اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء

14٬456
عنوان بصری
ریاضت نفس

مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد . 1 مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد نه بر اساس تنازع در بقا و مقابله جهت استيفاء حقوق 2 آنچه كه تعيين كننده واقعیت حركات، كلمات و افعال انسان است جنبه دروني او می باشد نه برون 3 در ديدگاه اهل توحيد و اديان الهي همه قضاوت ها و مسائل بر محور عقل و منطق و بر اساس جنبه روحاني و الهي صورت می گیرد 4 بیان دیدگاه مکتب اسلام نسبت به مسئله حدود و مرز در کشورها 5 کیفیت دیدگاه وعملکرد امیرالمومنین علیه السلام نسبت به همه افراد

مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء

توضیحات:

مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد . 1 مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد نه بر اساس تنازع در بقا و مقابله جهت استيفاء حقوق 2 آنچه كه تعيين كننده واقعیت حركات، كلمات و افعال انسان است جنبه دروني او می باشد نه برون 3 در ديدگاه اهل توحيد و اديان الهي همه قضاوت ها و مسائل بر محور عقل و منطق و بر اساس جنبه روحاني و الهي صورت می گیرد 4 بیان دیدگاه مکتب اسلام نسبت به مسئله حدود و مرز در کشورها 5 کیفیت دیدگاه وعملکرد امیرالمومنین علیه السلام نسبت به همه افراد

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء

20
  • در زمان امیرالمؤمنین علیه‌السّلام یك آدم گردن كلفتی بود در كوفه و این یك سیلی زده بود به یك نفر، آن شخص بی‌نوایی بود ولی این یك آدم دارای مكنت بود و هم از نظر قوای ظاهری به اصطلاح فرد قوی‌ای بود آن شخص آمد پیش امیرالمؤمنین علیه‌السّلام و حضرت فرمود صدایش كنید اولا یك مقدار دیرتر آمد حضرت فرمود چرا دیر آمدی؟ گفت نشد، گفت خب حالا در خدمت هستیم! بعد آمد جلو و گفتش كه چرا اینطور كردی؟ گفت كه خب بالاخره شده دیگر شده دیگر حالا چی؟ حضرت رو كردند به طرف گفتند حالا كه اینطور صحبت می‌كند تو حق داری مثل همان سیلی كه به تو زده به او بزنی و می‌توانی ببخشی آن شخص یك مقداری ترسید از اینكه حالا اگر بخواهد او را بزند بعداً مورد تعدی قرار بگیرد آخر اینها كه آدم نیستند بعد بلند می‌شوند دوباره زحمت ایجاد می‌كنند این احساس را كرد و گفت یا علی بخشیدم آن هم كه فهمید قضیه چی است یك خنده‌ای به امیرالمؤمنین علیه‌السّلام كرد و خواست برود ایشان فرمود كجا می‌روی؟ او از حقش گذشته من كه نمی‌توانم بگذرم، تق گذاشت حضرت در گوشش، گفت این حق من است تا دیگر از این غلطها نكنی، آن قصاص قضیه‌اش فرق می‌كرد، خیال نكن حالا با شاخ و شانه‌كشیدن و اشاره كردن كه بابایت را درمی‌آورم .... نه از علی نمی‌توانی بگذری من به عنوان حاكم اسلام و به عنوان فردی كه تضمین‌كننده امنیت جامعه هستم نه یكی چندتا سیلی گذاشتند توی صورتش و خلاصه ترتیبش را دادند و گفتند حالا برو، در حكومت اسلام حق تعدی نداری، حق نداری به كسی تعدی بكنی، خیال نكن گردنت كلفت است، خیال نكن پول داری، خیال نكن غلام و عشیره داری، هرچه می‌خواهی داشته باش، تمام كره زمین هم در اختیارت باشد در برابر عدالت یكسان هستی. این می‌شود چی؟ حكومت اسلام، این می‌شود حكومت عدل، این می‌شود حكومت امیرالمؤمنین علیه‌السّلام، در یك همچنین وضعیتی انسان احساس امنیت می‌كند بله اگر ما دیدیم نسبت به آن فرد احساس ندامت و پشیمانی هست از وَجَناتَش پیداست واقعا پشیمان شده آیه قرآن می‌گوید و ان تعفوا فهو خیر لكم نه نسبت به آدم متجرّی كه خب این یكی را رد شدیم و دومی هم ممكن است پیدا بشود از دومی هم حلالیت می‌گیریم و سومی هم می‌بخشد ... نه آن آدم را باید برای حفظ جامعه از بین برد.

/ 613