
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
توضیحات:
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
13پس بنابراین آنچه كه مرام بزرگان و مكتب بزرگان اقتضا میكند آن چیست؟ آن این است كه انسان در روش خود و در مرام خود مكتب اصالت روح و اصالت معنا و اصالت غیب ألّذینَ یؤمِنُونَ بِالغَیب نه یؤمنون بالظاهر، نه یؤمنون بالمسائل الاجتماعیه، نه یؤمنون بالشوؤن الاجتماعیه و المصالح الشخصیه، فقط در میان مردم اینگونه جلوه كنند، ولی یواشكی چیزهای دیگر به هم بگویند، وقتی دارند با مردم صحبت میكنند و دارند از ما عكس برمیدارند، مثل این دوربین كه آویزان است و الآن از ما عكس میاندازد؛ من الآن یك قسم صحبت بكنم ولی وقتی در داخل بروم قسم دیگر حرف بزنم، مسأله را عوض كنم مطلب را عوض كنم بگویم این حرفها كه میزنیم مال مردم است این چی است؟ این متریالیستی است این مكتب، مكتب متریالیست این اصالت ظاهر است، این اصالت اجتماع است، این اصالت شؤون شخصی و مصالح فردی است، این اصالت شیطان است و اصالت ابلیس است و اصالت جنود ابلیس است، اما در اصالت روح و اصالت غیب چی است؟ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ ، به غیب ایمان میآورند حركاتشان با مردم بر اساس غیب است، یعنی بر اساس غیب با مردم صحبت میكنند، بر اساس ایمان به غیب با مردم حرف میزنند بر اساس ایمان به غیب با مردم معاشرت میكنند با مردم برخورد میكنند.
دو نفر از كربلا آمدهاند یكی در میان افراد موجه است، یكی موجه نیست خانه آن كه از كربلا آمده و موجه است میروند خانه آن یكی نمیروند این اصالت ماده است، این زیارت دیگر زیارت امام حسین علیهالسّلام نیست این زیارت، زیارت شیطان است، زیارت ابلیس است، زیارت توهمات و تخیلات است، دو نفر مریض میشوند، یكی از ایشان پول دارد، ثروت دارد در میان افراد موقعیت دارد، آدم وقتی میخواهد به دیدن برود: آقا سلام علیكم تلفن میزند چقدر ما تلفن زدیم منتظر بودیم بیاییم خدمتتان برسیم فلان و این حرفها، اینكه یكی دو روز دیر شده ببخشید، آن هم كه میداند كه این دارد حقه بازی و دروغ میگوید، هم این میداند هم او.
