
ضرورت ریاضات نفسانیه در مسیر سیر وسلوك الهى
ضرورت ریاضات نفسانیه, دیدگاه اهل معرفت نسبت به ماه محرم وصفر. 1 ضرورت ریاضات نفسانیه در مسیر سیروسلوک الهی 2 سخن برخی از دراویش در ارتباط با بلند کردن شارب و پاسخ آن 3 هر آنچه را كه انسان بجاي پیروی از واقع به آن بپردازد ، در حقیقت به دنيا پرداخته است 4 درويش واقعي شخصي است كه باطنش را به خدا متصل كند و حالت فقر و نياز در خودش ايجاد كند 5 تراشيدن ريش حرام است و بلند كردن سبيل خلاف شرع بوده و كراهت شديد دارد 6 نماز خواندن در صورتي قربان كل تقي است كه بنده هنگام نماز به خدا توجه داشته باشد نه به كيفيت قرائت حمد و سوره و مسائل دیگر 7 بیان معیاری که انسان بوسیله آن می تواند بفهمد آیا عبادات او از روی عادت می باشد یا نه 8 بیان مراد اهل معرفت از خواندن نماز به قصد انشاء 9 صراط الذين انعمت عليهم به روايت صحيحه صراط امير المؤمنين عليه السلام و شيعيان واقعي آن حضرت مي باشد. 10 تفسير بدیع حضرت استاد حاج سيد هاشم حداد نسبت به روايت (لو علم اباذر ما في قلب سلمان لقتله أو كفََّره) . 11 انسان در مقابله با حقائق بايد توجه كند آن پوششهايي را كه تابحال بر نفس خود بواسطه جريانهاي مختلف اجتماعي و فردی ايجاد كرده است ، مانع از وصول او به حقائق نشود 12 رسول خدا صلي اللَه عليه و آله و سلم فرمودند : هر آنچه از امتحانات در اُمم گذشته اتفاق افتاده است ، در امت من هم اتفاق مي افتد. 13 اميرالمومنين عليه السلام مجسمه صدق است. 14 گفتار امير المومنين عليه السلام پس از پيروزي بر عائشه در جنگ جمل. 15 ذکر نمونه ای از مقام تواضع امیر المومنین علیه السلام 16 فرمایش مرحوم علامه طهراني رضوان اللَه عليه نسبت به علو جایگاه و مقام امير المومنين علیه السلام 17 مرحوم آية اللَه حاج سيد احمد خوانساري نسبت به علامه طهراني مي فرمودند: ايشان از مفاخر اسلام است. 18 سفارشات بزرگان نسبت به ماه محرم الحرام 19 بیان دیدگاه و دأب اولیاءالهی نسبت به ماه محرم وصفر 20 نیت افراد از شرکت در مجالس سیدالشهداء چه باید باشد 21 تاكيد بزرگان بر خواندن زيارت عاشورا در دهۀ اول محرم 22 نقل حكايتي از حضرت علامه طهراني نسبت به عظمت سيد الشهداءعلیه السلام.
ضرورت ریاضات نفسانیه در مسیر سیر وسلوك الهى
1أعوذباللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
وصلّى اللَه على سيّدنا و نبيّنا أبى القاسم محمّد
وعلى آله الطّيّبين الطّاهرين و اللعنة على أعدائهم أجمعين
در جلسهی قبل راجع به این فقره از امام صادق علیهالسلام كه میفرمایند: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیاضَةِ: فَإیاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لَا تَشْتَهِیهِ، فَإنَّهُ یورِثُ الْحِمَاقَةَ وَ الْبَلَه
قبل از اینكه میل و اشتها به مرتبهی نیاز برسد، شما از خوردن پرهیز كنید.
راجع به كیفیت و كمیت و وقت و موعد تغذیه و هدف از تغذیه، عرض شد خدمت رفقا و دوستان كه راجع به این صحبت خواهد شد و پیش از آنكه ما به این مطلب بپردازیم راجع به اصل ریاضت، كه این ریاضت آیا بطور كلی لازم هست یا نیست؟ بعضیها برای ما یا شفاهتاً یا كتباً مینویسند حالا نمیشود انسان به آن مقامات بدون ریاضات برسد؟ حتما باید با ریاضت برسد؟ حالا اینها تصورشان از ریاضت سختی و مشقت است، نه مشقت نیست منظور ترتیب اموری است كه انسان بر وفق آن امور، كار خودش را تنظیم و برنامهریزی كند و منطبق با آن برنامه حركت كند و كسی نتواند او را از پیروی آن برنامه باز دارد، كه همهی مساله به این سومی برمیگردد، چون انسان خودش گاهی اوقات یك برنامه ریزی میكند، فلان برنامه را انجام بدهد، فلان مساله را، فلان مطلب را بگوید، نسبت به فلان كار اقدام كند، ولی در بین راه ممكن است افرادی بیایند و ممانعت كنند، وسوسهاش كنند سنگ جلوی پا بیاندازد، حتی تهدید كنند، حتی ممكن است تهدید كنند، ولی انسان وقتی كه تشخیص یك مسیر صحیح را میدهد، نباید دیگر به چیزی فكر كند نه اینكه بخواهد فكر بكند و بعد حالا نسبت به آن تصمیم بگیرد،
اگر نظر رفقا باشد یك مرتبه من این قضیه را خدمت رفقا عرض كردم كه یكی از بستگان، من آنجا بودم در زمان مرحوم آقا، ایشان تشریف آورده بودند در منزل ما برای ناهاری كه اقربا و منتسبین آمده بودند و ایشان هم آمده بودند در آنجا، اتفاقا یك قضیهی جالبی اتفاق افتاد كه در ارتباط با همین مساله، كه تذكرش الان به نظرم آمد كه خدمت رفقا عرض كنم بد نیست، ما نشسته بودیم در خدمت ایشان، صحبت از این بود كه اگر فرزند پدر یا مادرش را بخواهد دعوت كند به منزل، چگونه این مطلب را اظهار كند؟ بگوید ما شما را دعوت میكنیم فلان روز برای صرف ناهار یا شام یا صبحانه تشریف بیاورید؟ به این نحو بگوید؟ یا اینكه اصلا دعوت كردن در اینجا صحیح و درست نیست؟ اعتقاد بنده این بود كه دعوت كردن در اینجا یك نوع اهانت تلقی میشود كه انسان به پدر بگوید برای فلان روز ما شما را دعوت میكنیم كه به منزل تشریف بیاورید، نظر بعضی از افراد دیگر كه در آنجا در حضور ایشان بودند این بود كه نه، انسان باید دعوت كند، چطوری باید دعوت كند بالاخره به یك نحوی به یك عبارتی، من میگفتم نه! هزار جور عبارت داریم اصلا لازم نیست به عبارت دعوت باشد، مرحوم آقا میخندیدند، خلاصه در مباحثات ما سكوت كرده بودند و میخندیدند تا اینكه
