اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مكتب اسلام مكتب عقل گرایى، حریت و انتخاب است‏

14٬440
عنوان بصری
ریاضت نفس

مکتب اسلام مکتب عقل گرایی ، حریت و انتخاب است. 1 ریاضت نفس بمعنای قدم گذاشتن بر طبق رضای الهی بوده و مساله ای شاق و خارج از طاقت و اراده افراد نمی باشد. 2 در اسلام باید افراد در هر فنی به متخصص آن فن رجوع کنند. 3 ذکر قضیه ای در ارتباط با یکی از مراجع مشهور مشهد مبنی بر حرمت انتقال خون از شخصی به شخص دیگر. 4 نکته مهم و اساسی در احکام و مبانی اسلام حرکت کردن و انجان دادن امور و کارها بر طبق میزان صحیح و متقن ترین حالات و شرایط می باشد. 5 مکتب اسلام مکتب عقل گرایی ، حریت و انتخاب است. 6 روش عرفای الهی بر تنظیم دقیق امور و قضایا نسبت به افراد در شرایط و موقعیتهای مختلف می باشد.

مكتب اسلام مكتب عقل گرایى، حریت و انتخاب است‏

توضیحات:

مکتب اسلام مکتب عقل گرایی ، حریت و انتخاب است. 1 ریاضت نفس بمعنای قدم گذاشتن بر طبق رضای الهی بوده و مساله ای شاق و خارج از طاقت و اراده افراد نمی باشد. 2 در اسلام باید افراد در هر فنی به متخصص آن فن رجوع کنند. 3 ذکر قضیه ای در ارتباط با یکی از مراجع مشهور مشهد مبنی بر حرمت انتقال خون از شخصی به شخص دیگر. 4 نکته مهم و اساسی در احکام و مبانی اسلام حرکت کردن و انجان دادن امور و کارها بر طبق میزان صحیح و متقن ترین حالات و شرایط می باشد. 5 مکتب اسلام مکتب عقل گرایی ، حریت و انتخاب است. 6 روش عرفای الهی بر تنظیم دقیق امور و قضایا نسبت به افراد در شرایط و موقعیتهای مختلف می باشد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مكتب اسلام مكتب عقل گرایى، حریت و انتخاب است‏

20
  • پس این مكتب خلاف است، كرده كه كرده مگر انسان باید دنبال او برود؟ اگر گفتند برو دنبال او .... همین چندروز پیش خدمت رفقا عرض می‌كردم از اول كتاب مولانا جلال‌الدین محمد بلخی قدس اللَه سره تا آخرش را نگاه بكنید چند تا شعر راجع به عمر و ابوبكر و عثمان گفته؟ اصلا گیرم بر اینكه تقیه هم نبوده، تقیه نبوده، چندتا شعر گفته؟ ده تا؟ بیست تا؟ چقدر؟ آن ده تا را دربیاورید و شما همان كتاب را چاپ كن و بده دست مردم، می‌كنی؟ این كه دیگر عُمَر درش نیست، در این كتاب كه دیگر عمر نیست، ابوبكر كه نیست دیگر، در این كتاب دیگر مدح عمر و ابوبكر و عثمان نیست، این چندتا را دربیاورید و بعدش چاپ كنید، نه، چرا؟ چون مرض در اینجا وجود دارد، اینجا غرض وجود دارد، صحبت صحبت شیعه و سنّی بودن مولانا نیست، صحبت این است كه این مرد، مرد وحدت وجودی است و وحدت وجود كفر است، صحبت این است، نه اینكه حالا این سنّی بوده یا شیعه بوده؟ آن كسی كه شعر مولانا را كه در قبال امیرالمومنین علیه‌السلام گفته، آن را بیاید در كنار شعری كه برای عمر گفته، كنار هم بگذارد، بعد بگوید مولانا سنی است! این در كله‌اش هیچی نیست، آنی كه راجع به علی گفته بیاورد بغل آنی كه راجع به ابوبكر گفته، بیایید بگذارید كنار هم هركدام بر دیگری ترجیح داشت من قبول دارم، اینجاست كه آن كسی كه می‌آید و ایراد می‌گیرد او نمی‌خواهد حق را بنمایاند آن می‌خواهد نفس خود را بنمایاند، اگر این شخص امام زمان ظهور كند و بگوید مولانا شیعه است می‌گوید دروغ می‌گویی، اگر ظهور كند و بگوید فرض كنید كه محی‌الدین این مطالبی كه گفته این تقیه گفته، می‌گوید دروغ می‌گویی، چرا؟ یك عمری دارد اینها را می‌گوید این حرفها را زده، این كه من خدمتتان عرض می‌كنم به جدّ این مطلب را می‌گویم، نمی‌خواهم اغراق كنم، به جدّ این مساله را می‌گویم، اگر پیغمبر الان بیاید، فرقی نمی‌كند هیچ تفاوتی ندارد، هیچ فرقی نمی‌كند، بین آن قضیه‌ای كه برای مرحوم شیخ جواد مغنیه پیش آمد در حرم رسول خدا كه آن سنی وهابی رو كرد به ایشان و گفت اگر الان رسول خدا از قبر درآید و به من بگوید كه حق با علی است می‌گویم دروغ می‌گویی و حق با عمر است! ایشان همان‌جا بلند شده بود و گذاشته بود توی گوشش و بعد قضیه به محكمه كشیده شده بود و آن قاضی گفته بود بی‌خود كردی همچنین حرفی زدی اتفاقا او هم آمد جانب ایشان را گرفت، این همین است، آن در آنجا به آن صورت، ما در اینجا در جهلمان به این صورت، به این صورتیم اگر امام زمان بیاید بگوید اینها شیعه بودند این بیچاره‌ها شیعه بودند از روی تقیه، نمی‌دانم فرض كنید نمی‌توانستند غیر از این انجام بدهند یا اینكه ما دست بالا را می‌گیریم اصلا اینها سنی، سنی مستضعف بودند نفهمیدند آخر كسی كه راجع به علی اینها را بگوید آخر می‌شود بگوییم این خدای ناكرده ... این همه ما الان سنی داریم اینها آدم‌های خوب، آدم‌های اهل بهشت، اخلاص دارند به اهل بیت، اخلاص دارند، آیا مسائل دنیا همه تمام شده فقط همین یكی مانده؟ اینقدر هم ما انصاف نداریم كه بگوییم اینها محب اهل بیت بودند؟ برای كسی كه محب اهل‌بیت است ما اینقدر باید سینه چاك بزنیم؟ اینقدر باید آشوب به‌پا كنیم؟ اینقدر باید آسمان را به زمین بدوزیم؟ كه اشعارشان را تحریف كنیم! یعنی اشعارشان را حمل بر معنای باطل كنیم!، تا این حدّ؟ اگر اینطور است، پس بنابراین فردایی هم هست و هركسی باید تكلیفش را بداند.

/ 613