
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
توضیحات:
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان. 1 فرد شیعه اگر در مواجهه با حق و باطل حق را کنار گذارد و مصالح خود را بر آن ترجیح دهد قائل به اصالت ماده شده و طرد اصالت روح و معنا کرده است ،گرچه قائل به ولایت امیرالمؤمنین و امام زمان علیهما السلام هم باشد 2 مکتب عرفان مکتب حریت در پذیرش حق و مخالفت با باطل است. 3 بیان علت تألیف جلد دوم کتاب اسرار ملکوت توسط استاد طهرانی 4 انسان باید در روش و مرام خود مکتب اصالت روح و معنا را انتخاب کند. 5 کاری که شریح قاضی انجام داد از همه جنایات لشکر عمر سعد بدتر بود.
اصالت روح ومعنا در قبال اصالت ماده و انسان
16چرا؟ چون میگوید من زیر بار بیعت با یزید نمیروم یزید بوزینهباز است و سگباز است و فاحشهباز، یزید خلیفه اسلام فاحشهباز است و من پسر رسول خدا نمیتوانم با یك فاحشهباز و با كسی كه فاحشهها در منزلش میروند میآیند من نمیتوانم بیعت كنم، منِ پسرِ رسولِ خدا نمیتوانم بیعت كنم به عنوان خلیفه مسلمین كه جان و مال و ناموس و همه چیز ما در اختیار ایشان باشد، بیعت اینطوری است دیگر.
هر چه میگویم باید بپذیری، هركاری میكنم باید بكنی، هارون چی گفت؟ گفت هرچی داری به ما بده، گفت مالم را میدهم، ناموسم را میدهم، دینم را میدهم، گفت تمام شد هرچه داری باید بدهی. این میآید این كار را انجام میدهد این از الذین یؤمنون بالغیب میآید وارد میشود در الذین یؤمنون بالظاهر، الذین یؤمنون بالشؤون الشخصیه و الشؤون الاجتماعیه و المصالح و المنافع الدنیویه تمام اینها میآید و او را میگیرد لذا سیدالشهداء میفرماید: اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ ... المجادلة، ١٩ شیطان آمده آنها را در بر گرفته استحوذ میدانید یعنی چه؟ یعنی در چمبره خود گرفتن و هیچ راه نفوذی نگذاشتن، استحوذ یعنی چمبره گرفتن چنان گرفتند كه قدرت برای تنفس و سربالا كشیدن را دیگر انسان از دست داده، البته خودش كرده. ... فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَه ... المجادلة، ١٩ حالا كه این شد دیگر یاد خدا در قلب اینها نمیرود، اگر من پسر پیغمبر بگویم فایده ندارد، پدرم زنده بشود بیاید به اینها بگوید فایده ندارد، رسول خدا هم بیاید و بگوید فایده ندارد میگویند بابا این كه مرده، خیال میكنیم، مكاشفه است، مكاشفات غیر واقعی است، آن هم بیاید بگوید دیگر فایده ندارد ... فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَه ... المجادلة، ١٩ دیگر ذكر خدا در او نمیرود، این میشود اصالت ماده، پس اصالت ماده خیال نكنیم فقط برای یك مشت افراد ملحد و مادهگرا و افرادی كه نفی الوهیت میكنند، نفی صانع میكنند و نفی عالم غیب میكنند است، نه، به این كاری ندارد خود ما هم اصالت مادهای هستیم خود ما هم متریالیست هستیم و خود ما هم اصالت معنا و روح را با دست خود كنار میگذاریم و با روش خود این را كنار میگذاریم.
