
تقوا و آثار آن (٢)
حقيقت معناي تقوا و آثار آن. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ . 1 راه رسيدن به تقوي چيست؟ 2 تعريف تقوي. 3 فقها و بزرگان تعلّق به دنيا را در رديف گناهان كبيره بحساب ميآورند. 4 مردم ظاهربين بر أساس ظاهر فريبندۀ اهل ظاهر و عبا و تسبيح و سجّاده قضاوت ميكنند. 5 شيعۀ اميرالمؤمنين عليه السلام جريانات عالم دنيا را بر أساس تقدير و مشيّت الهيّه جاري ميداند. 6 مرحوم آخوند ملاّ حسينقلي همداني و اولیاء الهی تعلّق به دنيا را موجب فسق ميدانستند. 7 علماء باللَه و عرفاء نميتوانند بر خلاف تفكّر توحيدي تفكّري داشته باشند. 8 خوشبين بودن به كساني كه تعلّق به دنيا دارند خلاف شرع است. 9 حسن ظنّ بیجا یعنی در پوش گذاشتن برروی فهم وعقل 10 چه بسيار از علما و دانشمنداني كه خطاهاي جبرانناپذيري از آنان سر زده است. 11 انكار ولايت اميرالمؤمنين عليه السّلام در واقعۀ غدير توسّط بعضي از علماء! 12 عامّه و اهل سنّت در مقابل مستشرقان و يهوديان نسبت به عمل پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در روز غدير پاسخي ندارند. 13 مسألۀ غدير را بعنوان يك مسألۀ فرعي و غير ضروري دين تلقّي نمودن خيانت به اسلام است. 14 ولايت مهمّترين ركن و از ضروريّات دين است! 15 انكار حديث قرطاس و قلم توسّط يكي از علماء سرشناس بر أثر نداشتن نور باطني. 16 انكار زيارت عاشورا توسّط برخي از علماء معمّر بواسطۀ نداشتن نور باطني. 17 انشاء زيارت جامعه از كسي كه متّصل به وحي نباشد محال است. 18 افراد كوتهبين و قاصر فوراً حقائق را انكار ميكنند. 19 ثمره معيارها و موازين تبيين شده توسّط بزرگان براي ما در عمل ظاهر ميگردد. 20 يكي از راهها براي رسيدن به مقام تقوي تصحيح خيال است. 21 داستاني از حضرت حاج سيّد هاشم حدّاد در مورد مدّعي نيابت امام زمان عليه السّلام. 22 اخبار حضرت حدّاد به يكي از شاگردان خود از فتنهاي كه در آينده توسّط مدّعي نيابت بوجود ميآيد. 23 سوءظنّ به افراد موجب تقويت قواي خياليّه ميگردد. 24 علاوه بر معلومات ظاهري نور باطني لازم است. 25 نگرش در جنبههاي مثبت و منفي يك مسألۀ موجب تصحيح خيال است.
تقوا و آثار آن (٢)
توضیحات:
حقيقت معناي تقوا و آثار آن. شرح فقره: تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ . 1 راه رسيدن به تقوي چيست؟ 2 تعريف تقوي. 3 فقها و بزرگان تعلّق به دنيا را در رديف گناهان كبيره بحساب ميآورند. 4 مردم ظاهربين بر أساس ظاهر فريبندۀ اهل ظاهر و عبا و تسبيح و سجّاده قضاوت ميكنند. 5 شيعۀ اميرالمؤمنين عليه السلام جريانات عالم دنيا را بر أساس تقدير و مشيّت الهيّه جاري ميداند. 6 مرحوم آخوند ملاّ حسينقلي همداني و اولیاء الهی تعلّق به دنيا را موجب فسق ميدانستند. 7 علماء باللَه و عرفاء نميتوانند بر خلاف تفكّر توحيدي تفكّري داشته باشند. 8 خوشبين بودن به كساني كه تعلّق به دنيا دارند خلاف شرع است. 9 حسن ظنّ بیجا یعنی در پوش گذاشتن برروی فهم وعقل 10 چه بسيار از علما و دانشمنداني كه خطاهاي جبرانناپذيري از آنان سر زده است. 11 انكار ولايت اميرالمؤمنين عليه السّلام در واقعۀ غدير توسّط بعضي از علماء! 12 عامّه و اهل سنّت در مقابل مستشرقان و يهوديان نسبت به عمل پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در روز غدير پاسخي ندارند. 13 مسألۀ غدير را بعنوان يك مسألۀ فرعي و غير ضروري دين تلقّي نمودن خيانت به اسلام است. 14 ولايت مهمّترين ركن و از ضروريّات دين است! 15 انكار حديث قرطاس و قلم توسّط يكي از علماء سرشناس بر أثر نداشتن نور باطني. 16 انكار زيارت عاشورا توسّط برخي از علماء معمّر بواسطۀ نداشتن نور باطني. 17 انشاء زيارت جامعه از كسي كه متّصل به وحي نباشد محال است. 18 افراد كوتهبين و قاصر فوراً حقائق را انكار ميكنند. 19 ثمره معيارها و موازين تبيين شده توسّط بزرگان براي ما در عمل ظاهر ميگردد. 20 يكي از راهها براي رسيدن به مقام تقوي تصحيح خيال است. 21 داستاني از حضرت حاج سيّد هاشم حدّاد در مورد مدّعي نيابت امام زمان عليه السّلام. 22 اخبار حضرت حدّاد به يكي از شاگردان خود از فتنهاي كه در آينده توسّط مدّعي نيابت بوجود ميآيد. 23 سوءظنّ به افراد موجب تقويت قواي خياليّه ميگردد. 24 علاوه بر معلومات ظاهري نور باطني لازم است. 25 نگرش در جنبههاي مثبت و منفي يك مسألۀ موجب تصحيح خيال است.
تقوا و آثار آن (٢)
25عرض كردم خدمت رفقا، یك شب داشتیم در همان زمان حكومت نظامی بود، دیگر چیزی نمانده بود حدود یك ساعتی مانده بود. به اتّفاق ایشان از مسجد آمدیم پیاده به سمت منزل، از این طرف خیابان سعدی آمدیم در آن طرف خیابان سعدی، از همین دكههای روزنامه فروشی كه داشتیم میگذشتیم اصلًا ایشان روزنامه نمیگرفتند ما آن موقع اصلًا روزنامه نمیگرفتیم یكدفعه ایشان نگاه كردند دیدند عكس یك شخصی كه آمد و بعد هم رئیسجمهور شد و بعد هم جریانش را دیگر همه میدانند. من اصلًا خودم این را نمیشناختم این آدم را تا آن موقع، یكی دو دفعه اسمش را شنیده بودیم. ایشان همینطور با عصا اشاره كردند به همان روزنامه، این كیست؟ گفتم آقا این یك همچنین كسی است بالاخره در این مسائل هست، اخیراً ما اسمش را شنیدیم. یك سری تكان دادند: روزی خواهد آمد بلایی از این مرد بر سر ایران بیاید كه دیگر جبران نخواهد شد. اصلًا قبل از اینكه این حرفها باشد، اینها از كجا این حرفها را میگویند؟ كی این حرفها را به اینها میزند؟ آیا دیگر جریانات میتواند در افكار اینها اثر بگذارد؟ میتواند؟ هزاران نفر خودشان را تكهتكه بكنند وقتی این دارد میبیند چه میخواهد اثر بگذارد؟ چه میخواهد؟ چه میخواهد ببیند؟ چه واقعهای میخواهد حال و هوای اینها را تغییر بدهد؟
هرچه انسان از نقطه نظر سلوك به مرتبه توحید نزدیكتر بشود، خیال او تصحیحتر میشود و از مرتبه خیال و وهم به مرتبه عقل هی میآید بالا، هی میآید بالا، از نقطه نظر باطن و از نقطه نظر ظاهر تا هر دوی اینها میرسند به یك نقطه، آن نقطه اسمش چیست؟ رفقای فاضل دیگر باید بدانند دیگر اول ما خلق اللَه العقل1 میرسند به مرحله عقل تام. اول ظهور پروردگار در عالم خلقت در مقام واحدیت پس از عالم ذات و عالم هوهویت مرتبه عقل است. در مرتبهای كه كلّ نظام خلقت با تمام محتویات خود اعمّ از مجرّدات و اعمّ از ماده را در چنبره وجودی خود گرفته و دارد به آنها القاء میكند، این عالم میشود عالم عقل. پس كسی كه بهآن مرتبه عقل رسید به مرتبه تصحیح خیال رسیده، دیگر خیالی ندارد. آن عقل عقل تام است. این یك مرتبه. یك روایت دیگر هم داریم اول ما خلق اللَه نور نبیك یا جابر2 اولین مرتبه ظهور پروردگار در عالم خلق، ظهور در ولایت پیغمبر است.
- عوالى اللئالى، ج ٤، ص ٩٩.
- ٢. بحار الأنوار، جلد ١٥، ص ٢٤ (با مقدارى اختلاف).
