اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (٢)

15٬398
عنوان بصری

حقيقت معناي تقوا و آثار آن . شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 توضيحي راجع به حقيقت زهد و اينكه زهد به معناي ترك دنيا و عدم اشتغال به امور دنيوي نمي‌باشد. 2 بسياري از افراد در عين دارا بودن زهد ظاهري سراسر وجود ايشان را تكالب بر مسائل نفساني و اعتباري پر كرده است. 3 عدم اطلاع افراد از نيات و بواطن آلوده و خبيث افراد زاهدنما و توجه به ظاهر ايشان منجر به فريب خوردن ايشان و دل سپردن به آنها مي‌‌شود. 4 چگونه نفس انسان در اثر عدم مراقبه و توجه نسبت به مباني و ملاكات راه و مسير صلابت و استقامت خود را در پايبندي به آن مباني و ملاكات از دست داده، تحت تسخير شيطان و مسائل اعتباري قرار مي‌گيرد. 5 تأكيد مرحوم علامه طهراني بر اجتناب و پرهيز افراد از مظاهر و امور تجمّلي. 6 چگونه افراد با ورود در مسائل اعتباري و شهوات و غوطه‌ور شدن در آن مسخ مي‌شوند. 7 در بسياري از موارد انسان براي سرپوش گذاشتن بر انانيت‌ها و اعمال خلاف خود و رهاندن خود از تعارض دروني دست به تأويلات و توجيهات شرعي و بدنبال و رنگ و لعاب الهي زدن به آنها مي‌باشد. 8 فاصله گرفتن مجالس ترحيم از آداب و سنن اسلامي و ورود و نفوذ فرهنگ غربي در آن. 9 نفس انسان پديده‌اي هيولاني و سيال مي‌باشد كه قابليت صعود به اعلا مرتبۀ از كمال و نزول به پست‌ترين درجات را دارا مي‌باشد. 10 به چه دليل در روايات اسلامي تأكيد بر لزوم مصاحبت و همنشيني افراد با علماء ربّاني و الهي شده است: النظر الي عالم يذكِّركم الجنَّه عبادة. 11 آنچه موجب رشد و كمال انسان و تقرب او بسمت پروردگار مي‌شود وجود حالت عبوديت در انسان مي‌باشد گرچه در قالب تكاليف ظاهري نباشد. 12 نماز و تلاوت قرآن و عباداتي كه در راستاي مقابله با حق و تثبيت موقعيت شخص باشد نه تنها موجب قرب و نورانيت فرد نشده منجّر به ابتعاد و كدورت او مي‌شود.

زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (٢)

توضیحات:

حقيقت معناي تقوا و آثار آن . شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ. 1 توضيحي راجع به حقيقت زهد و اينكه زهد به معناي ترك دنيا و عدم اشتغال به امور دنيوي نمي‌باشد. 2 بسياري از افراد در عين دارا بودن زهد ظاهري سراسر وجود ايشان را تكالب بر مسائل نفساني و اعتباري پر كرده است. 3 عدم اطلاع افراد از نيات و بواطن آلوده و خبيث افراد زاهدنما و توجه به ظاهر ايشان منجر به فريب خوردن ايشان و دل سپردن به آنها مي‌‌شود. 4 چگونه نفس انسان در اثر عدم مراقبه و توجه نسبت به مباني و ملاكات راه و مسير صلابت و استقامت خود را در پايبندي به آن مباني و ملاكات از دست داده، تحت تسخير شيطان و مسائل اعتباري قرار مي‌گيرد. 5 تأكيد مرحوم علامه طهراني بر اجتناب و پرهيز افراد از مظاهر و امور تجمّلي. 6 چگونه افراد با ورود در مسائل اعتباري و شهوات و غوطه‌ور شدن در آن مسخ مي‌شوند. 7 در بسياري از موارد انسان براي سرپوش گذاشتن بر انانيت‌ها و اعمال خلاف خود و رهاندن خود از تعارض دروني دست به تأويلات و توجيهات شرعي و بدنبال و رنگ و لعاب الهي زدن به آنها مي‌باشد. 8 فاصله گرفتن مجالس ترحيم از آداب و سنن اسلامي و ورود و نفوذ فرهنگ غربي در آن. 9 نفس انسان پديده‌اي هيولاني و سيال مي‌باشد كه قابليت صعود به اعلا مرتبۀ از كمال و نزول به پست‌ترين درجات را دارا مي‌باشد. 10 به چه دليل در روايات اسلامي تأكيد بر لزوم مصاحبت و همنشيني افراد با علماء ربّاني و الهي شده است: النظر الي عالم يذكِّركم الجنَّه عبادة. 11 آنچه موجب رشد و كمال انسان و تقرب او بسمت پروردگار مي‌شود وجود حالت عبوديت در انسان مي‌باشد گرچه در قالب تكاليف ظاهري نباشد. 12 نماز و تلاوت قرآن و عباداتي كه در راستاي مقابله با حق و تثبيت موقعيت شخص باشد نه تنها موجب قرب و نورانيت فرد نشده منجّر به ابتعاد و كدورت او مي‌شود.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

زهد و تقوا از دیدگاه اهل معرفت (٢)

12
  • یادم هست به مرحوم مطهری در یكی از مجالسی كه آمده بودند و به خدمت ایشان می‌رسیدند این مطلب را تذكر دادند لذا ایشان هم در آن موارد و مجالس رعایت می‌كرد. یكی از صحبت‌های ایشان همین بود كه رفتن در این مجالس با صندلی و نشستن و با این حرف زدن، نه تنها هتك به قرآن هست اصلًا به‌طوركلی با روح مجالس ترحیم در تضاد است و این رسم، رسم غرب گرایست و غربیست كه متأسفانه در همان زمان سابق آمده و سرایت كرده به مجالس عبادی ما، مجلس ترحیم مجلس عبادت است مجلسی كه باید در آن اندرز گرفت پند گرفت عبرت گرفت، انسان باید اینها را انجام بدهد.

  • خدمتتان عرض كردم، در زمان سابق حتّی در مجالس سیدالشّهدا در بعضی از منازل یا جاهایی كه تشكیل می‌شد، یك ردیف صندلی می‌گذاشتند برای آقایانی كه درد پا داشتند درد كمر داشتند درد كجا داشتند كه نمی‌توانستند روی زمین بنشینند روی صندلی می‌نشستند و من با چشم خود دیدم كه افراد با كفش روی این صندلی دورتادور نشسته بودند و مردم عادی هم در وسط مجلس نشسته بودند، واعظ هم داشت صحبت می‌كرد. حالا این مجلس مجلس امام حسین است؟ امام‌حسین‌كجاست؟ حضرت ابالفضل كجاست؟ اینها چیست؟ این بساط چیست؟ اینها مسخره است مسخره كردن مبانی، مسخره كردن ائمّه است. انسان كه دیگر كاه كه نخورده نفهمد این مطالب را! بعد هم آن شخص بلند می‌شود می‌آید و از یال و كوپال و این چه بود و برای این از كجا تلگراف زدند. تلگراف می‌خواند، تلگراف به من چه مربوط است؟ تلگراف زد كه زد به من چه ارتباط دارد؟ حالا آمدن در این مجلس می‌گویند فلان آقا از فلان دهات تلگراف زده، دهات فلان كشور حالا چون خارج از كشور است دیگرخیلی مهم شده! بابا یك دهات است دیگر!

  • فلان آقا در خیابان راه می‌رفت آدم جواب سلامش را زورش می‌آمد بدهد حالا شده كی‌یك و كی‌یك السّلطنه! حالا از آنجا تلگراف زدند، بایستی كه بخوانیم تسلیت و از این حرفها، بعد هم بلند می‌شوند راه می‌افتند می‌روند در بازار، ده تا توپ پارچه می‌گیرند رنگش می‌كنند و شروع می‌كنند در و دیوار و این تسلیت گفت و آن تسلیت گفت و این حرفها ...، تمامش سینما و تئاتر و مجالس لهو و لعب و ... آن بدبخت توی قبر دارد تنش از سؤال و جواب این مجالس می‌لرزد، اینها لنگشان را انداختن روی لنگشان دارند اصلًا به روح این مرده می‌خندند! فقط همین! بیایند و بروند و یك خودی نشان بدهند كارت را بزنند در آنجا كه ما آمدیم در مجالس شركت كردیم!

/ 0