
«عقلانیت و فهم» مهمترین شاخصه و ویژگی مکتب مرحوم علامه طهرانی
1 بیان علل تغییر کیفیت برگزاری جلسات. 2 لزوم تعهد و پایبندی افراد به مطالب و سخنان ایراد شده درجلسات شرح عنوان بصری. 3 تلاش برخی افراد برای ایجاد تنش و سلب آرامش افراد درجلسات . 4 تخطی برخی از شاگردان مرحوم علامه طهرانی از دستورات ایشا.ن 5 ذکر حکایتی در ارتباط با شدت تعهد و پایبندی مرحوم علامه طهرانی نسبت به اصول و مبانی مکتب. 6 مرحوم علامه طهرانی بارها می فرمودند: همه رفقای ما مثل دندانه های یک شانه می باشند. 7 بدون پیروی و تبعیت از مطالب و دستورات اولیاء الهی رسیدن به رشد و تکامل امکان پذیر نمی باشد. 8 بیان یکی از مهمترین و حیاتی ترین امور برای سالکان راه الهی در زمان حاضر. 9 تاکید بی حد و حصر مرحوم علامه طهرانی نسبت به مساله فهم و تعقل و تشخیص مساله حق از باطل. 10 بیان اساس و محور تفکرات مرحوم علامه طهرانی. 11 فتنه برخی از اصحاب پیامبر اکرم در فریب مردم وایجاد آتش جنگ جمل بر علیه امیر المومنین علیه السلام. 12 فرمایشات راه گشا و معجزه آسای امیرالمومنین علیه السلام به فردی که در جریان جنگ جمل دچار شبهه شده بود. 13 بیان نکات بسیار دقیق در تفسیر فرمایش امیرالمومنین علیه السلام در جریان جنگ جمل: لایعرف الحق باقدار الرجال اعرف الحق تعرف اهله اعرف الباطل تعرف اهله).) 14 کیفیت تشخیص راه ومسیر حق از باطل. 15 بیان معنای حق. 16 میزان وملاک تبعیت انسانها از افراد بر اساس چه امری باید باشد. 17 انجام عبادات و تکالیف الهی بدون پایبندی به مساله حق هیچ گونه تاثیری در رشد و تکامل افراد نخواهد گذاشت. 18 چرا خوارج با وجود کثرت عبادات و تهجدات به نهایت درجه شقاوت رسیدند. 19 پرهیز افراد از داشتن پیش فرض در هنگام تلقی مطالب حق. 20 لزوم تمسک افراد به عقل و مبانی متقنه در تشخیص جریانات حق از باطل در مواقع فتنه و شبهه.
«عقلانیت و فهم» مهمترین شاخصه و ویژگی مکتب مرحوم علامه طهرانی
3این مطالب مرا خسته میكرد، بر من فشار وارد میكرد، بر من یك ضیق و یك تعبی را هموار میكرد، خب یك وقتی انسان تكلیف دارد، وظیفه دارد بر این كه یك عملی را انجام بدهد، دستوری دارد بر این كه انجام بدهد خب طبعا یك تبعاتی دارد یك حواشی و جوانبی دارد، خب به آن هم پایبند است، ولی یك وقتی نه انسان خودش برای خودش ایجاد تكلیف میكند، ما برای خودمان ایجاد تكلیف میكنیم آقا وظیفه شرعی ما این است، آقا تكلیف شرعی، نه آقا تكلیف شرعی شما این نیست، وظیفه شرعی شما این نیست، غیر از این انجام بدهید ... طوری میشود یا نمیشود هیچی و این مطالب مرا خسته میكرد مطالبی كه میشنیدم، برخوردهایی كه میدیدم، مطالبی را كه به گوشم میرسید، اینها مسائلی بود كه بالاخره میبایستی یك روزی به پایان برسد و مسیر بر همان روال عادی خود و طبیعی خود برگردد و افرادی كه مایل نیستند به آن چه كه گفته میشود عمل كنند ضرورتی ندارد در این مجالس ما حضور پیدا كنند، بفرمایید شما را به خیر و ما را به سلامت!! هیچ ضرورتی ندارد، مطالب مشخص است، مسائل مشخص است، مبانی مشخص است، آن چه را كه به نظر میرسد ما در آن مدعی عصمت نیستیم، كی میتواند مدعی عدم خطا باشد غیر از وجود مقدسحضرت بقیةاللَه كی میتواند در روی زمین ادعا كند كه خطا نمیكند؟ معصوم است فعل او؟ عمل او قول او دارای حقیقت عصمتیه است؟ غیر از امام زمان علیهالسّلام كی میتواند؟ كسی نمیتواند، ولی نسبت به آن چه كه معتقد ما است و مورد پذیرش ما است و به او پایبند هستیم و به آن اصل تعلق گرفته ایم و متیقّن است برای ما تا وقتی كه كشف خلاف نباشد نمیتوانیم دست برداریم، نمیتوانیم از آن چه را كه نسبت به او تعلق داریم دست برداریم، بخاطر اختلاف سلیقهای كه در بعضیها هست میخواهند به این طرف بروند و تا جایی كه مطلب منتسب به ما است این حق برای ما محفوظ است كه از موانع جلوگیری كنیم این حق برای ما محفوظ است كه از مبانی صیانت كنیم این حق برای ما محفوظ است كه از انحرافات و تدخّل و ورود سلائق و اظهار نظرهای جاهلانه جلوگیری كنیم خب طبیعی است اگر انتساب به ما نداشته باشد خب هر كسی هر كاری میخواهد بكند برود بكند، ولی از یك طرف مسئله منتسب باشد و از طرف دیگر شخص به راه خودش برود این نمیشود، كه این درست نیست، این صحیح نیست، غیر از این طبعاً مسائل دیگری پیش میآید، اختلافاتی پیش میآید، برخورد آراء و تصادم آرائی پیش میآید و انسان تمام انرژیش را باید صرف این امور بكند تمام وقتش را باید صرف این بكند، آقا این چی گفت؟ این چی جواب داد، آقا این نمیدانم فرض بكنید كه چه مسئلهای را مطرح كرد و این چه پاسخی داد، این درست میگوید یا آن درست میگوید؟ اینها مال چیست؟ اینها مال این است كه بین خود و بین خدا نمیخواهیم صاف باشیم میخواهیم هم آن طرف را داشته باشیم و هم بالاخره مسائل دنیای خود به جای خود محفوظ باشد، این با هم جور در نمیآید، نمیخورد با هم.
