
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
چگونه امام سجاد علیه السلام با وجود دارا بودن مقام عصمت مطلقه به خود نسبت گناه می دهند. 1 امام علیهالسّلام در مقام مناجات با پروردگار متعال همواره در حیثیت وجودی خود، حقیقت گناه و ابتعاد را می یابد. 2 عارف کامل همیشه به جنبه عبودیّت و مسکنت حقیقی خود توجه دارد. 3 چگونگی تأثیر پوشش و لباس بر حالات نفسانی انسان. 4 تأکید بزرگان نسبت به عدم پوشیدن لباس سیاه. 5 اولیاء و بزرگان آمدهاند تا أنانیّت و استکبار نفوس افراد را از بین ببرند. 6 خلوص و صدق امیرالمومنین علیهالسلام برای دشمنان آن حضرت تا روز قیامت نیز قابل انکار نمیباشد. 7 عدم تفاوت حال امام علیه السلام در خلوت و جلوت. 8 توضیحی در ارتباط با حقیقت و واقعیّت شخصیّت امام معصوم علیه السلام. 9 امام علیهالسلام خود را در قبال پروردگار متعال صفر می پندارد و فرمایش نبیّ أکرم (الفقر فخری) اشاره به این حقیقت دارد. 10 آفتی که اهل علم را تهدید می کند أنانیّت در قبال حق است.
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
توضیحات:
چگونه امام سجاد علیه السلام با وجود دارا بودن مقام عصمت مطلقه به خود نسبت گناه می دهند. 1 امام علیهالسّلام در مقام مناجات با پروردگار متعال همواره در حیثیت وجودی خود، حقیقت گناه و ابتعاد را می یابد. 2 عارف کامل همیشه به جنبه عبودیّت و مسکنت حقیقی خود توجه دارد. 3 چگونگی تأثیر پوشش و لباس بر حالات نفسانی انسان. 4 تأکید بزرگان نسبت به عدم پوشیدن لباس سیاه. 5 اولیاء و بزرگان آمدهاند تا أنانیّت و استکبار نفوس افراد را از بین ببرند. 6 خلوص و صدق امیرالمومنین علیهالسلام برای دشمنان آن حضرت تا روز قیامت نیز قابل انکار نمیباشد. 7 عدم تفاوت حال امام علیه السلام در خلوت و جلوت. 8 توضیحی در ارتباط با حقیقت و واقعیّت شخصیّت امام معصوم علیه السلام. 9 امام علیهالسلام خود را در قبال پروردگار متعال صفر می پندارد و فرمایش نبیّ أکرم (الفقر فخری) اشاره به این حقیقت دارد. 10 آفتی که اهل علم را تهدید می کند أنانیّت در قبال حق است.
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
18یك ككی رفته بود به شلوار یكی، خلاصه این خواب را شب از چشمانش ربود. هی این ور كرد فایده نداشت، آقا درآمد بعد دید نه این طور نمیشود، بالاخره به یك انحاء و وسایلی كك را گرفت، هی در دستش گرفت، آن طرف گفت: بابا ولش كن! آن را بكش، بكشم دیگر تمام میشود، میخواهم نگهش دارم، او را به این آسانی نگرفتم، پدرم را درآورده و خواب را از چشمانم گرفته، همین طوری ولش نمیكنم، نگهش میدارم تا وقتی كه خلاصه مسئلهاش ...،
حالا این افراد رفتند به این مسائل رسیدند، به این مطالب رسیدند، میگویند ما از دست بدهیم؟ نخیر، نمره صد برای خودمان میگذاریم! و این هم خیال نكنید افراد عادی هستند، حتی معمّمین، اینها نمره به خودشان میدهند صد، درست؟
در این قضیه اتّفاقاً آفتی كه اهل علم را تهدید میكند بیش از بقیه، همین مطلب است! اتفاقاً در این قضیه افراد عادی غیرمعمّم و غیرعالم نمرات پایینتری دارند و خوشا به حال آنها، جوانها نمرههایشان خیلی پایینتر از پیرها هست، جوانها، همین جوانها، همین جوانها، هجده ساله، بیست ساله! بیست و پنج ساله، نگاه به ظاهرشان نكنید، نمرهشان دراینجا خیلی كم است ولی آنهایی كه سنها بالا هستند نعوذ باللَه، نعوذ باللَه، در سنین بالا با اصناف مختلف، نمره صد حرف ندارد، قبول، منتهی چی چی قبول؟ آن جا خیلی كار مشكل است، آن جا خیلی دیگر میخواهد انسان بتواند این نمره خودش را پایین بیاورد، هی پایین بیاورد، پس چه بهتر كه انسان از سنین جوانی وقتی كه میفرمایند: علیكم بالاحداث مال این است! تا وقتی كه جوان و نوجوان است نمرهاش كم است، میتواند همان نمره را در كمی نگه دارد، بعد كمكم كمكم به صفر برساند و میرسد، و به صفر هم میرسد. ولكن اگر شخص آمد بالاتر، تعلقات زیاد شد، تمایلات زیاد شد، بندهایی كه به این دنیا بسته، اینها زیاد شد، قوم و خویشها، شهرتای، وای از این شهرت، ای وای از این محبوبیت، ای وای و صد وای از این مطالبی كه غیر از بدبختی برای انسان هیچی نمیآورد، وقتی كه انسان به آن جا رسید، نمره رفت بالا، عدد وقتی كه رفت بالا، دیگر پایین آوردنش خیلی مشكل است، خیلی سخت است، لذا میگویند از جوانی شروع كنید. جوان در سیر و سلوك الی اللَه شتاب دارد، جهش دارد، جهش دارد، اگر فرض كنید كه افراد بزرگتر و افراد سن بالا، آنها قدم زنان میروند، این پرواز میكند! و خیلی فرق میكند، خیلی تفاوت میكند.
