
کیفیت آمادگی ذهن و قلب هنگام تلقّی و دریافت مطالب بزرگان
موضوع:بیان اثر فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. 1 نتیجه بحث فراغت قلب، تشخیص محکم از متشابه می باشد. 2 در صورتیکه انسان نفس خود را تربیت نکند و به مراقبات شرعیه نیز ملتزم نباشد،نفس در مقام انانیت خود، روز به روز مستحکم تر می شود. 3 اشخاصی که گناه می کنند ولی دلشان پاک است،به خدا نزدیکتر هستند از افرادی که به اندازه عمر حضرت نوح عبادت کرده اند، زیرا عبادت ایشان در راه تثبیت أنانیت و نفس آنها بوده است 4 پیغمبر اکرم صلی اللَه علیه و آله وسلم فرمودند: که جبرییل از طرف خداوند به من فرموده که به امت خود امر کنم که مهریه زنان خود را مهر السنه قرار دهند. 5 قضیه مهر السنه مختص زمان پیغمبر اکرم صلی اللَه علیه و آله وسلم نبوده بلکه مربوط به همه ازمنه و امکنه می باشد. 6 دیدگاه نادرست برخی از افراد نسبت به اختصاص احکام اسلامی به زمان پیامبر اکرم صلی اللَه علیه و آله وسلم 7 شرط اساسی برای حرکت انسان در راه خدا فراغت قلب و عدم موضع گیری در قبال مسائل حق می باشد 8 هیچ گناهی بدتر از این نیست که انسان بین دو مؤمن را به هم بزند و هیچ امری بیشتر از إصلاح ذات البین نزد خداوند متعال محبوب نمی باشد. 9 گفتار مرحوم حداد مبنی بر لزوم دقت افراد در نحوه صحبت کردن 10 مرحوم علامه طهرانی می فرمودند: غیبت کردن حرام است ، و بدتر از آن این است که شخص برود پیش شخصی که غیبت آنرا کرده و از او حلالیت بطلبد. 11 عملکرد اولیای الهی به گونه ایست که همه افراد رادر تحت لواء توحید جمع می کنند. 12 شخصی اگر واقعا قلب خود را برای وصول به مطلوب خالی کند، ومطلب از راه ظاهر به او نرسد حتماً از طریق باطن هدایت می شود. 13 نزول ملائکه همانطور که برای انبیاء بوده است ،برای فردی که قلب خود را برای رسیدن به مطلوب فارغ کند نیز ، می باشد. 14 احساس روحانیتی که در مجالس سید الشهدا برای انسان حاصل می شود، به سبب نزول ملائکه و ارتباط آنها با قلوب افراد می باشد
کیفیت آمادگی ذهن و قلب هنگام تلقّی و دریافت مطالب بزرگان
توضیحات:
موضوع:بیان اثر فراغت قلب در هنگام تلقي مطالب اولياء الهي ومسائل حق. 1 نتیجه بحث فراغت قلب، تشخیص محکم از متشابه می باشد. 2 در صورتیکه انسان نفس خود را تربیت نکند و به مراقبات شرعیه نیز ملتزم نباشد،نفس در مقام انانیت خود، روز به روز مستحکم تر می شود. 3 اشخاصی که گناه می کنند ولی دلشان پاک است،به خدا نزدیکتر هستند از افرادی که به اندازه عمر حضرت نوح عبادت کرده اند، زیرا عبادت ایشان در راه تثبیت أنانیت و نفس آنها بوده است 4 پیغمبر اکرم صلی اللَه علیه و آله وسلم فرمودند: که جبرییل از طرف خداوند به من فرموده که به امت خود امر کنم که مهریه زنان خود را مهر السنه قرار دهند. 5 قضیه مهر السنه مختص زمان پیغمبر اکرم صلی اللَه علیه و آله وسلم نبوده بلکه مربوط به همه ازمنه و امکنه می باشد. 6 دیدگاه نادرست برخی از افراد نسبت به اختصاص احکام اسلامی به زمان پیامبر اکرم صلی اللَه علیه و آله وسلم 7 شرط اساسی برای حرکت انسان در راه خدا فراغت قلب و عدم موضع گیری در قبال مسائل حق می باشد 8 هیچ گناهی بدتر از این نیست که انسان بین دو مؤمن را به هم بزند و هیچ امری بیشتر از إصلاح ذات البین نزد خداوند متعال محبوب نمی باشد. 9 گفتار مرحوم حداد مبنی بر لزوم دقت افراد در نحوه صحبت کردن 10 مرحوم علامه طهرانی می فرمودند: غیبت کردن حرام است ، و بدتر از آن این است که شخص برود پیش شخصی که غیبت آنرا کرده و از او حلالیت بطلبد. 11 عملکرد اولیای الهی به گونه ایست که همه افراد رادر تحت لواء توحید جمع می کنند. 12 شخصی اگر واقعا قلب خود را برای وصول به مطلوب خالی کند، ومطلب از راه ظاهر به او نرسد حتماً از طریق باطن هدایت می شود. 13 نزول ملائکه همانطور که برای انبیاء بوده است ،برای فردی که قلب خود را برای رسیدن به مطلوب فارغ کند نیز ، می باشد. 14 احساس روحانیتی که در مجالس سید الشهدا برای انسان حاصل می شود، به سبب نزول ملائکه و ارتباط آنها با قلوب افراد می باشد
کیفیت آمادگی ذهن و قلب هنگام تلقّی و دریافت مطالب بزرگان
13كسی كه میآید در مجلسی كه در آن مجلس ذكر خدا هست، باید قلبش را صاف كند و پاك كند از آنچه كه موجب عدم ورود نور اله است، از آنچه كه موجب مانعیت ورود ملائكه هست در این دل؛ چون این حالتی كه برای انسان حاصل میشود، این نورانیتی كه برای انسان میآید و این روحانیتی كه برای انسان حاصل میشود، اینها توسط ملائكه ربوبی است كه میآیند و بر قلب ما نازل میشوند همان طور كه بر قلب انبیاءنازل شدند. منتهی آن وحی است و این یك چیز دیگر است؛ وحی برای انبیاءاست و برای ما نیست. ولی نزول ملائكه همانطور كه بر آنها بوده است، برای هر فردی كه در مقام اخلاص و تصفیه هست هم خواهد بود. به همان كیفیت وارد میشوند بر قلب و آن اثر معنوی و روحانی و تجرّدی را كه موجب قطع علاقه انسان است از تعلقات دنیوی، آن اثر را در قلب میكارند. یك مجلس، یك اثر، مجلس دوم اثر دیگر و یك حركت در خیابان یك اثر، یك حركت در منزل یك اثر، یك تلفن یك اثر و یك گوش دادن، مداوم این اثرها یكی پس از دیگری میآید و دست من و شما نیست.
اینهایی كه شما احساس روحانیت میكنید در مجلس سیدالشهداء، در مجلس اعیاد و شهادات اهل بیت عصمت، در مجالس وعظ و موعظه، در مجالس ذكر، در مجالس تصفیه، این حالاتی را كه مشاهده میكنید دست خود شما نیست، از جای دیگر است. ملائكه در آن موقع آمدهاند و با قلب شما ارتباط برقرار كردهاند. بودند و بودم در مجالسی در زمان مرحوم آقا كه وقتی حالتی پیش میآمد در آنِ واحد، چند نفر میگفتند كه ما این مطلب را درك كردیم، او هم میگفت من همین را، و او هم میگفت من همین را درك كردهام؛ چهار نفر و پنج نفر و دو نفر و سه نفر یك مطلب را به یك نحوه و یك كیفیت درك میكردند. این از كجا آمده است و این كه ارتباطی به آن ندارد، این از كجا آمده است، این حال خوش و این ورود معنا نه فقط صورت؛ این ورود حالت معنوی و درك این معنا كه اگر صد كتاب بخواند یكی را نمیفهمد، این ورود این جنبه معنوی و درك این مسأله عقلانی و روحانی مگر از طرف خودش است؟ از جای دیگر باید بیاید، چون به آنهایی كه مستعد هستند یكسان تقسیم شده است. البته افراد هم مراتب مختلفی دارند ممكن است یكسان باشد، ممكن است یكیبیشتر باشد ممكن است .... ولی این مسأله حكایت از این میكند كه یك دستی در پشت پرده و بر غیب، این مسائل را تدبیر و كنترل میكند عكس این مسأله هم دقیقا وجود دارد. عكس این مطلب هم وجود دارد؛ كسی كه در مجلس غیبت است، در مجلس غیبت كه دیگر ملائكه هم نیستند، كسی كه در مجلس تهمت برود، ملائكه آنجا نیستند؛ كسی كه در مجلس پرخاش برود و سبّ مؤمن برود ملائكه آنجا نیستند؛ وقتی وارد مجلس شدی دیدی این حرفهاست، از همان دم در برگردید، در را باز نكرده برگردید. بعضی از دوستان و رفقای ما تعریف میكردند و میگفتند: ما گاهی اوقات در بعضی از مجالس كه میرویم، همینكه نزدیك آن خانه شدیم میبینیم به هم ریختیم، از همان جا به تاكسی میگوییم برگرد ما به مقصود رسیدیم. در منزل را وقتی باز میكنیم، كدورت آن فضا میآید میگیرد، یك چیزی عادی است. همه شما هم شاید این مطلب را بارها احساس كرده باشید و هر قدر انسان به آن نقطه تجرّد نزدیكتر بشود این حالت در او قویتر خواهد شد. حالا میگویند این حرفها چیست؟ این حرفها چیست، یعنی چه؟ مردم بیهوش هستند و حرف و مطلب و راه درست است. اگر كسی نمیفهمد، تقصیر صاحب خانه چیست؟ اگر كسی اینها را درك نمیكند، تقصیر قواعد و مبانی عالم ربوبی چیست؟ یك بنده خدایی میگفت: ما مسؤول نفهمیدن مردم كه نیستیم، مردم بروند خودشان بفهمند و اینكه كسی نمیفهمد، ما مسؤول آن نیستیم.
