
حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین
حقيقت معناي تقوا و زهد، و مراتب زهد دروغين و فريبنده. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تصور نادرست افراد از معناي تقوا و بيان حقيقت معناي زهد. 2 زهد و اجتناب و پرهيز افراد از دنيا و نعمات آن در برخي از موارد بر اساس عدم قدرت شخص و يا عدم دسترسي او به آن موارد ميباشد. 3 يكي ديگر از مراتب بسيار دقيق زهد دروغين و اعراض افراد از دنيا و نعمات آن بخاطر التذاذ نفساني ايشان از نفس اين تزهد و پرهيز از نعمات الهي ميباشد. 4 خارج شدن يكي از شاگردان مرحوم علّامه طهراني از مكتب و مسير ايشان بواسطه عدم تبعيت از دستوارت ايشان و احاطه و تسلط شيطان بر او. 5 تصور نادرست برخي از افراد از تنافي ميان مكتب عرفان و مسير و سلوك الهي با مسير عقلانيت و منطق و اشتغال به امور و مسائل ظاهري و دنيوي. 6 كيفيت مشي و مرام حشر و نشر ائمه اطهار عليهم السلام در ميان افراد و جامعه. 7 سالك واقعي راه الهي فرديست كه اشتغال او به امور و مسائل ظاهري و دنيوي او را از توجه به مقصد و مطلوب باز نميدارد. 8 يكي از خطراتي كه سالك راه الهي و ساير افراد را تهديد ميكند اينست كه شخص بخاطر مسائل نفساني و اعتباري به انكار حقائق و واقعياتي بپردازد كه در تحت اختيار و احاطه او قرار ندارد. 9 چگونه انسان در مرتبهاي قرار ميگيرد كه گمان ميكند مسير و افكار و اعمال او حق و صحيح بوده در حالي كه در واقع باطل و غير صحيح ميباشد. 10 بيان معيار و ميزاني كه انسان بواسطۀ آن ميتواند به ارزيابي و سنجش اعمال و نيات خود بپردازد. 11 در بسياري از موارد شيطان دامهاي خود را از راه دين و مسائل روحاني و به بهانه تبعيت از راه و مسير حق ميگستراند. 12 واقعه عاشورا معيار و ميزاني ميباشد كه افراد با قرار دادن خود در آن فضا و موقعيت و جوّ تبليغات قادر به ارزيابي محك زدن خود ميباشد. 13 عمر سعد و بسياري از افرادي كه در لشكر او حضور داشتند از افراد ظاهرالصلاح و مورد توجه مردم و ملتزم به احكام و تكاليف شرعي بودند. 14 لزوم تفكر و تأمل افراد در ابعاد مختلف واقعه عاشورا و اينكه چگونه نفس فرد به درجهاي از شقاوت و ضلالت ميرسد كه دستور به كشتن طفل شيرخوار ميدهد.
حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین
توضیحات:
حقيقت معناي تقوا و زهد، و مراتب زهد دروغين و فريبنده. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 تصور نادرست افراد از معناي تقوا و بيان حقيقت معناي زهد. 2 زهد و اجتناب و پرهيز افراد از دنيا و نعمات آن در برخي از موارد بر اساس عدم قدرت شخص و يا عدم دسترسي او به آن موارد ميباشد. 3 يكي ديگر از مراتب بسيار دقيق زهد دروغين و اعراض افراد از دنيا و نعمات آن بخاطر التذاذ نفساني ايشان از نفس اين تزهد و پرهيز از نعمات الهي ميباشد. 4 خارج شدن يكي از شاگردان مرحوم علّامه طهراني از مكتب و مسير ايشان بواسطه عدم تبعيت از دستوارت ايشان و احاطه و تسلط شيطان بر او. 5 تصور نادرست برخي از افراد از تنافي ميان مكتب عرفان و مسير و سلوك الهي با مسير عقلانيت و منطق و اشتغال به امور و مسائل ظاهري و دنيوي. 6 كيفيت مشي و مرام حشر و نشر ائمه اطهار عليهم السلام در ميان افراد و جامعه. 7 سالك واقعي راه الهي فرديست كه اشتغال او به امور و مسائل ظاهري و دنيوي او را از توجه به مقصد و مطلوب باز نميدارد. 8 يكي از خطراتي كه سالك راه الهي و ساير افراد را تهديد ميكند اينست كه شخص بخاطر مسائل نفساني و اعتباري به انكار حقائق و واقعياتي بپردازد كه در تحت اختيار و احاطه او قرار ندارد. 9 چگونه انسان در مرتبهاي قرار ميگيرد كه گمان ميكند مسير و افكار و اعمال او حق و صحيح بوده در حالي كه در واقع باطل و غير صحيح ميباشد. 10 بيان معيار و ميزاني كه انسان بواسطۀ آن ميتواند به ارزيابي و سنجش اعمال و نيات خود بپردازد. 11 در بسياري از موارد شيطان دامهاي خود را از راه دين و مسائل روحاني و به بهانه تبعيت از راه و مسير حق ميگستراند. 12 واقعه عاشورا معيار و ميزاني ميباشد كه افراد با قرار دادن خود در آن فضا و موقعيت و جوّ تبليغات قادر به ارزيابي محك زدن خود ميباشد. 13 عمر سعد و بسياري از افرادي كه در لشكر او حضور داشتند از افراد ظاهرالصلاح و مورد توجه مردم و ملتزم به احكام و تكاليف شرعي بودند. 14 لزوم تفكر و تأمل افراد در ابعاد مختلف واقعه عاشورا و اينكه چگونه نفس فرد به درجهاي از شقاوت و ضلالت ميرسد كه دستور به كشتن طفل شيرخوار ميدهد.
حقیقت زهد وتقوا و بیان مراتب زهد دروغین
7به عبارت دیگر اولیاء الهی در تكالیف الهی فضولی نمیكردند حالا ما از این طرف فضولی میكنیم آن حق را به خود نسبت میدهیم. جای دیگر مطلب نیست اگر میخواهید باید اینجا بیایید این دروغ است ممكن است جای دیگر هم باشد. حقی را كه در جای دیگر است آن حق را برمیداریم و آن حق را به خود نسبت میدهیم. جای دیگری نرو فایدهای ندارد اگر میخواهی به جایی برسی باید بیایی اینجا! نه ممكن است باشد بهتر از اینجا هم باشد و مفیدتر از اینجا هم باشد. هیچ این مسائل نیست. ممكن است در جای دیگر حق باشد چرا انسان بخواهد روپوشی كند، بله، یك وقتی ما نمیدانیم باید بگوییم نمیدانیم ولی اینكه بیاییم به خاطر نفسانیات خودمان آن حقائقی را كه در جاهای دیگر قرار دارد روپوشی كنیم روی آنها را بپوشانیم و بعد منحصر كنیم؛ انگار در روی كره زمین فقط یكجا قرار دارد آن هم آنجایی است كه بنده تشریف دارم. نه، این خبرها نیست این مسائل نیست هزار جا هزاران جا ممكن است بهتر باشد مفیدتر باشد نفعش بیشتر باشد مصلحتش بیشتر باشد. اینكه بیاییم و این عمل را انجام بدهیم بر فرض هم اگر این مسئله واقعیت داشته باشد در حول و حوش مسائل نفسانی دور میزند؛ جای دیگر نرو اینجا بیا! كتاب دیگر نخوان این را بخوان! بهكسی دیگر اقتدا نكن اینجا اقتدا كن! از كسی دیگر تبعیت نكن از اینجا بكن! وقتت را در جای دیگر نگذران در اینجا ... تمام این مطالب گرچه ممكن است واقعیت و حقیقت داشته باشد ولی این نحوه صحبت بر مدار نفس دور میزند. همانطوری كه من بیایم این مطلب را مطرح كنم مسئله نفسانی میشود، خب دیگران هم همین كار را انجام میدهند میگویند نه آقا آنجا نرو بیا اینجا، پای آن صحبت نشین بیا پای این صحبت، آن مطلب را نپذیر این مطلب را بیا بپذیر، آن مطلب خلاف است بیا مطلب ما، تفاوتی از این نقطه نظر ندارد و نبرد و نزاعی كه در بین میگیرد، این نزاع از دائره نورانیت و روحانیت خارج میشود و تبدیل به یك نزاع نفسانی میشود نزاع سیاسی میشود نزاع دنیوی میشود و نزاع اعتباری و مجازی میشود. چرا؟ چون ملاك به جای توجه به معنا به خود برگشته است. محوریت از توجه به معنا به توجه به خود عدول كرده منتها با صورت و نقاب الهی، با چهره الهی و روحانی مسئله بدین كیفیت درآمده.
