
لزوم طلب واقعی برای وصول به خدا
ای بهترین کسی که انسان او را میخواند!. خَیر یعنی انتخاب شده نه به معنی بهترین. سرمایۀ مؤمن سه چیز است: پناه اسلام، اعتماد به قرآن و محبّت پیامبر. معانی «پیغمبر أُمّی». خداوندا! اجری عطا بفرما که موجب تقویت قدم من در این راه باشد. انواع ایمان و عبادت بندگان خدا. ایمان واقعی موجب آمرزش گناهان است. خدایا امید ما را در قلبمان تثبیت کن!. خدایا امید ما به خودت را زندهتر کن!. معنی علم لدنّی. انسان باید در طلبش قوی باشد و الاّ به نتیجهای نمیرسد. خاطرۀ مؤلّف از آثار مخرّب طوفان شدید همدان. خواست و ارادۀ واقعی انسان، مهمترین رمز پیشرفت او. روایتی در عدم التفات مؤمن به غیر خدا. اشعاری از خواجه حافظ و ابن فارض در باب عشق به خدا. رجا و امید مردانه در راه خدا. دایا اگر آبرویم را هم بریزی، دست از تو برنمیدارم. ترک معصیت بنده به خاطر محبّت به خدا. معیّت با حضرت مصطفی و آلش را به ما عطا فرما.
لزوم طلب واقعی برای وصول به خدا
2أعوذُ باللَه مِن الشَّیطانِ الرَّجیمِ
بسمِ اللَه الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ
و صَلَّی اللَه علیٰ محمَّدٍ و آلِهِ الطّاهِرینَ
و لَعنةُ اللَه علیٰ أعدائِهِم أجمَعینَ
یا خَیرَ مَن دَعاهُ داعٍ، و أفضَلَ مَن رَجاهُ راجٍ! اللَهمّ بِذِمّةِ الإسلامِ أتَوَسَّلُ إلَیکَ، و بِحُرمةِ القُرآنِ أعتَمِدُ إلَیکَ، و بِحُبِّی النّبیِّ الأُمّیِّ القُرَشیِّ الهاشِمیِّ العَرَبیِّ التّهامیِّ المکّیِّ المَدَنیِّ أرجُو الزُّلفةَ لَدَیکَ؛ فَلا تُوحِشِ استیناسَ إیمانی! و لا تَجعَل ثَوابی ثَوابَ مَن عَبَدَ سِواکَ!
ای بهترین کسی که انسان او را میخواند!
یا خَیرَ مَن دَعاهُ داعٍ؛ «ای بهترین کسی که خوانندهای او را میخواند!»
خَیر به معنای بهتر نیست، چون اینکه بعضیها گفتهاند که اصلش أخیَر بوده و بر وزن أفضَل و به صیغۀ أفعَل تفضیل است، درست نیست؛ خَیر صفت مُشبِهه است1 و از مادّۀ خارَ: یعنی انتخاب کرد،2 و خَیر: یعنی انتخاب شده، خَیرُ الرّازِقینَ: یعنی از میان رازقین، تو انتخاب شدهای و تو برگزیده هستی. داع: به معنی داعی است، یعنی خواننده. راج: به معنای راجی است از مادّۀ رَجا یَرجُو، یعنی امیدوار.3
خیلی از اشخاص در عالم، دیگری را میخوانند؛ اسم اینهایی که میخوانند داعی است و اسم آنهایی که خوانده میشوند، مَدعُوّ است.
خَیر یعنی انتخاب شده نه به معنی بهترین
«یا خَیرَ مَن دَعاهُ داعٍ»؛ ای کسی که از میان تمام خوانده شدههای افرادی که دیگری را میخوانند، تو مورد انتخاب و اختیاری؛ آنها هیچکدام مورد اختیار نیستند، و انسان نمیتواند روی هیچکدام از آنها دست بگذارد و بردارد و علامتی بگذارد و نشانی بگذارد و روی آن حسابی باز کند، بلکه فقط روی تو میشود حساب باز کرد!
و ای بهترین و با فضیلتترین کسی که امیدواری به او امید دارد. خیلی از افراد در عالم امید به دیگران دارند، تو از همۀ آنها افضل هستی!
سرمایۀ مؤمن سه چیز است: پناه اسلام، اعتماد به قرآن و محبّت پیامبر
اللَهمّ بِذِمّةِ الإسلامِ أتَوَسَّلُ...، و بِحُرمةِ القُرآنِ أعتَمِدُ...، و بِحُبِّی النبیِّ... أرجُو الزُّلفةَ.
خدایا! حالا که من به سوی تو روی آوردم، پناه من اسلام است؛ آن دِرعی که در او فرو میروم، و آن دِرع و زره، بدن مرا فرا میگیرد و از آفات حفظ میکند، برای اینکه به سوی تو روی بیاورم و به مقام زُلفیٰ ـ زُلفَةً زُلفیً به معنای قرب است ـ4 و به مقام قرب تو برسم، آن لباس و آن قلعهای که مرا از آفات حفظ میکند، اسلام است. و آنچه در این راه، اعتماد به او دارم که مرا برساند، قرآن است. و آنچه به او دلبستگی دارم که مرا به این سرحدّ برساند، محبّتی است که در دل من از پیغمبر توست.
- جهت اطّلاع بیشتر از معنای کلمۀ خیر و اشتقاق لغوی آن، رجوع شود به الله شناسی، ج ٢، ص ٢٣٩.
- لسان العرب، ج ٤، ص ٢٦٤، ماده «خیر».
- المحیط فی اللغة، ج ٧، ص ١٧٤، مادّۀ «رجو»:
«الرَّجاءُ ـ مَمدُودٌ ـ : نَقیضُ الیَأسِ، رَجا یَرجُو... . و الرَّجا ـ مَقصورٌ ـ : ناحِیَةُ کُلِّ شَیءٍ، و ما حَوالَی البِئرِ. و الجَمیعُ الأرجاءُ... .» - لسان العرب، ج ٩، ص ١٣٨:
«زلف: الزَّلَفُ و الزُّلْفةُ و الزُّلْفَی: القُربةُ و الدَّرَجة و المَنزلةُ. و فی التنزیل العزیز: ﴿وَمَآ أَمۡوَٰلُكُمۡ وَلَآ أَوۡلَٰدُكُم بِٱلَّتِي تُقَرِّبُكُمۡ عِندَنَا زُلۡفَىٰٓ﴾؛* قال: هی اسم کأَنّه قال بالتی تقرِّبکم عندنا ازْدِلافًا... .»
* سوره سبأ (٣٤) آیه ٣٧.
