
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد . 1 مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد نه بر اساس تنازع در بقا و مقابله جهت استيفاء حقوق 2 آنچه كه تعيين كننده واقعیت حركات، كلمات و افعال انسان است جنبه دروني او می باشد نه برون 3 در ديدگاه اهل توحيد و اديان الهي همه قضاوت ها و مسائل بر محور عقل و منطق و بر اساس جنبه روحاني و الهي صورت می گیرد 4 بیان دیدگاه مکتب اسلام نسبت به مسئله حدود و مرز در کشورها 5 کیفیت دیدگاه وعملکرد امیرالمومنین علیه السلام نسبت به همه افراد
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
توضیحات:
مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد . 1 مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد نه بر اساس تنازع در بقا و مقابله جهت استيفاء حقوق 2 آنچه كه تعيين كننده واقعیت حركات، كلمات و افعال انسان است جنبه دروني او می باشد نه برون 3 در ديدگاه اهل توحيد و اديان الهي همه قضاوت ها و مسائل بر محور عقل و منطق و بر اساس جنبه روحاني و الهي صورت می گیرد 4 بیان دیدگاه مکتب اسلام نسبت به مسئله حدود و مرز در کشورها 5 کیفیت دیدگاه وعملکرد امیرالمومنین علیه السلام نسبت به همه افراد
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
19حال اگر فرض كنید این قانون بخواهد انجام بشود چندتا دیگر دزدی میشود در این مملكت؟ دیگر كسی در ماشین را خرد میكند؟ این قفلهای كذایی دیدهاید؟ این قفلهای اینقدری به صندلی و دستگیره و نمیدانم دیگر چیزی نمانده چرخ ماشین را به تیر چراغ برق زنجیر كنند! دیگر این حرفهاست؟
جداً آدم تأسف میخورد، تأسف میخورد با وجود این فرهنگ اسلام آخر این جور مردم احساس ناامنی بخواهند بكنند؟ خیلی جای تأسف است، ولی در سایر موارد در كشورهای دیگر اصلا از این خبرها نیست، از این حرفها نیست، خب كی اولی است به اینكه به این مطالب عمل بكند؟ قانونی كه در اسلام وضع شده میگوید آقا دست دزد متجاوز باید قطع بشود چون تجاوز كرده به حریم غیر و آمده وارد منزل شده، آمده در ماشین را باز كرده، آمده و برده لذا باید دستش قطع بشود. تا اینكه افراد بدانند مساله مساله دو روز ماندن زندان و بعد هم با چندتا پروندهسازی و تشكیك در پرونده و بعد هم خارج شدن از زندان مساله حل نمیشود.
طرف (دزد) میگوید خب اینقدر كه ما درآوردیم یكمقدارش هست تا آخر عمر! نه، آقا دستت را قطع میكنند و همه هم میبینند شوخی هم نداریم درست، این حكم حكم اسلام است، پس حكم اسلام حكم ظاهر مخصوصا در مسائل جزایی و در مسائل حقوقی قضیه بر اساس قانون است، قرض میدهی در قرض ربا نباید باشد، نه آن شخصی كه قرض میگیرد جایز است كه قرض را به اضافه بگیرد كه حرام است و نه آن كسی كه قرض میدهد الزام به گرفتن ربح و بهره میكند در غیر اینصورت هر دو حرام است و اگر این انجام بشود رباست و ربا آتش است و اینها در دلشان آتش میخورند و خودشان متوجه نیستند كه چه انجام میدهند، البته از آن طرف یك مطلب دیگر هم دارد كه اگر شخص قرض دهنده از پیش خودش یك مقداری اضافه بدهد این بهتر استف یك تشكری كرده باشد، یك اظهار لطفی، این دیگر قانون نیست این چی است؟ این میشود آن حكم ماوراء قانون، حكم اخلاقی، حكم روابط انسانی، حكم مافوق احكام ظاهری، اگر هدیهای بدهی بهتر است، اول میگوید اگر شرط كنی حرام است و خدا هم پدرت را درمیآورد، ولی خودت یك مقدار اضافه بده، بالاخره فرض كنید مدتی پول او پیشش نبوده و او میتوانسته یك كارهای با آن پول بكند، ما از تو نخواستهایم بالاخره خودت اخلاقت كجا رفته؟ آن انسانیت خودت الان چه شده؟ از آن طرف میفرماید: أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ1 بینی در مقابل بینی و چشم در مقابل چشم ... كسی كه كسی را بكشد باید جزا بشود، از آن طرف میفرماید وَ ان تَعفُوا فَهُوَ خَیرٌ لَكم اگر ببخشید برای شما بهتر است، برای آخرتتان بیشتر است، بالاخره آن شخص یك خلافی كرده، یك گناهی مرتكب شده، حیوانیت به خرج داده و یك فردی را به قتل رسانده ولی اگر شما بیاید به آن زن و بچهاش رحم كنید، به آن پدر و مادرش رحم كنید، آنها كه گناه نكردهاند و البته در این هم احساس ندامت را ببینید، والا اگر نه یارو مثل شاخ شمشاد آمد و گفتش كه باید ببخشی والا همكارهای من، كسان من میدانند چه به سرت بیاورند، باید صاف بزنید و قصاصش بكنید و دراز به دراز بخوابانیدش در وسط خیابان.
- سوره مائده (٥) قسمتى از آيه ٤٥
