
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
توضیحات:
پایه تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است. 1 انسان باید خودش را در قبال واقعیات حرّ و آزاد نگه بدارد. 2 خداوند برای هریک از افراد بشر آیات و نشانه هایی قرار داده است که در صورت پیروی از آنها شخص به تکامل می رسد. 3 ریاضت نفس به آنچه را که انسان به آن تمایل دارد و احساس لذت می کند تعلق می گیرد، و این مسأله در افراد متفاوت می باشد. 4 پایه و اساس تفکر اسلامی بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع است نه بر اساس تنازع بقاء و محوریت نفس انسان. 5 مسألۀ ازدواج و تشکیل زندگی از جمله موارد بسیار روشن و بارز مسأله ریاضت نفس ومیل نسبت به آن می با شد
اساس تفكر اسلامى بر اساس تعاضد بقاء و كمك به هم نوع
13این حیای پیغمبر، واقعا پیغمبر را در طول این حیات در مشقت و زحمت قرار میداد جداً این پیغمبر، عُمر یك دختر در خانهاش است این را هیچ كس نمیگیرد میآید به پیغمبر میگوید یا رسولاللَه برای این دختر من شوهر پیدا نمیشود! خب نمیشود كه پیدا نمیشود من چكارش كنم؟ میگوید بیا تو بگیر!! خدایا این حوالهها چیست فرستادی برای ما؟ مثل این كه تو هم در همه دنیا یك رسولاللَه پیدا كردی و آن هم تحفهها و زیرخاكیها را داری برایش میفرستی؟ یا رسول اللَه كسی پیدا نمیشود، خب نمیشود چند مرتبه این عمر هی آمد خانه پیغمبر و هی رفت تا آن را ...، خب حالا این خود پیغمبر، من كه میگوییم النكاح سنتی ببین به سر خود من چه دارد میآید. آن وقت ببینید امروزیها راجع به پیغمبر چی میگویند واقعا بیانصاف هستند.
این مساله مسالهای است كه ما باید به آن فكر كنیم قضیه ریاضت قضیه مخالفت با نفس قضیه موافقت با نفس قضیه متابعت از هواء كاملا ما این مساله را بسنجیم.
چون این مساله بسیار حساسی است، چون بحث ما راجع به ازدواج است خیلی این مساله حساس است، انشاءاللَه در جلسه آینده راجع به كیفیت روابط بین خانواده و بین زن و مرد و همین طور محیط خانواده شما خواهید دید كه تمام مطلب من همه روی این نكته دور میزند كه آن چه را كه ما محور برای ارتباط خودمان با دیگران قرار میدهیم آن چیست؟ آیا ماده و اصالت ماده است؟ یا معنا و اصالت معنا؟ فقط این قضیهاست آیا ما قائل به اصالت ماده هستیم و تنازع بقا یا قائل به اصالت معنا و تعاضد بقا؟
قانونی كه الان در دنیا حاكم است آن قانون، قانون تنازع بقاست دنیا بر اساس تنازع بقاء حركت میكند، ارتباطات بین ملل را تنازع بقاء تشكیل میدهد سنگ بنای اساسی در بین روابط و بین كارها و اموری كه در جوامع امروزی حتی در جوامع قبلی، منتهی در امروزی خیلی قویتر و خیلی شدیدتر وجود دارد، آن سنگ اصلی بر تنازع بقاست، چون من میخواهم بمانم باید این كار را انجام بدهم، حالا اصل بقاء من است، اصل بقاء موقعیت من و حفظ من و طولانی شدن عمر من و استفاده من و تمتع من و بهرهمندی من و التذاذات من تمام اینها به من برمیگردد بر این اساس كارهای خودم را و ارتباط خودم را با دیگران تنظیم میكنم، اگر موافق افتاد كه هیچ و الا حذف میكنم این اصل، اصل تنازع بقاست در همه ممالك در همه اجتماعات و در همه جاها این اصل حاكم است احزابی كه با همدیگر در موارد مختلف در دنیا هست، استثنا هم ندارد، در دنیا احزابی كه میبینید این احزاب با هم در تعارض هستند، بیننا و بیناللَه، بینكم و بیناللَه چند درصد این اختلاف مال خداست؟ چند درصدش به خدا برمیگردد؟ اگر یك درصدش برگردد امكان ندارد صددرصد من باشم تو نباشی این حزب میگوید من باشم یا افراد جمع میكند تبلیغات میكند آقاجان واقعا الان در خودت كه داری نگاه میكنیم افرادی كه مربوط به خودت هستند یعنی تمام افراد از همه آن چه كه در این مملكتند لایقترند از همه آن چه كه در این مملكند قابلیتشان بیشتر است یا نه؟ خودت هم میدانی فلان كس قابلیتش بیشتر از این است ولی چی؟ من، حزب من، ارتباطات من، اجتماعیات من، جامعه من، شهرت من، سیت من، وضعیت من، موقعیت من همه در این جا چی است؟ همین است و آن مقدار یك دیگر را طرد میكنند كه به حذف واقعی و فیزیكی منتهی نشود، حالا اگر هم در یك جا شد به نحوی كه خطری پیش نیاید این كار را انجام میدهند و الا تا جایی كه ممكن است.
