اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مكتب اسلام مكتب عقل گرایى، حریت و انتخاب است‏

14٬440
عنوان بصری
ریاضت نفس

مکتب اسلام مکتب عقل گرایی ، حریت و انتخاب است. 1 ریاضت نفس بمعنای قدم گذاشتن بر طبق رضای الهی بوده و مساله ای شاق و خارج از طاقت و اراده افراد نمی باشد. 2 در اسلام باید افراد در هر فنی به متخصص آن فن رجوع کنند. 3 ذکر قضیه ای در ارتباط با یکی از مراجع مشهور مشهد مبنی بر حرمت انتقال خون از شخصی به شخص دیگر. 4 نکته مهم و اساسی در احکام و مبانی اسلام حرکت کردن و انجان دادن امور و کارها بر طبق میزان صحیح و متقن ترین حالات و شرایط می باشد. 5 مکتب اسلام مکتب عقل گرایی ، حریت و انتخاب است. 6 روش عرفای الهی بر تنظیم دقیق امور و قضایا نسبت به افراد در شرایط و موقعیتهای مختلف می باشد.

مكتب اسلام مكتب عقل گرایى، حریت و انتخاب است‏

توضیحات:

مکتب اسلام مکتب عقل گرایی ، حریت و انتخاب است. 1 ریاضت نفس بمعنای قدم گذاشتن بر طبق رضای الهی بوده و مساله ای شاق و خارج از طاقت و اراده افراد نمی باشد. 2 در اسلام باید افراد در هر فنی به متخصص آن فن رجوع کنند. 3 ذکر قضیه ای در ارتباط با یکی از مراجع مشهور مشهد مبنی بر حرمت انتقال خون از شخصی به شخص دیگر. 4 نکته مهم و اساسی در احکام و مبانی اسلام حرکت کردن و انجان دادن امور و کارها بر طبق میزان صحیح و متقن ترین حالات و شرایط می باشد. 5 مکتب اسلام مکتب عقل گرایی ، حریت و انتخاب است. 6 روش عرفای الهی بر تنظیم دقیق امور و قضایا نسبت به افراد در شرایط و موقعیتهای مختلف می باشد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مكتب اسلام مكتب عقل گرایى، حریت و انتخاب است‏

19
  • یك وقت من خدمت مرحوم آقا بودم كه انشاءاللَه بعدا جریانش را می‌گویم و امروز می‌خواهم دیگر این مساله را تمام كنم و انشاءاللَه در جلسه‌ی بعد دیگر به همان قضیه‌ی مأكولات بپردازیم یك دفعه من در خدمت مرحوم آقا بودم یك نفر آمد در آنجا و یك مساله را مطرح كرد كه من این كار را انجام دادم وقتی كه رفت من به مرحوم آقا عرض كردم ایشان كه گفتند من الان این كار را انجام دادم این آیا بهتر نبود كه عوض این، این كار را انجام می‌داد، ایشان فرمودند بله، البته شاید فكرش به این مقدار رسیده وضعش به این مقدار رسیده و فردی نبود كه در حد اطلاعات اخلاقی یا معارف در آن حد باشد آدم خوبی بود به رحمت خدا رفت یكی از پزشكان خیلی معروف مشهد بود، آمده بود برای عیادت مرحوم آقا، خدا رحمتش كند علی‌كل‌حال میزان معرفت یك مطلب دیگر است، بعد ایشان شروع كردند برای ما توضیح دادن چند مرتبه همین عمل را برای ما باز كردند كه هركدام از اینها در جای خودش عمل صحیح است، ولی برای آن كسی كه معرفت بالاتر پیدا كرده این عمل خلاف می‌شد، اول یك پرده باز كرد، بعد یك پرده دیگر، چهار پنج .... عجیب، دنیا چه خبر است؟ اصلا این عوالم كجاست؟ یك عمل انسان می‌تواند انجام بدهد همین عمل با این نیت فرض كنید كه خوب، ولی همین كه بالا رفت دیگر نباید انجام بدهد، نیتش باید فرق كند ارتباطش باید فرق كند، كیفیتش باید تفاوت پیدا كند، به این هم نباید دل‌خوش باشد چون بالاتری هم وجود دارد.

  • پس بنابراین معنای ریاضتی كه امام علیه‌السلام به عنوان بصری می‌فرمایند این شد كه ریاضت عبارت است از قیام و انجام دادن آن تكلیفی كه در همان مرتبه‌ی معرفتی انسان، در آن موقع بهترین باشد، این معنا معنای ریاضت است و اما آنچه كه در كتابها آمدند گفتند نمی‌دانم این عرفا و صوفیه ریاضات و ...، بعضی‌ها سرشان را توی چاه كردند و ذكر گفتند و یا از خانواده دور شدند و فلان، اینها همه‌اش برای انحراف و تحریف است، گیرم بر اینكه یك نفر آمده بخاطر اشتباهی همچنین حرفی زده، آمده یك همچنین كاری انجام داده، چرا تو در این قضیه به علامه‌ی طباطبایی نگاه نمی‌كنی؟ تو چرا در این قضیه به علامه‌ی طهرانی نگاه نمی‌كنی؟ شما چرا در این قضیه به آخوند ملاحسینقلی همدانی نگاه نمی‌كنی؟ چرا در این قضیه به سیدمهدی‌بحرالعلوم ... رفتی این طرف و آن طرف یك نفر از آن گوشه پیدا كردی بعد آمدی گفتی عرفا، صوفیه اینطوری هستند، اگر اینطور است ما خیلی چیزها راجع به بقیه هم داریم كه اگر بخواهیم آنها را به افراد دیگر مطرح كنند دیگر هیچی باقی نمی‌ماند خیلی چیزها هست در این زمینه، اگر هم قرار است یكی به فقیه نگاه بكند باید به كی نگاه بكند؟ به هر كی؟ نه، باید به شیخ طوسی ما نگاه كنیم، باید به شیخ مفید نگاه كنیم، باید به شیخ انصاری نگاه كنیم، باید به میرزای شیرازی نگاه كنیم، باید به آخوند ملاحسینقلی همدانی نگاه كنیم، باید به مرحوم قاضی و علامه طباطبایی نگاه كنیم، به این فقها ما باید نگاه كنیم. آدمی كه غرض و مرض دارد همانطوری كه عرض كردم نمی‌آید آن الگوهایی كه در آن الگوها نمی‌تواند چندوچون كند آنها را در معرض قرار بدهد، بلند می شود می‌رود این طرف و آن طرف توی كتابها، یكی آن گوشه این كار را كرده آن یكی آن طرف دنیا آن كار را كرده، بابا اگر اینكار را كرده الان توی هر خانه‌ای دارند صدتا كار می‌كنند، اینهایی كه اهل مرض هستند، آنهایی كه می‌خواهند افكار خلاف را به صورت یك اصل در یك مكتب ارائه بدهند، آنها می‌آیند حالات مرحوم ملاحسینقلی همدانی را در معرض قرار بدهند؟ او كه ایرادی به او وارد نیست، خب بسیار خب، هزارنفر، هزار كار می‌كنند، تو برو مثل آخوند باش تو برو مثل علامه‌ی طباطبایی باش، تو برو مثل علامه‌ی طهرانی باش، خب دیدید دیگر، زندگیش را دیدید، وضعش را دیدید، اطلاعاتش را دیدید، حالاتش را دیدید، كتابهایش را دیدید، تألیفاتش را دیدید، همه را دیدید، تو مثل مرحوم میرزا جواد ملكی تبریزی باش، تو مثل مرحوم سیدمهدی بحرالعلوم باش، چرا ما باید بلند بشویم بخاطر مرض و غرضی كه داریم این بزرگان از عرفا و اهل معرفت را به كناری بگذاریم و بعد بلند شویم برویم فلان درویش آن گوشه دنیا فلان كار را كرده ...

/ 613