اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

صداقت و اخلاص به عنوان اساس و پایۀ عملکرد ائمه اطهار و اولیای الهی

15٬131
عنوان بصری
ریاضت نفس

عملکرد ائمه اطهارعلیهم السلام و اولیای الهی بر اساس صداقت و اخلاص می باشد. 1 تنها راه عبور انسان از نفس خود و كشف نقاط ضعف ، ارتباط با شخصي است كه إشراف كامل به تمامي نفوس داشته باشد. 2 علامه طهراني رضوان اللَه عليه مي فرمودند: هيچ راهي براي ما وجود ندارد جز اينكه بين خود و خدا صادق باشيم و همين صداقت را هم با مردم ادامه دهيم. 3 مرام مؤمن در پيشگاه الهي بايد مرام صدق باشد. 4 شيعه أميرالمومنين علیه السلام كسي است كه با تمامي افراد چه كافر و مسلمان صادق باشد. 5 گريه كردن معاويه و تصديق او برعلو صفات وخصائص أمير المومنين عليه السلام 6 در جنگ صفين فقط صداقت و خلوص أمير المومنين علیه السلام خودنمايي مي كند. 7 نكات ظريف ،دقيق و عبرت آموز جنگ صفين 8 هدف به هيچ وجه وسيله را توجيه نمي كند. 9 أمير المومنين علیه السلام در جنگ صفين مي فرمايد: ايجاد حكومت اسلامي در شام و اقامۀ عدل الهي ارزش يك عمل خلاف(بستن نهر بر شاميان) را ندارد. 10 تأكيد علامه طهراني به رفقاي خود نسبت به اطلاع بر تاريخ ائمه اطهارعلیهم السلام 11 وقتي نفس انسان محكم بشود ،ديگر متشابهات و افكار شيطاني بر نفس او خطور نمي كند و اين همان مقام مخلصين است. 12 تاكيد حضرت علامه طهراني بر خواندن روايت شريف عنوان بصري و تفكر در فقرات آن

صداقت و اخلاص به عنوان اساس و پایۀ عملکرد ائمه اطهار و اولیای الهی

توضیحات:

عملکرد ائمه اطهارعلیهم السلام و اولیای الهی بر اساس صداقت و اخلاص می باشد. 1 تنها راه عبور انسان از نفس خود و كشف نقاط ضعف ، ارتباط با شخصي است كه إشراف كامل به تمامي نفوس داشته باشد. 2 علامه طهراني رضوان اللَه عليه مي فرمودند: هيچ راهي براي ما وجود ندارد جز اينكه بين خود و خدا صادق باشيم و همين صداقت را هم با مردم ادامه دهيم. 3 مرام مؤمن در پيشگاه الهي بايد مرام صدق باشد. 4 شيعه أميرالمومنين علیه السلام كسي است كه با تمامي افراد چه كافر و مسلمان صادق باشد. 5 گريه كردن معاويه و تصديق او برعلو صفات وخصائص أمير المومنين عليه السلام 6 در جنگ صفين فقط صداقت و خلوص أمير المومنين علیه السلام خودنمايي مي كند. 7 نكات ظريف ،دقيق و عبرت آموز جنگ صفين 8 هدف به هيچ وجه وسيله را توجيه نمي كند. 9 أمير المومنين علیه السلام در جنگ صفين مي فرمايد: ايجاد حكومت اسلامي در شام و اقامۀ عدل الهي ارزش يك عمل خلاف(بستن نهر بر شاميان) را ندارد. 10 تأكيد علامه طهراني به رفقاي خود نسبت به اطلاع بر تاريخ ائمه اطهارعلیهم السلام 11 وقتي نفس انسان محكم بشود ،ديگر متشابهات و افكار شيطاني بر نفس او خطور نمي كند و اين همان مقام مخلصين است. 12 تاكيد حضرت علامه طهراني بر خواندن روايت شريف عنوان بصري و تفكر در فقرات آن

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

صداقت و اخلاص به عنوان اساس و پایۀ عملکرد ائمه اطهار و اولیای الهی

18
  • ایشان گفت من این كار را می‌كنم، پیاده شد همان شخص و رفت در بیمارستان كه خبر بدهد، ایشان مطّلع شدند كه او زود رفته گفتند ایشان برای چه رفت؟ رو كردند به من، ما هم به پته پته افتادیم گاهی اوقات اتّفاق می‌افتاد كه ما به پته پته بیفتیم، گفتم ایشان رفت اطّلاع بدهد، فرمودند همین الآن در را بازكن و بدو و به ایشان بگو با یك لحنی كه عجیب بود بدو ایشان را برگردان و بگو اگر بخواهند اطّلاع بدهند الآن من تاكسی می‌گیرم و برمی‌گردم منزل، تاكسی می‌گیرم و برمی‌گردم منزل و با این ماشین نمی‌آیم، این روش اولیای الهی است، این‌جور، بیخود افراد به سمت كسی نمی‌روند، مردم می‌فهمند و عقل دارند، من زود آمدم و رفتم وسط بیمارستان گریبانش را گرفتم و گفتم برگرد كه كار خطرناك است و بیا كه پدرمان می‌خواهد تاكسی بگیرد و برگردد منزل، خلاصه برگشتیم و پیاده شدیم مثل سایرافراد دیگر رفتیم، عادی حركت كردیم رفتیم. سه نفری رفتیم در آنجا وارد آن بخش شدیم دیدیم اصلًا از پلّه‌ها بالا نمی‌شود رفت، آنقدر افراد به آنجا مراجعه كرده‌اند و بنده‌های خدا افراد فقیر و غیر فقیر همه آمدند در آنجا و بالآخره راهی بازكردیم و ایشان روی پلّه نشست و ایشان فرمودند تا خود آن‌ها به سراغ ما نیامدند شما به آنها اطّلاع ندهید، چون این‌ها حقّ تقدّم دارند، تمام این افرادی كه تا توی راه پلّه هم افراد امتداد داشتند، دیگر ما آمدیم به زور در قسمت گوشه یك صندلی پیدا كردیم كه وقتی ایشان می‌نشستند از انظار مخفی می‌شدند، چون ساختمان یك ساختمانی بود كه یك حالتی داشت، زاویه‌اش از دید مخفی بود، ایشان نشستند در آنجا و ما هم در كنارشان، یك ساعت و سه ربع یعنی دو ساعت ربع كم، به همان مقداری كه این دكتر معطّل آن آقا شده بود.

  • ما معطّل آقای دكتر شدیم و حق هم نداریم اطّلاع‌بدهیم، كلاه پس معركه است و قضیه خیلی خطیر است، در این موقع معاون ایشان كه بسیار مرد محترم و وارد و آن دكتر شهریاری كه در همان قسمت سیستان هستند و بسیار پزشك متعهّد و متخصّص هستند و بسیار متدین است ایشان و تخصّصش هم تخصّص بالایی است و من از خود دكتر سجّادی شنیدم كه ایشان گفتند كه الآن در ایران یك نفر مثل او نمی‌تواند عمل كند، مطلب مطلب ایشان است در قسمت شبكیه، ایشان از اتاق آمد برود در اتاق دیگر، از آن اتاقی كه اتاق معاینه و خود دكتر بود آمد و رفت برود یك‌اتاق‌دیگر، من در قسمت زاویه‌ای بودم كه قابل رؤیت بودم یك دفعه ایشان چشمش به من افتاد یك مقدار به ما نگاه كرد و گفت شما؟ گفتم كه من طهرانی هستم و والدمان را آوردیم كه ایشان علّامه‌ی طهرانی است و چشمشان ناراحت است، آمد آن طرف كه ایشان را ببیند كه آن زاویه، زوایه دید مشخّص بشود، گفت ایشان همان كسی است كه وقت داشتند؟ گفتم بله! رو كرد به من گفت چه مدّت است شما اینجا هستید؟ سرم را پایین انداختم و هیچ نگفتم، خب ناراحت می‌شود گفتم مدّتی است كه هستیم، گفت من می‌خواهم بدانم گفتم یك دو ساعت ربع كم است، گفت شما دو ساعت ربع كم است كه اینجا هستید و به ما اطّلاع ندادید، گفتم خود ایشان خواستند، این همین‌طور نشست و به ما نگاه كرد، خیلی برایش عجیب بود این قضیه كه یك شخصی محترم مثل چنین كسی، دو ساعت و ربع كم نشسته و می‌گوید تا تمام این‌ها نرفته‌اند اطّلاع ندهید، رفت تو و خود دكتر سجّادی آمد بیرون و آمد گفت سلام علیكم، چرا این‌كار كردید؟ و گفت آخر این چه وضعی است و شما چرا این‌كار را كردید، آخر این چه وضع است؟ گفتم آقا خود ایشان می‌گویند تا این افراد اینجا هستند ما نمی‌رویم، من اشك‌های این دكتر را می‌دیدم كه همین‌طور از چشمش دارد می‌آید، رفت در اتاقش مرحوم آقا را صدا كردند و گفتند كه بروید وقت شما است، رفتند و گفتند معاینه كنیم.

/ 613