اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

لزوم فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. شرح فقره: ثلاثةٌ في رياضة النفس و ثلاثة في الحلم و ثلاثة في العلم... ففرغت قلبی له. 1 انسان باید در مواجهۀ با اولیاء دین قلب خود را فارغ کند 2 گفتار فاسد بعضي از علماء شيعه مبنی بر اينکه تشکيل سقيفه بنابر مصلحت اسلام بوده است . 3 ارتباط انسان با افراد ناشايست در روح ، نفس و چهرۀ انسان تأثير ناسزا ميگذارد 4 معناي نفس محکم و نفس متشابه 5 کيفيت معرفي ولايت أمير ألمومنين (عليه السلام ) در روز غدير. 6 مولوی از برترین مفاخر شيعه است. 7 آن معرفتي که جبرییل در مقام خود به ذات خدا دارد ، بواسطه امیرالمومنین علیه السلام است. 8 اميرالمومنین علیه السلام منشاء احکام است.

تأثیر فراغت قلب بر روی نفس

توضیحات:

لزوم فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. شرح فقره: ثلاثةٌ في رياضة النفس و ثلاثة في الحلم و ثلاثة في العلم... ففرغت قلبی له. 1 انسان باید در مواجهۀ با اولیاء دین قلب خود را فارغ کند 2 گفتار فاسد بعضي از علماء شيعه مبنی بر اينکه تشکيل سقيفه بنابر مصلحت اسلام بوده است . 3 ارتباط انسان با افراد ناشايست در روح ، نفس و چهرۀ انسان تأثير ناسزا ميگذارد 4 معناي نفس محکم و نفس متشابه 5 کيفيت معرفي ولايت أمير ألمومنين (عليه السلام ) در روز غدير. 6 مولوی از برترین مفاخر شيعه است. 7 آن معرفتي که جبرییل در مقام خود به ذات خدا دارد ، بواسطه امیرالمومنین علیه السلام است. 8 اميرالمومنین علیه السلام منشاء احکام است.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

تأثیر فراغت قلب بر روی نفس

13
  • امیرالمؤمنین منشأ ملاك احكام است نه مطلَّع، كه این را اهل فن می‌دانند، منشأ و مبعث و عین ملاكات احكام است علی مع الحق و الحق مع علی1 این شخص، پیغمبر می‌گوید این كیست؟ این علی است، علی به جای من است باید دنبال كی برویم؟ باید دنبال این علی را بگیریم. این می‌شود چی؟ این می‌شود محكم.

  • آنوقت خدا می‌فرماید يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ، باید ابلاغ كنی آنچه را كه به تو گفتیم فان لم تفعل اگر انجام ندادی چی میشود قضیه؟ خیال نكن مسئله‌ی امیرالمؤمنین یك مسئله‌ی ساده است، ای پیغمبر ما، همان نظری كه به رسالت تو داشتیم و تو را به رسالت مبعوث كردیم با همان نگاه به ولایت و امارت علی‌بن ابی طالب داریم نگاه می‌كنیم هیچ تفاوتی ندارد رسالت تو تمام شد عمارت امیرالمؤمنین به جایش آمد لذا به غیر از علی‌بن ابی‌طالب امیرالمؤمنین گفتن حرام است حتی به ائمّه، به امام زمان علیك‌السّلام هم امیرالمؤمنین نمی‌شود گفت، به امام زمان حضرت حجّت بن الحسن المهدی اروحنا لِتراب مقدمه الفدا، امام هست امام زمان هست ولی عالم وجود هست رابطه‌ی بین ذات پروردگار و تمام عوالم وجود از مجّرد و غیر مجرّد هست نفس قدسی او مفیض فیض از اسماء كلیه الهیه نسبت به قوالب جزئیه، همه‌ی این‌ها هست ولی امیرالمؤمنین نیست امیرالمؤمنین فقط كی بود؟ نه پدرش امام حسن عسگری نه امام هادی نه امام جواد نه امام رضا نه موسی بن‌جفعر نه امام صادق نه امام باقر امام سجاد امام حسین امام حسن هیچ كدام امیرالمؤمنین نبودند. فقط كی امیرالمومنین بود؟ علی‌بن ابی‌طالب است این هم از آن مسلّمات شیعه است كه بله! اگر انجام ندهیم تو اصلًا رسالت را انجام ندادی این می‌شود معنا معنای محكم یعنی انسان در مقابله‌ی با حق خالی باشد كاملًا نفسش خالی باشد

  • یك روایت خیلی عجیبی مرحوم آقا می‌خواندند این روایت را همه‌ی رفقا حفظ كنند و بسیار روایت، روایت مهمی‌است ابن فهد حلّی این روایت را از حضرت صدیقه‌كبری سلام اللَه علیها نقل میكنند كه آن حضرت فرمودند من اصعد الی اللَه خالص عبادته اهبط اللَه عزوجل الیك افضل مصلحته2 كسی كه خالص عبادت خودش را به پروردگار تقدیم كند یعنی عبادت خودش را خالصانه نه عبادت نفسانی، عبادت به معنای عبودیت است نه به معنای نماز خواندن نماز خواندن یكی از فروع عبادت است همانطوری كه اگر یادتان باشد خدمت رفقا قبلًا عرض كردم معنای عبادت یعنی جنبه‌ی عبودیت، كسب می‌شود عبادت، حركت می‌شود عبادت، خوابیدن می‌شود عبادت، صحبت كردن با افراد می‌شود عبادت، به زن و بچه رسیدن می‌شود عبادت، به مسائل اجتماعی عمل كردن و به مسائل اجتماعی پرداختن می‌شود عبادت، پرداختن به مسائل شخصی می‌شود عبادت، بلند شدن برای نماز شب می‌شود عبادت، تمام این‌ها می‌شود؟ چی عبادت، كسی كه در عبادت خودش آن خالص را از خدآند تقاضا كند نیت خالص را، خلوص را به پیشگاه پرودگار تقدیم كند خدآند هم بهترین مصلحت برای آن موقع او را، برای او نازل می‌كند

    1. كفاية الأثر فى النص على الأئمّة الإثنى عشر، ص ٢٠؛ مناقب آل أبى طالب عليهم السلام، ج ٣، ص ٦٢.
    2. عدة الدّاعى و نجاح الساعى، ص ٢٣٣.
/ 260