
تبیین مسئلۀ ارتداد و شرایط تحقق آن و کیفیت تعامل مسلمانان با سایر مذاهب
ارتداد وشرایط آن , لزوم تصحیح دیدگاه افراد نسبت به عالم وجود . شرح فقره: واسال اللَه ان یوفقک لاستعماله. 1انسان بايد به مقتضاي تكليف خود عمل نمايد. 2داستان پزشك مسلمانی که به دلیل مسیحی شدن همسرش از او جدا شد 3حكم نادرست بعضي از علماء در مورد ارتداد اين زن. 4در حكم به ارتداد بايد سه مطلب مهمّ ملاحظه شود. 5حكم مرحوم علاّمه طهراني به پزشكي كه همسرش مسيحي شده بود. 6در مكتب عرفان تنها چيزي كه در عالم قابل ستايش است توحيد است و بس! 7در مكتب عرفان هر موجودي جايگاه خاصّ به خود را دارد. 8پاسخ متين علاّمه طهراني دربارۀ چگونگي رفتار با پدر و مادر كمونيست. 9سالك بايد فكر خود را بر أساس قوانين مكتب عرفان درآورد. 10اهميّت زيارت امام هشتم در روز بيست و سوّم ذوالقعده. 11روايت عجيبي از رسول خدا دربارۀ زيارت حضرت امام رضا عليه السّلام. 12مواجهۀ علاّمه طهراني در موقع زيارت امام رضا عليه السّلام با شخص بيادب و معترض. 13ديدگاه عرفاء با علماء اهل ظاهر تفاوت بسيار دارد. 15بررسي همه جانبۀ حکم آن زني كه به مسيحيّت بازگشته بود. 17تفسير مستضعف در قرآن و بعضي مصاديق آن. 18انسان درهر حال و موقعيّتي بايد خود را براي تحصيل رضاي الهي بيازمايد. 19مطالعۀ كتب بزرگان معجزه است و فرقي با معجزات معصومين ندارد. 20تحوّلاتي كه به هر طريقي در انسان پديد ميآيد معجزه است. 21هر كس در مجلس علاّمه طهراني مينشست متحوّل و منقلب ميشد. 22چرا مردم معجزه را فقط در موارد خارقالعاده ميبينند؟ 23در نظر عارف كارهاي خارقالعاده و غير آن يك منشاء دارد. 24موانعي كه در كارهاي روزمرّه ايجاد ميشود همه بدست خداست. 25مستأصل شدن يكي از جراّحان معروف قلب و تأييد خداوند عليّ اعلي.
تبیین مسئلۀ ارتداد و شرایط تحقق آن و کیفیت تعامل مسلمانان با سایر مذاهب
توضیحات:
ارتداد وشرایط آن , لزوم تصحیح دیدگاه افراد نسبت به عالم وجود . شرح فقره: واسال اللَه ان یوفقک لاستعماله. 1انسان بايد به مقتضاي تكليف خود عمل نمايد. 2داستان پزشك مسلمانی که به دلیل مسیحی شدن همسرش از او جدا شد 3حكم نادرست بعضي از علماء در مورد ارتداد اين زن. 4در حكم به ارتداد بايد سه مطلب مهمّ ملاحظه شود. 5حكم مرحوم علاّمه طهراني به پزشكي كه همسرش مسيحي شده بود. 6در مكتب عرفان تنها چيزي كه در عالم قابل ستايش است توحيد است و بس! 7در مكتب عرفان هر موجودي جايگاه خاصّ به خود را دارد. 8پاسخ متين علاّمه طهراني دربارۀ چگونگي رفتار با پدر و مادر كمونيست. 9سالك بايد فكر خود را بر أساس قوانين مكتب عرفان درآورد. 10اهميّت زيارت امام هشتم در روز بيست و سوّم ذوالقعده. 11روايت عجيبي از رسول خدا دربارۀ زيارت حضرت امام رضا عليه السّلام. 12مواجهۀ علاّمه طهراني در موقع زيارت امام رضا عليه السّلام با شخص بيادب و معترض. 13ديدگاه عرفاء با علماء اهل ظاهر تفاوت بسيار دارد. 15بررسي همه جانبۀ حکم آن زني كه به مسيحيّت بازگشته بود. 17تفسير مستضعف در قرآن و بعضي مصاديق آن. 18انسان درهر حال و موقعيّتي بايد خود را براي تحصيل رضاي الهي بيازمايد. 19مطالعۀ كتب بزرگان معجزه است و فرقي با معجزات معصومين ندارد. 20تحوّلاتي كه به هر طريقي در انسان پديد ميآيد معجزه است. 21هر كس در مجلس علاّمه طهراني مينشست متحوّل و منقلب ميشد. 22چرا مردم معجزه را فقط در موارد خارقالعاده ميبينند؟ 23در نظر عارف كارهاي خارقالعاده و غير آن يك منشاء دارد. 24موانعي كه در كارهاي روزمرّه ايجاد ميشود همه بدست خداست. 25مستأصل شدن يكي از جراّحان معروف قلب و تأييد خداوند عليّ اعلي.
تبیین مسئلۀ ارتداد و شرایط تحقق آن و کیفیت تعامل مسلمانان با سایر مذاهب
15دیده شده بسیاری اوقات برای خود انسان هم اتفاق میافتد یك گیری پیدا میشود، یك گیری در یك دستگاهی پیدا میشود، در یك وسیله ماشین پیدا میشد، در منزل پیدا میشد، یا یك مسائل عادی پیدا میشود. یك دفعه انسان میبیند اصلًا خود به خود برطرف شد، ا! به همین راحتی، به همین راحتی گیر افتاد و به همین راحتی گیر برطرف شد. خیلی برای انسان در طول زندگی اتفاق میافتد. این همان است. بخواهد هر چه میكند فكرش نمیرسد. و در این زمینه خیلی از مسائل ما داریم، خیلی!
یكی از دوستان كه شاید الان از بهترین اطبای نمره یك چشم در دنیا باشد برای خود من تعریف میكرد میگفت: یكدفعه مرا عُجب گرفته بود، در بیمارستان كه بودم داشتم چشم عمل میكردم، مرا عُجب گرفته بود. اتفاقاً برای او مثلًا این عمل بسیار [پیش پا افتاده بود] مثل ناخن گرفتن بود، یك عمل حالا آب مروارید، كاتاراكت، اینكه اصلًا برای او بسیار پیش پا افتاده در قبال مسائل مشكلتر و عملهای روتین كه خیلی برایش آسان بود. یكدفعه عُجب من را گرفت. خودش به من میگفت الان در دنیا كسی مثل من نمیتواند عمل كند. یك دفعه نگاه كردم دیدم كه، ا! اینجا را چه كار كنم؟ آنجا را چه كار كنم؟ از این طرف باید شكاف را ایجاد كنم یا از آن طرف؟ اینكه تابهحال ده هزارتا انجام داده نمیفهمید، گفت: آمدم از بالا شكافتم، بابا از بالا نه از پایین باید بشكافی. یعنی فهم اینكه بدیهیترین كار كه این شكاف را از كجا بخواهد بوجود بیاورد و ایستادم. میگفت: رو كردم به این دستیار و اینها گفتم ببینم تو بخواهی چیز بكنی چه كار میكنی؟ گفت از اینجا بكن دكتر، ببین این این این میگفت: ا ا! راست میگوید.
سر یك كار همچنین میبندند كه تا قیامت باز نمیشود. نمیشود، چه شد؟ از خودت دیدی؟ من این هستم من، آن هستم، بفرما! یك شكاف را نمیتوانی ایجاد كنی، حالا بقیهاش، آنمسائل دیگر را تا بخواهد [یادش بیفتد]. یك چاقو را نمیتوانی دستت بگیری، یك بخیه را نمیتوانی بزنی. یك كار نمیتوانی بكنی. اینها برای چیست؟ برای این است. حالا كه فهمیدی، حالا كه متوجه شدی پس باید بدانی آن كسی كه میآید و به تو میگوید از اینجا ببر، همان كسی است كه الان بدون توجه تو كه الان داری این كار را انجام میدهی دارد هدایتت میكند. پس هر دو چه شد؟ شد معجزه، هر دو یكی شد. منتها آنجا برایش باز كردند، اینجا هنوز باز نشده بوده، آنجا برایش كشف كردند. حالا فهمیدی؟ نگاه كن. فهمیدی؟ نگاه كن.
