اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقيقت معناي تقوا و آثار آن. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ . 1 راه رسيدن به تقوي چيست؟ 2 تعريف تقوي. 3 فقها و بزرگان تعلّق به دنيا را در رديف گناهان كبيره بحساب مي‌آورند. 4 مردم ظاهربين بر أساس ظاهر فريبندۀ اهل ظاهر و عبا و تسبيح و سجّاده قضاوت مي‌كنند. 5 شيعۀ اميرالمؤمنين عليه السلام جريانات عالم دنيا را بر أساس تقدير و مشيّت الهيّه جاري مي‌داند. 6 مرحوم آخوند ملاّ حسينقلي همداني و اولیاء الهی تعلّق به دنيا را موجب فسق مي‌دانستند. 7 علماء باللَه و عرفاء نمي‌توانند بر خلاف تفكّر توحيدي تفكّري داشته باشند. 8 خوش‌بين بودن به كساني كه تعلّق به دنيا دارند خلاف شرع است. 9 حسن ظنّ بیجا یعنی در پوش گذاشتن برروی فهم وعقل 10 چه بسيار از علما و دانشمنداني كه خطاهاي جبران‌ناپذيري از آنان سر زده است. 11 انكار ولايت اميرالمؤمنين عليه السّلام در واقعۀ غدير توسّط بعضي از علماء! 12 عامّه و اهل سنّت در مقابل مستشرقان و يهوديان نسبت به عمل پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در روز غدير پاسخي ندارند. 13 مسألۀ غدير را بعنوان يك مسألۀ فرعي و غير ضروري دين تلقّي نمودن خيانت به اسلام است. 14 ولايت مهمّ‌ترين ركن و از ضروريّات دين است! 15 انكار حديث قرطاس و قلم توسّط يكي از علماء سرشناس بر أثر نداشتن نور باطني. 16 انكار زيارت عاشورا توسّط برخي از علماء معمّر بواسطۀ نداشتن نور باطني. 17 انشاء زيارت جامعه از كسي كه متّصل به وحي نباشد محال است. 18 افراد كوته‌بين و قاصر فوراً حقائق را انكار مي‌كنند. 19 ثمره معيارها و موازين تبيين شده توسّط بزرگان براي ما در عمل ظاهر مي‌گردد. 20 يكي از راه‌ها براي رسيدن به مقام تقوي تصحيح خيال است. 21 داستاني از حضرت حاج سيّد هاشم حدّاد در مورد مدّعي نيابت امام زمان عليه السّلام. 22 اخبار حضرت حدّاد به يكي از شاگردان خود از فتنه‌اي كه در آينده توسّط مدّعي نيابت بوجود مي‌آيد. 23 سوءظنّ به افراد موجب تقويت قواي خياليّه مي‌گردد. 24 علاوه بر معلومات ظاهري نور باطني لازم است. 25 نگرش در جنبه‌هاي مثبت و منفي يك مسألۀ موجب تصحيح خيال است.

تقوا و آثار آن (٢)

توضیحات:

حقيقت معناي تقوا و آثار آن. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ . 1 راه رسيدن به تقوي چيست؟ 2 تعريف تقوي. 3 فقها و بزرگان تعلّق به دنيا را در رديف گناهان كبيره بحساب مي‌آورند. 4 مردم ظاهربين بر أساس ظاهر فريبندۀ اهل ظاهر و عبا و تسبيح و سجّاده قضاوت مي‌كنند. 5 شيعۀ اميرالمؤمنين عليه السلام جريانات عالم دنيا را بر أساس تقدير و مشيّت الهيّه جاري مي‌داند. 6 مرحوم آخوند ملاّ حسينقلي همداني و اولیاء الهی تعلّق به دنيا را موجب فسق مي‌دانستند. 7 علماء باللَه و عرفاء نمي‌توانند بر خلاف تفكّر توحيدي تفكّري داشته باشند. 8 خوش‌بين بودن به كساني كه تعلّق به دنيا دارند خلاف شرع است. 9 حسن ظنّ بیجا یعنی در پوش گذاشتن برروی فهم وعقل 10 چه بسيار از علما و دانشمنداني كه خطاهاي جبران‌ناپذيري از آنان سر زده است. 11 انكار ولايت اميرالمؤمنين عليه السّلام در واقعۀ غدير توسّط بعضي از علماء! 12 عامّه و اهل سنّت در مقابل مستشرقان و يهوديان نسبت به عمل پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در روز غدير پاسخي ندارند. 13 مسألۀ غدير را بعنوان يك مسألۀ فرعي و غير ضروري دين تلقّي نمودن خيانت به اسلام است. 14 ولايت مهمّ‌ترين ركن و از ضروريّات دين است! 15 انكار حديث قرطاس و قلم توسّط يكي از علماء سرشناس بر أثر نداشتن نور باطني. 16 انكار زيارت عاشورا توسّط برخي از علماء معمّر بواسطۀ نداشتن نور باطني. 17 انشاء زيارت جامعه از كسي كه متّصل به وحي نباشد محال است. 18 افراد كوته‌بين و قاصر فوراً حقائق را انكار مي‌كنند. 19 ثمره معيارها و موازين تبيين شده توسّط بزرگان براي ما در عمل ظاهر مي‌گردد. 20 يكي از راه‌ها براي رسيدن به مقام تقوي تصحيح خيال است. 21 داستاني از حضرت حاج سيّد هاشم حدّاد در مورد مدّعي نيابت امام زمان عليه السّلام. 22 اخبار حضرت حدّاد به يكي از شاگردان خود از فتنه‌اي كه در آينده توسّط مدّعي نيابت بوجود مي‌آيد. 23 سوءظنّ به افراد موجب تقويت قواي خياليّه مي‌گردد. 24 علاوه بر معلومات ظاهري نور باطني لازم است. 25 نگرش در جنبه‌هاي مثبت و منفي يك مسألۀ موجب تصحيح خيال است.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

تقوا و آثار آن (٢)

13
  • آن كسی كه زیارت جامعه را غلوّ می‌داند در حق امام علیه السّلام و او را مافوق شأن و مرتبه امام می‌داند، همان كسی است كه می‌گوید نیازی به پرداختن به این مطالب نیست، نیازی به پرداختن این علوم نیست، نیازی به پرداختن به علوم فكری نیست، نیازی به پرداختن به علوم توحید و عرفان و امثال‌ذلك نیست. اما آن كسی كه اهل معرفت است، آن كسی كه اهل ولایت است، آن كسی كه نفس و سرّ او به حقیقت امام علیه السّلام اتّحاد پیدا كرده است، می‌داند كه این زیارت جامعه از امام هادی علیه السّلام است و این زیارت را هیچ‌كس دیگری جز اینكه متّصل به منبع وحی باشد نمی‌تواند بگوید. شما بیایید یك زیارت جامعه بگو؟ شما می‌گویید این زیارت مربوطه به امام هادی نیست؟ خب شما بیا بگو؟ ببین چه درمی‌آید.

  • راجع به مسئله نهج‌البلاغه بعضی‌ها شبهه می‌كنند، بعضی‌ها تردید می‌كنند كه آیا این مسائل از امیرالمؤمنین هست؟ این خطبه‌ها هست یا نیست؟ بعضی‌ها گفتند بعضی‌هایش هست، بعضی‌ها گفتند بعضی‌هایش نیست. سید رضی همین‌طوری از پیش خودش جمع كرده؟ مرحوم علامه طباطبایی رضوان اللَه علیه خدا رحمتشان بكند این مرد، مردی بود كه به مقام تقوا رسیده بود، این مرد. ایشان می‌گفت كه فرضاً امیرالمؤمنین این خطبه‌ها را نگفته. افرادی كه بودند از زمان رسول خدا تا الان، افراد مشخص هستند، بزرگان در عرب مشخص هستند، علماء مشخص هستند، فضلا مشخص هستند، همه اینها اسامی‌شان هست، نوشته‌هایشان هم هست كدام یك از اینها آمده یك چیزی مثل همچنین كتابی آورده؟ بیاید بگوید؟ اگر كسی بوده بیاید. افرادی كه آمدند صحبتشان، خطبه‌ای كه خواندند، مقاله‌ای كه نوشتند، مسئله‌ای كه مطرح كردند مسئله علمی، خیلی خیلی بالاتر از همه آنها یعقوب بن اسحاق كندی بوده كه حرف‌هایی كه می‌زدند پیش نهج‌البلاغه همه روزنامه است فقط این بوده دیگر؟ كی بوده دیگر غیر از این؟ آن كسی كه مثل امیرالمؤمنین بیاید این مسائل توحیدی را مطرح بكند كدام یك از علماء مانند او می‌تواند یك همچنین روایاتی بیان كند؟ یك همچنین خطباتی بیاید بگوید؟ به یك همچنین كیفیتی بیاید تعریف بكند؟ كی هست؟ همین‌طوری بنشینیم بگوییم نیست! اینكه صحیح نیست. همین‌طوری بنشینیم بگوییم كه آقا سند نهج‌البلاغه را كی آمده گفته؟ مطالب نهج‌البلاغه از كجا رسیده؟ از كجا استناد دارد؟ به كجا مربوط است؟ حالا چون در نهج‌البلاغه چندتا خطبه هست پس بنابراین همه نهج‌البلاغه زیر سؤال باید برود، آن خطبه‌ها را هم چون خودشان نفهمیدند كه به چه كیفیتی هست كلّ نهج‌البلاغه باید برود زیر سؤال. این مسئله با مسئله تقوا نمی‌سازد.

/ 260