اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وحی وکیفیت نزول آن بر قلب پیامبر اكرم‏

0
عنوان بصری
عنوان بصری
ریاضت نفس

ابعاد گسترده مسئله ریاضت نفس , کیفیت نزول قرآن بر قلب پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم. 1 بیان معنای لغوی و اصطلاحی ریاضت نفس 2 هر یک از رائحه های خوش و صوتهای زیبا و مناظر جمیل می تواند در رشد وکمال انسان و حرکت انسان به سوی تجرد مفید و موجب تسریع یا توقف شود. 3 از جمله تمایلات و خواستهایی که نفس نسبت به آنها اشتیاق و التذاذ دارد ، مساله محبوبیت و شهرت می باشد. 4 سخن مرحوم علامه طهرانی به حضرت استاد مبنی بر اینکه اگر خیر دنیا و آخرت را می خواهی ناشناخته بمان . 5 بزرگترین آفت برای دین وسعادت انسان مسأله شهرت و معروف شدن است،البته مشروط بر اینکه خواست خدا بر مشهور شدن و معروف شدن شخص نباشد. 6 مرحوم علامه طهرانی می فرمودند: ما کتابهای خود را برای کسانی نوشته ایم که قلب خود را به روی واقعیات و حقایق عالم وجود نبسته و راه خود را با خدا مسدود نکرده اند. 7 قرآن کریم برای افرادی که خود را به نادانی وتجاهل می زنند و با مطالب حق و واقع معانداً برخورد می کنند، نازل نشده است. 8 همۀ کلمات و حروف قرآن کریم حکایت از یکسری واقعیاتی می کنند، که در نفس پیامبر موجود است. 9 بیان فرق میان کلمات قرآن با دیگر کلمات رسول خدا ، 10 هر آیه از آیات قرآن در انطباقش با آن حقایقی که حکایت از آنها می کند نظم خاص خود را دارد و فقط کسی می تواند بر این نظم خاص اطلاع و اشراف داشته باشد که به آن حقایق اطلاع پیدا کرده باشد. 11 کلام مرحوم علامه طهرانی راجع به این بیت حافظ علیه الرحمة به بوی نافه ای کآخر صبا زان طرّه بگشاید زتاب جعد مشکینش که خون افتاد در دلها 12 ذکر کلامی از مرحوم آیةاللَه انصاری مبنی بر عدم قبول رشوه 13 بیان اقسام و مراتب سه گانه نفوس 14 اولیای الهی تکویناً نمی توانند مرتکب خلاف و گناه یا تصور و نیت آن شوند زیرا به مقام طهارت رسیده اند. 15 سوال علامه طهرانی از علامه طباطبایی مبنی بر اینکه چگونه پیامبر صلی اللَه علیه وآله وسلم بعد از نزول هر آیه ای از آیات قرآن ، حتی با گذشت سالها می توانستند عیناً آن را بخوانند.

حقیقت وحی وکیفیت نزول آن بر قلب پیامبر اكرم‏

9
  • مثلا پزشك كه چند دارو به انسان می‌دهد می‌گوید اول باید این را فرض بكنید بخوری و بعد آن را بخوری و بعد آن را بخوری، حالا فرض كنید انسان بیاید از سر خود بگوید او كه این سه‌تا دارو را داده چه فرق می‌كند آن كدام را كه آخر داده اول بخورد! فرض بكنید چشمش كور می‌شود، در بعضی موارد می‌گویند اول این قطره را بریز بعد از چند ساعت بعد آن یكی را و تغییر و تبدیل در آنها موجب ضرر و خطر است، درست، حقایق قرآن، آن حقایقی كه در آن عالم خارج وجود دارد، آن حقایق مراتب عالم ربوبی است كه قرآن كریم بر طبق آن مراتب در قلب پیغمبر نازل شده است و رسول خدا اصلا نمی‌تواند جابجا بكند، نه اینكه از نظر شرعی اشكال دارد و بخاطر حكم شرعی این را انجام نمی‌دهد، این كار ماست، و نه بخاطر اینكه بهم زدن ترتیب آیات بر خلاف رضای الهی است پس كلام اضافه‌ای را بر زبان نمی‌آورد و پس و پیش نمی‌كند، نه، آنها مربوط به ما است، نه اینكه فرض بكنید ممكن است مردم در اشتباه بیفتند و بخاطر عدم ورود مردم در اشتباه و در هلاك مجبور است بر اینكه آیات را بر طبق نزول برای مردم بیان بكند، اینها همه اموری است كه ما باید خودمان را با آنها تطبیق بدهیم و آن به رسول خدا ارتباط ندارد، رسول خدا نفس او نفس مطهر و معصوم است، نفس مطهر و معصوم از نقطه‌نظر مقام طهارت و عصمت، با حقایق مطهره و معصومِ خارجی منطبق است و آن نفسی كه واقعیات خارجی را همان‌طوری كه هست می‌گیرد و در خود نگه می‌دارد، در مقام بیان آن واقعیت خارجی را چاره‌ای ندارد كه الا و لابد به همان كیفیت بیان كند.

  • من كه الان در مقابل خود سه‌تا ستون می‌بینم كه هركدام از اینها با دیگری تفاوت دارد آنچه را كه می‌بینم همین واقعیت خارجی است آنچه را كه من در این دیوار می‌بینم از قاب و عكس و اعلانات و شعائر و اینها به همین كیفیتی است كه الان من دارم می‌بینم من همانطوری كه این واقعیت‌های خارجی را نمی‌توانم تغییر بدهم، چون من در اینجا نشسته‌ام و این قابهایی كه روی دیوار است هركدام نظم خاص خودش را دارد و دست من نمی‌رسد كه آن قابها را بردارم، بله بیایم پایین می‌توانم، ولی وقتی كه الان در اینجا نشستم نمی‌توانم این قابها را عوض كنم، پس بنابراین آنچه كه در قلب من جا می‌گیرد این قابها، این ساعت، این فرض بكنید اشیائی كه دارم در مقابل خود می‌بینم به همان كیفیتی است كه در عالم خارج وجود دارد پس بنابراین اگر بخواهم شرح بدهم این مسائل و این وقایع خارجی را چاره‌ای ندارم جز اینكه بیایم و اول بگویم این قابی كه تمام قرآن در این قاب منقوش است در اینجا اول است و بعد ساعت است و بعد عكس و بعد فلان شعر است و بعد فلان آیه است و همینطور یك‌یك اینها را توضیح بدهم، برای اینكه صحبت من با آن واقعیت خارجی منطبق باشد. حال اگر بیایم جای اینها را عوض كنم، خیانت كرده‌ام، اگر بیایم جای اینها را عوض بكنم حكایت از این مساله می‌كند كه نفس من نفس مطهر نیست، نفس خائن است، نفس مكار و منافق است، به جای اینكه بگویم اول این قاب در اینجا قرار دارد می‌گویم اول ساعت قرار دارد، خب ساعت قرار ندارد اول قاب است قابش هم با این خصوصیت است پس اگر من آمدم (در بیانم) این واقعیتهای خارجی را تغییر دادم و از نظام خودش بیرون آوردم شما در اینجا متوجه می‌شوید، شما كه دارید نگاه می‌كنید، شما كه چشم دارید، شما كه می‌بینید من دارم دروغ می‌گویم اول قاب است بعد ساعت است، متوجه می‌شوید پس من نفسم چی است؟ نفس نفس مطهر نیست، نفس آلوده است، نفس نفس خراب است، نفس نفسی است كه حقایق را عوض می‌كند، واقعیت‌ها را عوض می‌كند، حالا اگر فرض كنید یك شخصی نبیند آن از كجا می‌فهمد كه من نفسم نفس آلوده است؟ یك شخص اعمایی كه در اینجا هست، آن كسی كه اعما هست او از كجا اطلاع پیدا می‌كند كه من نفسم نفس آلوده است؟ او خیال می‌كند كه نفسم پاك است و دارم واقعیت‌ها را شرح می‌دهم و توضیح می‌دهم پس این در اینجا شخصی است كه نفس او نفس آلوده است.