اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معیار اتصاف افعال به حسن و قبح

14٬463
عنوان بصری

حقيقت معناي تقوا وملاک ارزش اعمال. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ . 1 توضيحي راجع به حقيقت معناي تقوا و زهد و تصور نادرست افراد از آن دو. 2 نفس اعمال افراد في نفسه داراي ارزش و اعتبار نمي‌باشد و متصف به حسن و قبح نمي‌شود. 3 آنچه موجب ارزش و اعتبار يك فعل و اتصاف آن به حسن و قبح مي‌شود وجود فاعل مدرك و عاقل و نفس اراده و اختيار او در انجام و يا ترك عمل مي‌باشد. 4 ذكر مثالي دقيق در تبيين حقيقت اينكه ملاك در ارزش و اعتبار افعال عبارتست از اراده و نيتي كه در پس پرده اين افعال قرار دارد. 5 همۀ تلاش و اهتمام ائمه اطهار و اولياء الهي در رشد و تعالي دادن پشتوانه و حقيقتي است كه در وراي افعال انسانها قرار دارد. 6 در بسياري از موارد پشتوانه اعمال و افعال و قضاوتهاي انسان در خارج امور تخيلي و اعتباري مي‌باشند كه مانع از ادراك حقيقت و واقع امر مي‌شوند. 7 ذكر برخي از فضائل مرحوم آيت اللَه سيد محمد صادق طهراني پدر مرحوم علامه طهراني و صلابت و استقامت ايشان در قبال مباني مسلّم مكتب اسلام. 8 نقد نظر مرحوم آيت اللَه سيد محمد صادق طهراني توسط مرحوم علامه طهراني در ارتباط با مسأله مهرالسنة و لزوم پيروي و تبعيت افراد از اين سنت.

معیار اتصاف افعال به حسن و قبح

توضیحات:

حقيقت معناي تقوا وملاک ارزش اعمال. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ . 1 توضيحي راجع به حقيقت معناي تقوا و زهد و تصور نادرست افراد از آن دو. 2 نفس اعمال افراد في نفسه داراي ارزش و اعتبار نمي‌باشد و متصف به حسن و قبح نمي‌شود. 3 آنچه موجب ارزش و اعتبار يك فعل و اتصاف آن به حسن و قبح مي‌شود وجود فاعل مدرك و عاقل و نفس اراده و اختيار او در انجام و يا ترك عمل مي‌باشد. 4 ذكر مثالي دقيق در تبيين حقيقت اينكه ملاك در ارزش و اعتبار افعال عبارتست از اراده و نيتي كه در پس پرده اين افعال قرار دارد. 5 همۀ تلاش و اهتمام ائمه اطهار و اولياء الهي در رشد و تعالي دادن پشتوانه و حقيقتي است كه در وراي افعال انسانها قرار دارد. 6 در بسياري از موارد پشتوانه اعمال و افعال و قضاوتهاي انسان در خارج امور تخيلي و اعتباري مي‌باشند كه مانع از ادراك حقيقت و واقع امر مي‌شوند. 7 ذكر برخي از فضائل مرحوم آيت اللَه سيد محمد صادق طهراني پدر مرحوم علامه طهراني و صلابت و استقامت ايشان در قبال مباني مسلّم مكتب اسلام. 8 نقد نظر مرحوم آيت اللَه سيد محمد صادق طهراني توسط مرحوم علامه طهراني در ارتباط با مسأله مهرالسنة و لزوم پيروي و تبعيت افراد از اين سنت.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

معیار اتصاف افعال به حسن و قبح

15
  • پیغمبر نمی‌توانست ببیند؟ آقا زمانه فرق كرده! مردم عوض شدن! اجحاف می‌كنند! آدم از فردای خودش خبر ندارد. باید پشتوانه داشته باشد، باید جلووانه داشته باشد! این مسائل و این چیزهایی كه در آوردند. مگر پیغمبر نمی‌دانست؟ مگر پیغمبر اطلاع نداشت؟ می‌دانست پیغمبر دیگر. آن پیغمبری كه فرمود: حَلالُ محمّدٍ حَلال الی یومِ القیامةِ و حرامُ محمّدٍ حرام الی یومِ القیامةِ1 مردم، آنچه را كه من وضع كردم تا روز قیامت پا برجاست، نگویید این مال هزار و چهار صد سال پیش بودها! حرف‌های شما را همان موقع می‌خوانم و می‌گویم به شما، حرف‌هایی كه الان می‌زنید آن موقع من می‌بینم برای همان می‌گویم: حَلالُ محمّدٍ حَلال الی یومِ القیامةِ برای همان می‌گویم. آن حرف‌هایی كه امروز می‌زنید كه الان مردم عوض شدند، الان جوان‌ها عوض شدند، الان بی‌بندوبار شدند، الان متعهد نیستند، الان كسی به شرط و شروط ... همه اینها را من آن موقع می‌دانستم. معنی ندارد انسان به هر كسی زن بدهد، معنی ندارد انسان به هر كسی كه از در وارد می‌شود به او دختر بدهد، نه، برود تحقیق بكند و بعد هم به خدا بسپارد. علاوه بر آن، مگر آن موقع این حرف‌ها نبود؟ آن موقع كه این حرف‌ها راحت‌تر بود! آن موقع كه طلاق دادن از حالا راحت‌تر بود! بروید تاریخ را نگاه كنید. در همان موقع پیغمبر این حكم را آورد، در همان موقع پیغمبر این حكم را جعل كرد. هر كسی می‌خواهد، چون ما كسی را اجبار نمی‌كنیم، خودتان می‌دانید، مراتب، لِوِل‌ها دست خودتان است، می‌خواهید در این مرتبه باشید، باشید. مهر كنید دویست میلیون سكه، دارید بدهید.

  • این را بدانید اگر شخصی مهر كند و فقط مهر صوری باشد بر آن اساس عقد خوانده بشود این عقد اشكال شرعی دارد این را بدانید. اینكه می‌گویند الان هزار سكه، حالا كی داده كی گرفته، تمام این عقدها شرعاً اشكال دارد. آن عقدی كه بر اساس تعیینِ فقط توهّمی باشد و لفظی باشد آن عقد اشكال دارد و باید دوباره عقد را خواند. كی داده كی گرفته! این حرف‌ها نیست. مهری را كه شوهر تعیین می‌كند برای زن تا آن قِران آخرش را باید بپردازد. آیه شریفه قرآن است اگر قنطار یعنی یك پوست گاو از طلا مهر قرار دادید تا آن قِرانش را باید بپردازید. البته طبق شرایط در صورتی‌كه تعلّق بگیرد، زن خودش ظالم نباشد، آن شرایط خودش را كه‌داشته باشد باید بپردازد. اسلام با كسی شوخی ندارد. هر مقدار مهر است باید بپردازی. می‌گوید می‌توانی این كار را انجام بدهی آقا جان، مرتبه اوّل می‌توانی انجام بدهی، كسی هم اجبار كه نكرده. حالا می‌گویند آقا مهر زیاد است، خوب برو یك دختر دیگر را بگیر، نه كسی اجبار كرده و نه ... شما كه می‌خواهی فلان دختر را بگیری و به هر كیفیتی حاضر هستی و بعد آن مهر را سنگین می‌كنند، فلا تَلُومَنّ الّا نفسك خودت می‌دانی، تقصیر تقصیرخودت است، نكن، این همه هستند، برو سراغ یكی دیگر. آن هم دید نه! همچین تحفه نطنزی هم نیست كه حالا چیز است، آن هم توقّعاتش را می‌آورد پایین، بالاخره به مسائل دیگر فكر می‌كند، به مسائل اخلاقی فكر می‌كند، به مسائل نفسانی فكر می‌كند، طرفین بالاخره باید با هم زندگی كنند. دیگر آن مسائل بعد پیش نمی‌آید، آن قضایا پیش نمی‌آید، آن توجهات به دنیا پیش نمی‌آید، آنكه توجه دارد به اینكه من یك همچنین پشتوانه‌ای دارم حالا فوقش این حرف را زد قبول هم نكردم نكردم! اینها پیش نمی‌آید، آن ناراحتی و استرسی كه برای مرد هست كه حالا این كار را كردم، حالا دیگر چه خاكی بر سرم كنم؟ اینها پیش نمی‌آید. از آن طرف می‌داند كه قانون اسلام، جلوی او را گرفته اگر بخواهد مرد تخطّی كند جلوی او می‌ایستد و حق را به زن می‌دهد.

    1. الكافى، ج ١، ص ٥٨.
/ 613