
لزوم متابعت كامل از استاد در سیر و سلوك الی اللَه
تبیین ضرورت اطاعت از شریعت و استاد عرفان
حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) با تأکید بر اینکه انسان باید از خودخواهی بگذرد و تابع دستورات شریعت (خدا، پیامبر و ائمه) و استاد معنوی باشد، با استفاده از مثالهای کاربردی و ملموس مانند باغبان و درخت و طبیب و بیمار، به تببین لزوم تسلیم شدن در برابر راهنما میپردازد و بر اطاعت و بندگی به عنوان تنها راه رشد و کمال تأکید میکند. ایشان همچنین، به تفاوت ظواهر اعمال با حقیقت باطنی آنها اشاره کرده و بیان میکند که عباداتی مانند نماز، تنها با راهنمایی یک استاد باطنی میتواند انسان را به قرب الهی برساند و به رفع حجابهای نفسانی کمک کند.
لزوم متابعت كامل از استاد در سیر و سلوك الی اللَه
7انسان میخواهد فرش بخرد باید برود پیش اهل خبره. میخواهد لباس بدوزد، اگر خودش خیّاط نیست، باید برود پیش خیّاط؛ و الاّ اگر خواست خودش قیچی بزند به پارچه و برای خودش لباس بدوزد، یا تنگ در میآید یا گشاد. ولی آن خیّاط عمر خودش را در این مصرف کرده است.
بنابراین ما در همۀ امور جاهل هستیم جز آن رشتهای که خودمان رفتهایم، و خجالت هم ندارد؛ و در هر امری که انسان جهالت دارد باید به متخصّص همان فنّ مراجعه کند؛ شبههای هم ندارد. اگر اینطور باشد طبق قرآن رفتار کرده؛ چون قرآن میگوید: ﴿فَسَۡٔلُوٓاْ أَهۡلَ ٱلذِّكۡرِ إِن كُنتُمۡ لَا تَعۡلَمُونَ﴾.1 «از صاحبان علم و درایت بپرسید اگر نمیدانید.»
افراد جاهل که از مجتهد احکام میگیرند برای این است که نمیدانند. این مجتهد میگوید: من رفتم و میتوانم از کتاب و سنّت، احکام و مطالب را بهدست بیاورم و به شما بگویم؛ نه اینکه حالا بخواهد بگوید که این اختصاص به من دارد و من هم فضیلتی بر شما دارم؛ نه، هیچ فضیلت هم نیست؛ من رفتم سرمایۀ وجودی خودم را در این مسائل صرف کردم، شما در آن مسائل صرف کردید، شما در اینجا به درد ما میرسید، ما هم در آنجا به درد شما میرسیم. و همۀ افراد بشر هم با همدیگر همینطور کار میکنند؛ و روی آن نیّتی هم که دارند، خدا به همهشان اجر میدهد.
بنابراین، اطاعت از لوازم حتمیّه است که انسان نه تنها در امور شرعی و مسائل و احکام ظاهری، بلکه در ارشادات اخلاقی و امور باطنی هم باید در تحت اطاعت باشد؛ چون اگر انسان تنها بگوید: «من نماز میخوانم و روزه هم میگیرم و قرآن هم میخوانم و صدقه هم میدهم و همین کلیّات برای من کافی است»، این کافی نیست؛ چرا؟ برای اینکه آن نمازی که انسان میخواند باید خصوصیّتی در آن باشد که انسان را به جلو ببرد؛ و الاّ ممکن است انسان نود سال هم نماز بخواند بعد باز هم همان باشد، و قلبش هیچ پیشرفت نکرده باشد، جلو نرفته باشد، بر گذشتن عمر و طیّ نکردن مرحلهای از مراحل و منزلی از منازل مغبون باشد؛ چون انسان میگوید: «نماز میخوانم و نماز هم اسقاط تکلیف است.»
- سوره النّحل (١٦) ذیل آیه ٤٣.
