متفكر مسيحي غرب در ارتباط با جايگاه رفيع اميرالمؤمنين عليه السلام ميگويد: در طول تاريخ بشريت اگر بتوان گفت خداوند يك انسان آفريده است او علي بن ابيطالب عليه السلام است. 9 توضيحي راجع به عملكرد اميرالمؤمنين عليه السلام در ارتباط با وقايع پس از رحلت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم و اينكه چگونه حضرت الگو و اسوه براي تمام بشريت در طول تاريخ خواهند بود. 10 عملكرد اميرالمؤمنين عليه السلام در جنگ جمل در قبال عايشه همسر پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم و مسبّب اصلي آن فراتر از ادراك عقول و ادراكات افراد ميباشد. 11 انكار برخي از مسلّمات تاريخي نزد اهل تسنن توسط برخي از اهل علم و عواقب آن. 12 مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: سالك راه الهي در ابتدا ورود به اين مسير هر اندازه حقیقت اين مكتب راه را بيشتر فهم و وجدان كند، بهمان ميزان در رشد و تكامل او تأثير بيشتري خواهد گذاشت.
لزوم همت بلند و اهتمام سالک به راه و مسیر خود
توضیحات:
ميزان اهتمام سالك راه الهي نسبت به مسير عرفان . فقره تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 ميزان همّت و اهتمام افراد نسبت به مقاصد و اهداف خود بر اساس ميزان اهميت و جايگاه آنها ميباشد. 2 ميزان اهتمام و همّت سالكان راه الهي نسبت به مكتب عرفان و مباني آن چه اندازه بايد باشد. 3 در ديدگاه سالك راه الهي تحصيل رضاي پروردگار متعال بعنوان اصل ميباشد و ساير امور بر محوريت آن قرار دارد. 4 حركت در مسير سير و سلوك الهي خارج از قوانين و نظام عالم وجود نبوده، و حركت انسان در آن بايد منطبق بر قواعد و مباني و ملاكات مكتب باشد. 5 ورود در مسير سير و سلوك الهي و كسب رضايت پروردگار متعال با حفظ سِمَت و خوديّت افراد در تعاند و تضاد ميباشد. 6 توضيحي راجع به فرمايش دقيق مرحوم علّامه طهراني رضوان اللَه عليه: برخي از افراد بدون طي راه و مسير سير و سلوك سالك هستند. 7 زهد و تقدس ظاهري افراد معيار برتري و كمال ايشان نسبت به ساير افراد نميباشد بلكه ميزان اتصال و ربط وجود افراد با پروردگار متعال ميباشد. 8 نويسنده و متفكر مسيحي غرب در ارتباط با جايگاه رفيع اميرالمؤمنين عليه السلام ميگويد: در طول تاريخ بشريت اگر بتوان گفت خداوند يك انسان آفريده است او علي بن ابيطالب عليه السلام است. 9 توضيحي راجع به عملكرد اميرالمؤمنين عليه السلام در ارتباط با وقايع پس از رحلت پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم و اينكه چگونه حضرت الگو و اسوه براي تمام بشريت در طول تاريخ خواهند بود. 10 عملكرد اميرالمؤمنين عليه السلام در جنگ جمل در قبال عايشه همسر پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم و مسبّب اصلي آن فراتر از ادراك عقول و ادراكات افراد ميباشد. 11 انكار برخي از مسلّمات تاريخي نزد اهل تسنن توسط برخي از اهل علم و عواقب آن. 12 مرحوم علّامه طهراني ميفرمودند: سالك راه الهي در ابتدا ورود به اين مسير هر اندازه حقیقت اين مكتب راه را بيشتر فهم و وجدان كند، بهمان ميزان در رشد و تكامل او تأثير بيشتري خواهد گذاشت.
لزوم همت بلند و اهتمام سالک به راه و مسیر خود
17آمدند پیش ایشان كه آقا رساله عملیه بدهید میخواهیم از شما تقلید كنیم. بالاخره ما هم آخرتی داریم و نمازی میخوانیم. ایشان فرمودند دیگران هستند. گفتند نه آقا نمیشود، فقط باید از شما تقلید كنیم! فرمودند: دین شما به من بستگی دارد ای حقهبازها؟! بلند شوید و بروید پی كارتان. این را من میگویم البته ایشان گفت بروید پیكارتان، و ایشان ای حقهبازها را نگفتند چقدر مرحوم آقا به ما میفرمودند از این افرادی كه میآیند دوروبرتان بپرهیزید، از این افرادی كه از این طرف و آن طرف میآیند، این دست بوسیها و تملقها و بالا بردنها و سلام و صلواتها. خودشان گرفتار بودند، ها! در تمام مدت عمر با آن افراد، چطور میآیند آدم را در یك راهی قرار میدهند، آدم را قشنگ كانالیزه میكنند در آن مسیر و در آن هدف و فكر، همینطور جلو میبرند. آقا اصلًا خبر ندارد كه چه خبر است؟! چه كسانی دارند میبرندش و چه كسانی دارند میآوردندش؟! آدم باید حواسش جمع باشد، این سلام و صلواتها خیلی بو داردها! این بیاوبروها خیلی بو دارد و خیلی آدم باید مواظب باشد. بزرگان اینجا بار زمین گذاشتند، مسئله به این راحتی و آسانی نیست.
مرحوم آسید احمد گفت: میخواهید مرا گول بزنید و مرجعیت گردن من بیندازید؟ این را بدانید ما دو واجب داریم: یك واجب كفایی داریم و یك واجب عینی. واجب عینی مثل نماز میماند. نماز را انسان باید خودش بخواند، كسی نمیتواند از انسان نیابت كند بگوید من الان حال ندارم و تو به جای من نماز بخوان! ذكر را باید انسان خودش بگوید. من بعضی از اوقات به رفقا میگویم به جای من هم ذكر بگویید، چون من حال ندارم! نه آقا جان ذكر هم واجب عینی است. نماز را باید خودش بخواند و روزه را باید خودش بگیرد و حج را باید خودش به جا بیاورد. البته در جایی كه مستطیع بشود و نتواند باید نایب بگیرد. بعضی كارها را انسان باید خودش انجام بدهد. یك واجب هم داریم به نام واجب كفایی؛ واجب كفایی مثل اینكه یك مریضی و گرفتاری هست احتیاج به بیمارستان دارد بالاخره بایستی یك پزشكی بیاید و این را معاینه كند، حالا اگر این معاینه نكرد كس دیگری معاینه كند ایرادی ندارد، یا فرض كنید یك میتی هست كه باید دفنش كرد، بالاخره این باید دفن بشود و هر مسلمانی دفن كند كفایت میكند، این را میگویند واجب كفایی. واجب كفایی آن است كه فقط بر عهده انسان نیست، دیگران هم میتوانند انجام بدهند. مرحوم آسید احمد گفت: اگر جهنم رفتن واجب كفایی است الحمدلله مَن بِه الكفایه در صف ایستاده اند! نوبت به ما نمیرسد كه ما بخواهیم با این مرجعیتمان به جهنم برویم!
