
مكتب اسلام مكتب عقل گرایى، حریت و انتخاب است
مکتب اسلام مکتب عقل گرایی ، حریت و انتخاب است. 1 ریاضت نفس بمعنای قدم گذاشتن بر طبق رضای الهی بوده و مساله ای شاق و خارج از طاقت و اراده افراد نمی باشد. 2 در اسلام باید افراد در هر فنی به متخصص آن فن رجوع کنند. 3 ذکر قضیه ای در ارتباط با یکی از مراجع مشهور مشهد مبنی بر حرمت انتقال خون از شخصی به شخص دیگر. 4 نکته مهم و اساسی در احکام و مبانی اسلام حرکت کردن و انجان دادن امور و کارها بر طبق میزان صحیح و متقن ترین حالات و شرایط می باشد. 5 مکتب اسلام مکتب عقل گرایی ، حریت و انتخاب است. 6 روش عرفای الهی بر تنظیم دقیق امور و قضایا نسبت به افراد در شرایط و موقعیتهای مختلف می باشد.
مكتب اسلام مكتب عقل گرایى، حریت و انتخاب است
8اما ابتدای مطلب وقتی كه قبر درست میشود باید درست ساخته بشود، الان بدن در اینجا افتاده ولی الان اگر بخواهد روی بدن خراب بشود باید درست بشود در آن بحثی نیست، الان این بدن در اینجا قرار گرفته آیا چكار كنیم؟ آیا همینطوری خاك بریزیم و برود پی كارش؟ نه باید لحد درست كرد، آجر در كنارش گذاشت، رویش را پوشاند كه این بدن خاك رویش نریزد، باید به اصطلاح مسقف باشد، بعد آن وقت خاك را باید ریخت آمدند به رسول اكرم گفتند شما كه به ما میگویید این كار را نكنید پس چرا شما خودتان دارید این كار را میكنید؟ ببینید كلام پیغمبر را، این كلمات را باید نوشت و در همه جا باید نصب كرد در سازمانها باید این را گذاشت به جای حرف من و امثال من باید كلام رسول خدا را نوشت و در هر سالنی، ادارهای، مجتمعی خانهای، اتاقتان همه جا" رحم اللَه من صنع شیئاً فاتقنه"1 خدا فرموده است اگر یك كسی میخواهد كاری انجام بدهد، درست انجام بدهد.
اگر ما به این عمل میكردیم اینقدر مصائب داشتیم؟ ها؟ اینقدر بیچارگیها در دنیا بود؟ آن كسی كه میخواهد برود پشت آن میز بنشیند، شخصی بنشیند كه بتواند آن كار را انجام بدهد، كنندهاش باشد، اگر این انجام میشد .... آن كسی كه دارد فتوا میدهد كسی باشد كه اهلیت فتوا داشته باشد، آن كسی كه دارد نسخه مینویسد برای مریض، كسی باشد كه نسبت به آن نسخه جزم داشته باشد، قطع داشته باشد، بصیر باشد، معلوماتش به روز باشد، چقدر آمار ضایعات كم میشد؟ چقدر مبالغ و هزینهها همهی اینها در جای خود مصرف میشد؟ و این همه مصائب نبود؟ هان؟ هر كسی، آن كسی كه میخواهد خانهای بسازد، اگر معمار نیست و بنّا است نیاید به آن شخص بگوید من معمار هستم، بنّایی هستی برو بنّایی بكن، آجر را روی هم میگذاری سقف میزنی، چه میكنی، ولی دیگر نگو من معمار هستم، آن شخصی كه كارگر است نیاید بگوید من بنا هستم، و همینطور و همینطور ... این كلام رسول خدا را اگر ما بنویسیم و در اتاقمان بگذاریم در سالنمان بگذاریم، در ادارهمان بگذاریم، در همه جا باید این كلام را بگذاریم" رحم اللَه من صنع شیئاً فاتقنه" هر كاری را كه میخواهی انجام بدهی درست انجام بده، مقاله میخواهی بنویس تا احتمال میدهی فرض كن این مقالهات این نظریه را كه میخواهی منتشر بكنی، این ممكن است در یك نقطهی دیگر دنیا آمده باشد راجع به این قضیه نظری داده باشد نگو ولش كن، نه، برو آن را هم ببین، برو آن را هم نگاه كن، حكمی كه میخواهی بكنی، اگر میبینی احتمال دارد فلان شخصی كه مورد نظر است فكرش مورد تایید است، كلامش مورد توجه است، احتمال داده باشی در این قضیه نظری داده باشد، برو از كتابخانه كتاب را بردار ببین بعد نظر را بده، همه چیز، در همه جا، این مساله ...
- جدا هرالحسان فى تفسير ا لقرآن، ج ١، ص ٢٨: رحم الله عبداً صنعَ شيئاً فأتقنه.
