
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
توضیحات:
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
10بلكه می گویم آقا مطلب را بگو، وقتی كه میگوید فكر میكنم این مسأله از كجاست؟ چه ریشهای دارد؟ اشتباه كرده یا نكرده؟ مطلب به او خلاف رسیده؟ در بسیاری از موارد افرادی كه معاند با این مكتب بودند و معاند با این راه بودند، از این طرز برخورد من به كلی تغییر مسیر دادند؛ گفتند اگر قرار بر این است كه این مكتب این چنین باشد، كه آن كسی كه خودش بالاخره در یك همچنین فضایی بار آمده و در یك همچنین فضایی رشد كرده، اگر قرار بر تعصب است باید او از همه متعصبتر باشد، در حالیكه او اینقدر آزاد است، اینقدر راحت است.
خدمت رفقا عرض كردم وقتی كه بنده جلد دوم اسرار ملكوت را نوشتم، و بنده بر اساس یك وظیفه شرعی این كار را انجام دادم، غسل كردم، نماز استخاره خواندم، تفأل به قرآن زدم، وقتی كه قرار بود مطالبی را بنویسم كه علیكلحال مسائلی بود كه انجام شده و نقاط ابهامی در مسیر و مكتب بزرگان به وجود آمده بود.
با خود گفتم چه كسی باید بیاید اینها را مطرح كند؟ چه كسی باید از ذهن افرادی كه معتقدند بر اینكه: دلیل بر بطلان این مكتب همین مطالب خلاف و انحرافی است كه به وجود آمده، و چه كسی باید این شبهه را برطرف كند؟ كسی نیست، در حالی كه هی بر شبهات اضافه میشود، و بر این مطالب اضافه میشود، اگر من نیایم بگویم، من كه در این فضا بودم، من كه در یك همچنین موقعیتی بودم، خب چه كسی باید بیاید بگوید؟
خب چه مسألهای مطرح شد؟ حتی نگاه كردن به جلد این كتاب هم حرام شد! ببینید تعصب تا چه حدّ جلو میرود، بابا جلد كتاب كه دیگر نگاه كردن ندارد، شما خیلی چیزها را نگاه میكنید، جلد كتاب ما كه دیگر چیزی نیست در قبال آنها.
ولی وقتی كه كتابی درآمد مربوط به مرحوم آقا، آمدند گفتند كه این كتاب پخش شده و این مربوط به زندگی مرحوم آقا است بدون اینكه بنده اصلًا كتاب را نگاه كنم، خدا شاهد است، قبل از اینكه این كتاب به دست من برسد و دست تحسّر بر دست بزنم و متوجه بشوم كه چه مسائلی است، قبل از اینكه حتی نگاه بكنم، آمدند از من سوال كردند یك همچنین كتابی پخش شده راجع به زندگی مرحوم آقا، آیا بخریم؟ گفتم توی هر اتاقتان دهتا بگذارید، اصلًا قبل از اینكه ببینم! چرا؟ انسان عاقل است، عقل دارد، فهم دارد، اینجا كه گچ نگذاشتهاند، بخوان خوب است قبول كن، اینكه دیگر اشكال ندارد، اینكه دیگر حُرمت ندارد، اینكه دیگر این بازیها را ندارد و تأسفم به آنجا رسید كه وقتی مقدمه را خواندم دیدم درست برخلاف مكتب مرحوم آقا و بر خلاف عقیده مرحوم آقا كه جلد هجده امامشناسی را ایشان برای این مسأله نوشتهاند، در آنجا نكتهای تذكر داده شده است كه بر خلاف مكتب، مسأله جور دیگری جلوه داده شده، گفتم ای داد!!
