
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد . 1 مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد نه بر اساس تنازع در بقا و مقابله جهت استيفاء حقوق 2 آنچه كه تعيين كننده واقعیت حركات، كلمات و افعال انسان است جنبه دروني او می باشد نه برون 3 در ديدگاه اهل توحيد و اديان الهي همه قضاوت ها و مسائل بر محور عقل و منطق و بر اساس جنبه روحاني و الهي صورت می گیرد 4 بیان دیدگاه مکتب اسلام نسبت به مسئله حدود و مرز در کشورها 5 کیفیت دیدگاه وعملکرد امیرالمومنین علیه السلام نسبت به همه افراد
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
توضیحات:
مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد . 1 مبناي تشريع اديان الهي بر اساس مسئله تعاضد بقاء و کمک به هم نوع می باشد نه بر اساس تنازع در بقا و مقابله جهت استيفاء حقوق 2 آنچه كه تعيين كننده واقعیت حركات، كلمات و افعال انسان است جنبه دروني او می باشد نه برون 3 در ديدگاه اهل توحيد و اديان الهي همه قضاوت ها و مسائل بر محور عقل و منطق و بر اساس جنبه روحاني و الهي صورت می گیرد 4 بیان دیدگاه مکتب اسلام نسبت به مسئله حدود و مرز در کشورها 5 کیفیت دیدگاه وعملکرد امیرالمومنین علیه السلام نسبت به همه افراد
مبناى تشریع ادیان الهى بر اساس مسئله تعاضد بقاء نه تنازع در بقاء
21پس بنابراین در اسلام دو حكم وجود دارد حكم اول نسبت به خیلی از احكام حكم اول حكم بطی و قطعی و جزایی و حقوقی است كه نسبت به آن امری كه انجام میشود آن محقق است حكم بعدی كه روی این مساله میآید آن حكم عفو و گذشت و اغماض است كه آن در همه حالی نسبت به او توصیه میشود البته عرض كردم در مواردی كه انسان احساس كند كه با این عفو و اغماض آن شخص متجریتر نمیشود بلكه به صلاح میآید و اظهار پشیمانی و ندامت میكند لذا میفرماید در آیه شریفه وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ۚ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ1 در آن قضیهای كه مرحوم آقا در كتابانوار ملكوت شان ذكر كردند، اینطور كه به نظرم میرسد، ایشان فرمودند من تفأل به قرآن زدم همین آیه ظاهرا آمده بود حسنه با سیئه هیچ وقت برابری نمیكند، كار بد را با خوبی پاداش بدهید، ناسزا را با ناسزا پاداش نده، ناسزا را با كرامت پاداش بده، با غمزه و حلم پاداش بده، حالا یك شخصی یك حرفی را یك جا بر علیه تو گفته، خب شما برو در نظر نگیر اشتباه كرده، حالش خوب نبوده، عصبانی بوده، شما كه عصبانی نیستی شما كه الان حالت خوب است، شما كه الان آرامی و آرامش داری، چرا مثل آن پاداش بدهی كه بعد او هم در مقابله و خلاصه یك سیكل معیوبی به وجود بیاید ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ آنطوری كه احسن است انجام بده نه مساوی، به طور مساوی انجام نده، اگر به طور مساوی انجام بدهی تو هم مثل او شدی، نتیجهاش چی است؟ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ نتیجهاش این میشود آنكه كه بین تو و بین او دشمنی است او تبدیل به دوست و رفیق شفیق برای تو خواهد شد، حمیم یعنی شفیق، بسیار دارای محبت، گیرا و خیلی صمیمی، حمیم به عنوان صمیمی، تبدیل به او خواهد شد.
- سوره فصلت (٤١) آيه ٣٤
