
زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)
حقيقت معناي تقوا و تصور نادرست مردم از آن. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ . 1 مكتب امام صادق عليه السلام مكتب فهم و تفقّه و حريت و آزادي است نه تقليد و تمجيد و چوب و چماق. 2 كلام صحيح و منطقي يكي از فلاسفه غرب در ارتباط با لزوم داشتن علم و يقين نسبت به امور به سائل. 3 تفسير آيه 36 سورۀ مباركه اِسرا:( وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ) . 4 توضيح راجع به حقيقت معناي زهد و تقوا و تصور نادرست مردم از آن. 5 ملاك در ظهور و بروز افعال خارجي از انسانها نيات و دواعي ايشان ميباشد و در بسياري از موارد اين دواعي و نيات ايشان منشأ عقلاني و منطقي نداشته بر اساس اقتضاءات و خواستههاي نفساني ميباشد. 6 ذكر حكايتي شيرين از گلستان سعدي در ارتباط با افراد زاهدنما. 7 نفس افعال افراد في نفسه بدون در نظر گرفتن نيت و غرضي كه پشتوانه آن ميباشد هيچگونه ارزش و اعتباري نداشته و متصف به حسن و قبح نميشود. 8 در بسياري از موارد محور و اصل اساسي در رفتار انسان و اعمال امر مسئله حبِّ به نفس و شئوون آن ميباشد. 9 تأكيد بي حد و حصر دستورات ديني و سخنان اولياء الهي بر رعايت نظافت در همۀ ابعاد گستردۀ آن. 10 بيانات امام صادق عليه السلام در قبال اعتراضات و سخنان جاهلانه سفيان سوري در ارتباط با زهد. 11 شدت اهتمام پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در رعايت نظافت و ذكر نمونههايي از آن. 12 در صورتي كه طبيعت زيبانمايي در انسان بصورت يك بت واصل قرار گيرد و منجر به تعارض با دستورات و فرامين پروردگار متعال شود امري مذموم و غير پسنديده ميشود. 13 در بسياري از موارد انسان موجب سرپوش گذاشتن بر انانيتهاي خود و اعمال و رفتار غير صحيح خود بدنبال توجيهات و تأويلات شرعي و رنگ و لعاب الهي زدن آنها ميباشد. 14 ذكر و ديدگاه و بينش در انجام افعال و كارهاي انسان كه يكي منجر به رشد و كمال و قرار گرفتن نور الهي در قلب شده و ديگري منجر به توقف و فرو رفتن در ظلم و جهل و بُعد از پروردگار ميشود.
زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)
توضیحات:
حقيقت معناي تقوا و تصور نادرست مردم از آن. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ . 1 مكتب امام صادق عليه السلام مكتب فهم و تفقّه و حريت و آزادي است نه تقليد و تمجيد و چوب و چماق. 2 كلام صحيح و منطقي يكي از فلاسفه غرب در ارتباط با لزوم داشتن علم و يقين نسبت به امور به سائل. 3 تفسير آيه 36 سورۀ مباركه اِسرا:( وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ) . 4 توضيح راجع به حقيقت معناي زهد و تقوا و تصور نادرست مردم از آن. 5 ملاك در ظهور و بروز افعال خارجي از انسانها نيات و دواعي ايشان ميباشد و در بسياري از موارد اين دواعي و نيات ايشان منشأ عقلاني و منطقي نداشته بر اساس اقتضاءات و خواستههاي نفساني ميباشد. 6 ذكر حكايتي شيرين از گلستان سعدي در ارتباط با افراد زاهدنما. 7 نفس افعال افراد في نفسه بدون در نظر گرفتن نيت و غرضي كه پشتوانه آن ميباشد هيچگونه ارزش و اعتباري نداشته و متصف به حسن و قبح نميشود. 8 در بسياري از موارد محور و اصل اساسي در رفتار انسان و اعمال امر مسئله حبِّ به نفس و شئوون آن ميباشد. 9 تأكيد بي حد و حصر دستورات ديني و سخنان اولياء الهي بر رعايت نظافت در همۀ ابعاد گستردۀ آن. 10 بيانات امام صادق عليه السلام در قبال اعتراضات و سخنان جاهلانه سفيان سوري در ارتباط با زهد. 11 شدت اهتمام پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در رعايت نظافت و ذكر نمونههايي از آن. 12 در صورتي كه طبيعت زيبانمايي در انسان بصورت يك بت واصل قرار گيرد و منجر به تعارض با دستورات و فرامين پروردگار متعال شود امري مذموم و غير پسنديده ميشود. 13 در بسياري از موارد انسان موجب سرپوش گذاشتن بر انانيتهاي خود و اعمال و رفتار غير صحيح خود بدنبال توجيهات و تأويلات شرعي و رنگ و لعاب الهي زدن آنها ميباشد. 14 ذكر و ديدگاه و بينش در انجام افعال و كارهاي انسان كه يكي منجر به رشد و كمال و قرار گرفتن نور الهي در قلب شده و ديگري منجر به توقف و فرو رفتن در ظلم و جهل و بُعد از پروردگار ميشود.
زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (١)
8از جمله مطالبی كه امام صادق علیهالسّلام در روابط اجتماعی و روابط خانوادگی دارد این است كه حضرت به اصحاب خود میفرمایند وقتیكه میبینند یك نفر از اصحابشان آمده ژولیده و پولیده حضرت میفرمایند تو چطور با خانواده خودت اینطوری سر میكنی؟ تعجب كرد كه امام علیهالسّلام این حرفها را دارد به من میزند. حضرت میفرمایند چطور تو توقع داری كه عیال تو خود را برای تو بیاراید و به نحوی درآورد كه مورد توجه تو باشد ولی او دل ندارد؟ آیا او احساس ندارد؟ آیا او نباید یك همچنین انتظاری داشته باشد كه حداقل شوهر او به نحوی باشد كه بتواند با او سر كند؟ بتواند با او زندگی كند؟
ببینید! چقدر امام علیهالسّلام همین امام صادقی كه رئیس مكتب ماست، رئیس فقه ماست نسبت به چه ظرایفی حساب باز میكند. برای هر جهتی و برای هر مهمی كه از نقطه نظر ما ممكن است اهمیت نداشته باشد، در روابط خود به این مسائل توجه نداشته باشیم ولی حضرت یكیكِ شاگردان خود را، اصحاب خود را به نحوی میخواهد بار بیاورد كه در هر مرتبه، در آن مرتبه كمال از مسائل اجتماعی و مراتب بروز و ظهور افعال یك انسان، انسان قرار بگیرد. همانطوری كه انسان توقع دارد كه محیط منزل به آن كیفیت باشد دیگران هم از انسان همین انتظار را دارند، همین تقاضا را دارند. ولی در بعضی از موارد مشاهده میشود كه به این قضایا آن ترتیب اثر واقعی داده نمیشود و اینها را خلاف شئون یك فرد قلمداد میكنند. خلاف تقوا قلمداد میكنند، خلاف زهد و عبودیت قلمداد میكنند.
پس پرداختن به این مسائل در این محدوده خود، یكی از مسائلی است، یكی از اصولی است كه انسان باید به این مطالب برسد اینها به جای خود محفوظ، ولی صحبت در این استكه انسان این طبیعت زیبانمایی و جلوهگری را به عنوان اصل برای روابط اجتماعی قرار بدهد. این مذموم است كه تمام هدف و فكر روی این جهت باشد كه انسان خود را به دیگران بنمایاند، خود را به دیگران نشان بدهد، خود را به دیگران ارائه بدهد، به یك نحوهای باشد كه از نقطه نظر روابط اجتماعی و دیدگاهی كه دیگران نسبت به او دارند، آن دیدگاه همیشه بر یك میزان بماند. نتیجهاش این میشود وقتیكه برای انسان یك حكمی میآید كه آقا فلان كار را باید انجام بدهی و این عمل با این دیدگاه در تعارض واقع میشود. به حج باید مشرف بشوی و درحج باید سرت را بتراشی، یك مرتبه این دیدگاه میآید و در قبال حكم الهی، خود را مینمایاند، خود را در مقابل این مسئله قرار میدهد. در قبال اطاعت از امر الهی خود را مانع برای این مسئله قرار میدهد، مانعِ برای رسیدن به آن واقعیت و آن حقیقت قرار میدهد. اینجا چه باید كرد؟
