
لزوم پاکسازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق
لزوم فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. شرح فقره: ثلاثةٌ في رياضة النفس و ثلاثة في الحلم و ثلاثة في العلم... ففرغت قلبی له. 1چرا عنوان بصري ميگويد: من قلب خود را براي شنيدن سخن حضرت فارغ كردم؟ 2- كساني به هدف ميرسند كه فراغت قلب داشته باشند. 3- علاّمه طهراني دربارۀ يكي از شاگردان معروف خود می فرمودند: او يك دهم وجودش را به ما داده بود. 4پاسخ وليّ خدا به شاگردان بر أساس میزان تفريغ قلوب آنهاست. 5مطلب مهمّ امام باقر عليه السّلام به متوكّل بن هارون در مورد حضرت زيد عليه السّلام. 6قيام زيد براي ولايت امام باقر علیه السلام بود. 7مباحثة مؤمن الطّاق با زيد بن عليّ بن الحسين عليهما السّلام. 8مؤمن الطّاق زيد را ملزم به تبعيّت از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام مينمايد. 9 مرحوم علاّمه طهراني در مقابل اساتيدشان كاملاً فراغت قلب داشتند. 10امام از هر شخصي بهتر به حقائق عالم آشناست. 11نكتۀ مهمّ در مورد امام اعلميّت او از ديگران است. 12استقبال عظيم مردم از حضرت سيّدالشهداء عليه السّلام. 13استدلال مردم كوفه با مردم امروز يكسان است. 14استدلال سيّد الشّهداءعلیه السلام با استدلال امام زمان علیه السلام يكي است. 15منطق امام حسين علیه السلام امروز هم حاكم است. 16نكتۀ بسيار مهمّ در قيام زيد بن عليّ بن الحسين عليهما السّلام. 17دستور امام در مورد عدم قتل عثمان صريح و غير قابل توجيه بود. 18 گفتار مهمّ حضرت صادق عليه السّلام دربارة زيد. 19افكار و اعمال و تعامل زيد با مردم سبب توجيه گفتار امام عليه السّلام شد. 20اگر زيد تكليف واقعي خود را از امام ميپرسيد پاسخ حضرت به او متفاوت بود. 21پاسخگوئي امام بستگي به ميزان تسليم و اطاعت سائل دارد. 22روايت عجيب از امام صادق عليه السّلام دربارة تسليم. 23گفتار رسول خدا به شخصي كه ميخواست مسلمان شود. 24پيامبر حقّ و كلامش صدق است. 25دستور رسول خدا صلی اللَه علیه وآله وسلم بر اطاعت از پدران در غير معصيت خداوند.
لزوم پاکسازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق
توضیحات:
لزوم فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. شرح فقره: ثلاثةٌ في رياضة النفس و ثلاثة في الحلم و ثلاثة في العلم... ففرغت قلبی له. 1چرا عنوان بصري ميگويد: من قلب خود را براي شنيدن سخن حضرت فارغ كردم؟ 2- كساني به هدف ميرسند كه فراغت قلب داشته باشند. 3- علاّمه طهراني دربارۀ يكي از شاگردان معروف خود می فرمودند: او يك دهم وجودش را به ما داده بود. 4پاسخ وليّ خدا به شاگردان بر أساس میزان تفريغ قلوب آنهاست. 5مطلب مهمّ امام باقر عليه السّلام به متوكّل بن هارون در مورد حضرت زيد عليه السّلام. 6قيام زيد براي ولايت امام باقر علیه السلام بود. 7مباحثة مؤمن الطّاق با زيد بن عليّ بن الحسين عليهما السّلام. 8مؤمن الطّاق زيد را ملزم به تبعيّت از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام مينمايد. 9 مرحوم علاّمه طهراني در مقابل اساتيدشان كاملاً فراغت قلب داشتند. 10امام از هر شخصي بهتر به حقائق عالم آشناست. 11نكتۀ مهمّ در مورد امام اعلميّت او از ديگران است. 12استقبال عظيم مردم از حضرت سيّدالشهداء عليه السّلام. 13استدلال مردم كوفه با مردم امروز يكسان است. 14استدلال سيّد الشّهداءعلیه السلام با استدلال امام زمان علیه السلام يكي است. 15منطق امام حسين علیه السلام امروز هم حاكم است. 16نكتۀ بسيار مهمّ در قيام زيد بن عليّ بن الحسين عليهما السّلام. 17دستور امام در مورد عدم قتل عثمان صريح و غير قابل توجيه بود. 18 گفتار مهمّ حضرت صادق عليه السّلام دربارة زيد. 19افكار و اعمال و تعامل زيد با مردم سبب توجيه گفتار امام عليه السّلام شد. 20اگر زيد تكليف واقعي خود را از امام ميپرسيد پاسخ حضرت به او متفاوت بود. 21پاسخگوئي امام بستگي به ميزان تسليم و اطاعت سائل دارد. 22روايت عجيب از امام صادق عليه السّلام دربارة تسليم. 23گفتار رسول خدا به شخصي كه ميخواست مسلمان شود. 24پيامبر حقّ و كلامش صدق است. 25دستور رسول خدا صلی اللَه علیه وآله وسلم بر اطاعت از پدران در غير معصيت خداوند.
لزوم پاکسازی و تخلیۀ ذهن و قلب جهت تلقّی و دریافت کلمات اولیاء و مسائل حق
11به امام باقر علیه السّلام عرض میكند چرا در آن زمان زید را نهی نكردید كه بیاید دست بردارد؟ حضرت فرمودند: اگر میگفتم نمیپذیرفت. درحالیكه زید این حكومت و این خلافت را برای خود نمیخواست. این هم خیلی مهم است. ببین چقدر این از خود گذشتگی دارد. میگوید اگر من به خلافت برسم و دروغ هم نمیگوید و راست میگوید و امام علیه السّلام در این مطلب او را تأیید میكنند. راست میگوید، او برای ما میخواهد و میخواست حكومت را از هشام بن عبد الملك دربیاورد بدهد دست من، منی كه امام هستم و قبول دارد كه من لایق مقام حكومت و خلافت هستم. در این مسئله اگر میخواست برای خودش بردارد من یك جور دیگری با او حرف میزدم. نه! در این مسئله صداقت دارد در این مسئله راست است. ولیكن همه مسئله این نیست. در بعضی جاها ظلم را میبینی نمیتوانی، باید سكوت كنی. امیرالمؤمنین میفرماید عثمان ظالم است از همه ظالمها بدتر است، ولی نَكُشیدش، نَكُشید. اینكه دیگر كلام صریح است، گرچه در این حرفها آمدن تأویل كردن، نه منظور امیرالمؤمنین این نبوده و به بعضی گفتن و بعضی را یواشكی راه انداختن. نه آقا این حرفها دروغ است. حضرت فرمودند عثمان را نكشید، تمام شد و رفت.
امروز یك مطلبی را میخواهم عرض كنم اگر وقتش برسد و راجع به این قضیه مسئله را یك قدری بیشتر توضیح میدهم در باب محكم و متشابه، كه اصل بحث من در این عبارت «عنوان» در مسئله محكم و متشابه است.
نه آقا جان! امام علیه السّلام میفرماید عثمان را نكشید، تمام شد. حالا اینها میآیند، عثمان چه كرده، سرمایه مسلمین را برده، نمیدانم تمام خراج آفریقا را به زنش به دختر عمهاش و به دختر خالهاش هر كه برداشته بخشیده، در فلان قضیه چه كار كرده، زده كمر عمار را شكسته، ابن مسعود آنطور كرده، تمام فامیلش را برای این طرف و آن طرف گذاشته. حتماً امیرالمؤمنین در این نكشید خواسته مثلًا یك جوری مسئله را سر هم بیاورد و وجهه خودش را خواسته حفظ كند! ولی در باطن مطلب اینطور نیست! این میشود تفسیر به رأی.
