
تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
موضوع:تقنین احکام در ادیان الهی برمحوریت توحید. شرح فقره: ثلاثه منها فی ریاضه النفس ... 1 مسئله ریاضت نفس به هر عملی تعلق می گیرد که نفس، نسبت به آن عمل احساس لذت و اشتیاق داشته باشد و این مسئله صرفاً اختصاص به مأکولات ندارد. 2 بیان دو اصل اساسی در قوانین حقوق بین الملل 3 مسئله تعدی و تجاوز به حقوق افراد منحصر در حقوق ظاهری و مادّی نمی شود بلکه تعدّی به حقّ تکامل معنوی افراد جامعه،تجاوز به حقوق افراد جامعه به شمار می آید. 4 فضای جامعه باید به نحوی باشد که بستر مناسب برای رشد و تکامل افراد را در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی فراهم کند. 5 ممانعت در اختیار و انتخاب افراد نسبت به گرایش های معنوی و تکاملی، حرام و خلاف شرع است مگر در صورتیکه فساد و انحراف آن مکتب و عقیده خاص برای همه افراد واضح و مبین شده باشد.
تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
توضیحات:
موضوع:تقنین احکام در ادیان الهی برمحوریت توحید. شرح فقره: ثلاثه منها فی ریاضه النفس ... 1 مسئله ریاضت نفس به هر عملی تعلق می گیرد که نفس، نسبت به آن عمل احساس لذت و اشتیاق داشته باشد و این مسئله صرفاً اختصاص به مأکولات ندارد. 2 بیان دو اصل اساسی در قوانین حقوق بین الملل 3 مسئله تعدی و تجاوز به حقوق افراد منحصر در حقوق ظاهری و مادّی نمی شود بلکه تعدّی به حقّ تکامل معنوی افراد جامعه،تجاوز به حقوق افراد جامعه به شمار می آید. 4 فضای جامعه باید به نحوی باشد که بستر مناسب برای رشد و تکامل افراد را در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی فراهم کند. 5 ممانعت در اختیار و انتخاب افراد نسبت به گرایش های معنوی و تکاملی، حرام و خلاف شرع است مگر در صورتیکه فساد و انحراف آن مکتب و عقیده خاص برای همه افراد واضح و مبین شده باشد.
تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
22اما وقتی كه نوبت به امیرالمؤمنین میرسد و به بیعت نكردن برسد، اشكال ندارد بروید بزنید! خانه را آتش بزنید! خانه دختر پیغمبر را آتش بزنید! هیزم ببرید! وقتی هم كه احساس كردید دختر پیغمبر آمده پشت در، با لگد آن چنان بزنید كه او را له كنید! این عیب ندارد! اینها اشكال ندارد!
یك عبارتی را، واقعاً عبارت عجیبی است كه این را اهل تسنن نقل كردهاند. من نمیدانم این را در چه كتابی دیدم، ولی قطعاً این را با چشمم دیدم و در كتب اهل تسنن هم دیدم، حالا رفقا بروند پیدا كنند.
عمر میگوید: در همان موقعی كه فاطمه آمد پشت در، و من با لگد به او زدم، صدای ناله او را من شنیدم، و آنچنان نالهای كرد كه در دل من یك احساس عطوفتی داشت پیدا میشد، ولی یك مرتبه یاد آن افرادی را كه به دست علی كشته شدند افتادم، با لگد فشار دادم، ببینید! این عبارت عبارت عمر است!
آن وقت یك همچنین آدمی با این وضعیت و با این كیفیت میآید برای مردم تصمیم میگیرد، این كار را بكنید، حالا آن كار را نكنید، این را انجام بدهید، و آن را انجام ندهید! این آقا با این حالت! یعنی دختر پیغمبر را میآورد و با این كیفیت از بین میبرند. ببریم! چه اشكال دارد! حكومت ما به راه باشد، دختر پیغمبر تكهتكه بشود، محسنش هم كشته بشود! چه اشكال دارد؟! همه اینها فدای یك روز حكومت ما! بله مسأله این است. اینها را باید مردم بدانند، باید اطلاع داشته باشند مردم.
اگر قرار بر این است كه ما تمام مبانی خودمان را كنار بگذاریم، آقا بهتر است بلند شویم برویم نصرانی بشویم! چه اشكال دارد؟! چرا با اهل تسنن وحدت؟ با نصرانی هم وحدت! با همه، وقتی قرار بر این است چرا خودمان را محدود كنیم؟! میگویند: پیغمبرمان مشترك است! كدام پیغمبر؟ كدام یكی از حرفهای پیغمبر را گوش دادید كه حالا پیغمبرمان مشترك است؟ هان! وصیت به ذریهاش را گوشدادید؟! متابعت از علی را گوش دادید؟! پیروی از امیرالمؤمنیناش را گوش دادید؟! نصب خلافت در روز غدیرش را گوش دادید؟! اینهارا گوش دادید؟! پس كو اشتراك؟
