اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (1)

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

چگونه امام سجاد علیه السلام با وجود دارا بودن مقام عصمت مطلقه به خود نسبت گناه می دهند. شرح فقره: اذا إذا رأیت مولای ذنوبی فزعت و إذا رأیت کرمک طمعت از دعای ابو حمزه ثمالی. 1 توضیحی راجع به عبارت امام سجّاد علیه السلام در دعای ابوحمزه ثمالی (إذا رأیت مولای ذنوبی فزعت و إذا رأیت کرمک طمعت). 2 جهنم و بهشت عبارت است از نفس ملکوتی و برزخی اعمال و کردار انسانها. 3 تنازل پیامبر أکرم صلی اللَه علیه و آله وسلم و اولیاءالهی از مقام مصاحبت با پروردگار ،برای دستگیری و هدایت انسانها از سخت ترین امور می باشد. 4 أدنی ادراک و معرفت افراد،نسبت به حقایق دینی ایشان را از ورود به دنیا و تعلّقات آن باز می دارد. 5 ذکر کلامی از مرحوم علامه طهرانی مبنی بر تبعیّت ایشان از دستور استاد خویش نسبت به هدایت و دستگیری افراد. 6 لزوم توجه به امور باطنی و مسائل معنوی بجای مسائل ظاهری در زیارت مشاهد مشرفه. 7 حمایت خالد ابن ولید از خلیفۀ اول مانع از اجرای حدّ و قصاص بر او در جریان قتل مالک ابن نویره شد. 8 نفس أعمال خیر و شرّ انسانها سبب خلق بهشت و جهنّم ایشان می گردد. 9 امام سجاد علیه السلام که از او ترک أولی متصوّر نمی باشد چگونه به خود نسبت گناه می دهد. 10 ذکر حکایتی در ارتباط با استبصار و تغییر حال زنی که قصد آزار رساندن به موسی ابن جعفر علیه السلام را داشته است.

سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (1)

10
  • سفر اولی كه ما رفتیم با مرحوم پدرمان یك ماه آنجا طول كشید. برگشتیم یك ماه در اعتاب مقدسه، كربلا و اینها بودیم منزل مرحوم آقای حداد، در این یك ماه، سی روز ما در آن جا بودیم، حالا سی روز كمتر، شاید بیست و دو یا سه روز، چون حدود هفت یا هشت روزش به زیارت سامرا و كاظمین و نجف گذشت. بیست و سه یا چهار روز بودیم. در این بیست و سه یا چهار روز هر شب كه من از خواب بلند می‌شدم، البته آن موقع كه قرار بود بلند شوم ویك چیزی بشنوم. نه خیلی شبها همین طوری می‌خوابیدیم تا اذان صبح بیدارمان می‌كردند برای نماز. نه آن موقع كه قرار بود و اغلب هم ما پا می‌شدیم، یواش كه پتو سرمان بود تكانش نمی‌دادیم كه مبادا متوّجه بشوند، حالا خبر نداشتیم كه بابا خود اینها بیدارمان كردند، یكی چیزی گوشمان بشنود در این بیست و سه شبی كه من در آن جابودم متوجّه شدم كه هر شب سه ساعت این دو دارند راجع به مسائل حج دارند با هم صحبت می‌كنند. بیست و سه شب! هوا گرم است، هوا سرداست، شلوغ است، جمیعیت دو میلیون است، یك میلیون است، و این حج با بقیه حجها یكی است؟! یك حساب دارد! بعضی شبها اصلا واقعا چیزهای می‌شنیدم كه اصلا تا آن روز پریشان بودم. یكی است؟! یك جور است؟! یكی از اینها را اواخر عمر، چند ماه مرحوم آقا به زمان حیاتشان باقی بود، من یكی از اینها را، به خود آقا لو دادم، یك چیزی گفتم گفتند چی گفتم یك شب از آن شبها شما كه داشتید، گفت به كسی نگویی ها، این خطری است! نگو! گفتم: نه آقا، من تا حالا یكی از آنها را، تازه بالاترها را ترسیدم، آن بالاترها را نگفتم.

  • این اولیاء خدا كه حج انجام می‌دهند، اعتاب مقدسه، امام رضا علیه‌السّلام می‌روند، اینها این جوری می‌روند! آن وقت اینها بلند شوند بیایند با مردم سرو كله، سر چه بزنند؟! سر چه سر و كله بزنند؟ كه دو تا به صف جماعتشان اضافه بشود!! صدسال نخواسته بیاید!