
افاضه لطف و رحمت بیدریغ پروردگار بر تمامی موجودات
خداوند علاوه بر اصل گناه، تبعات و نتایج آن را هم میپوشاند. گذشت بیمنّت پروردگار. افاضۀ پروردگار حتّی بر منکرین ربوبیّت. تفسیر فقرۀ: «یَا مَن یُعطِی مَن سَألَه یا مَن یُعطِی مَن لَم یَسألْه ...» از دعای ماه رجب. ما نبودیم و تقاضامان نبود!. معنای «رَبّ». برآورده شدن حاجاتی که اصلاً از آنها خبر هم نداریم!. خدا بعد از خلقت، ما را رها نکرده است. خدایی که به غیر سائلین افاضه میکند، با سائلین چه میکند؟. اختصاص عالم خلق و عالم امر به خدا. اختصاص تمام عوالم با اختلاف مراتبشان به خدا. معنای «تَبارَکتَ». ایجاد محرومیّت از فیض پروردگار توسط خود انسان. معنای «تَعالَیتَ». هرچه هست از قامت ناساز بیاندام ماست. افاضۀ لحظه به لحظۀ پروردگار بر جمیع موجودات. عدم توان و قابلیّت انسان برای مدح و معرّفی پروردگار. فقط اوست که میتواند خودش را معرّفی کند. نیاز و فقر ذاتی انسان. همۀ مردم اهل مجازند مگر مؤمنین. بنده را پادشاهی نیاید، از عدم کبریایی نیاید. تبیین معنای فقر ذاتی در جمیع مودات. رفع نیازهای جمیع موجودات توسط پروردگار. وجه کریم و بزرگوارانۀ پروردگار در مقابل تقاضاهای بندگان. نحوۀ سؤال و درخواست بنده از پروردگار. تفسیر فقرۀ: «فَقَد دَعَوتُ بِهَذا الدُّعاءِ وَ أنَا اَرجُو أن لَا تَرُدَّنِی مَعرِفَةً مِنِّی بِرَأفَتِکَ و رَحمَتِکَ». سؤال سائل خدا را خسته نمیکند و اجابت سائل از مُلکش کم نمیکند. پیامبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: «أعینی [أعِناّ] بطول السُّجود». خداوند معدن لا یتناهاست. تفسیر فقرۀ: «أنتَ کَما تَقولُ و فَوقَ مَا نَقُول». تفسیر «صبر جمیل». تفسیر فقرۀ: «أسألُکَ یَا رَبِّ مِن الخَیرِ کُلِّه مَا عَلِمتُ مِنهُ وَ مَا لَم أعلَمْ». خدایا! من از تو سؤال میکنم بهترین چیزی را که بندگان صالحت از تو سؤال کردند، من که صالح نیستم!.
افاضه لطف و رحمت بیدریغ پروردگار بر تمامی موجودات
توضیحات:
خداوند علاوه بر اصل گناه، تبعات و نتایج آن را هم میپوشاند. گذشت بیمنّت پروردگار. افاضۀ پروردگار حتّی بر منکرین ربوبیّت. تفسیر فقرۀ: «یَا مَن یُعطِی مَن سَألَه یا مَن یُعطِی مَن لَم یَسألْه ...» از دعای ماه رجب. ما نبودیم و تقاضامان نبود!. معنای «رَبّ». برآورده شدن حاجاتی که اصلاً از آنها خبر هم نداریم!. خدا بعد از خلقت، ما را رها نکرده است. خدایی که به غیر سائلین افاضه میکند، با سائلین چه میکند؟. اختصاص عالم خلق و عالم امر به خدا. اختصاص تمام عوالم با اختلاف مراتبشان به خدا. معنای «تَبارَکتَ». ایجاد محرومیّت از فیض پروردگار توسط خود انسان. معنای «تَعالَیتَ». هرچه هست از قامت ناساز بیاندام ماست. افاضۀ لحظه به لحظۀ پروردگار بر جمیع موجودات. عدم توان و قابلیّت انسان برای مدح و معرّفی پروردگار. فقط اوست که میتواند خودش را معرّفی کند. نیاز و فقر ذاتی انسان. همۀ مردم اهل مجازند مگر مؤمنین. بنده را پادشاهی نیاید، از عدم کبریایی نیاید. تبیین معنای فقر ذاتی در جمیع مودات. رفع نیازهای جمیع موجودات توسط پروردگار. وجه کریم و بزرگوارانۀ پروردگار در مقابل تقاضاهای بندگان. نحوۀ سؤال و درخواست بنده از پروردگار. تفسیر فقرۀ: «فَقَد دَعَوتُ بِهَذا الدُّعاءِ وَ أنَا اَرجُو أن لَا تَرُدَّنِی مَعرِفَةً مِنِّی بِرَأفَتِکَ و رَحمَتِکَ». سؤال سائل خدا را خسته نمیکند و اجابت سائل از مُلکش کم نمیکند. پیامبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: «أعینی [أعِناّ] بطول السُّجود». خداوند معدن لا یتناهاست. تفسیر فقرۀ: «أنتَ کَما تَقولُ و فَوقَ مَا نَقُول». تفسیر «صبر جمیل». تفسیر فقرۀ: «أسألُکَ یَا رَبِّ مِن الخَیرِ کُلِّه مَا عَلِمتُ مِنهُ وَ مَا لَم أعلَمْ». خدایا! من از تو سؤال میکنم بهترین چیزی را که بندگان صالحت از تو سؤال کردند، من که صالح نیستم!.
افاضه لطف و رحمت بیدریغ پروردگار بر تمامی موجودات
15فَقَد دَعَوتُ بِهَدا الدُّعاءِ وَ أنَا اَرجُو أَن لَا تَرُدَّنِی مَعرِفَةً مِنِّی بِرَأفَتِکَ و رَحمَتِکَ؛ «من به این دعایی که خواندم و این دعاهایی که میکنم و این راز و نیازی که با تو دارم، من تو را ستودم و به این دعا تو را یاد کردم، و من امید دارم که تو مرا رد نمیکنی؛ چون معرفت پیدا کردم به رأفت و رحمت تو، میدانم که رحیمی و رئوف، معرفت دارم، و لذا دعا میکنم و طلب هم میکنم (فقیر هم هستم، آمدم درِ خانه از اینجا جدا نمیشوم، بست اینجا نشستهام)!»
«سَیِّدی عَبدُک بِبابِک أقَامَتهُ الخَصَاصَةُ بَینَ یَدَیک؛ من از این در جدا نمیشوم!»
سؤال سائل خدا را خسته نمیکند و اجابت سائل از مُلکش کم نمیکند
إلهِٰی أنتَ الّذِی لا یُحفِیکَ سَائِلٌ و لا یَنقُصُکَ نائِلٌ.
«خدایا تو کسی هستی که سائل هرچه سؤال کند، تو را خسته نمیکند!»
سائل، خسته میکند دیگر! بعضی از سائلها که سائل نیستند، اینها مدّعی هستند. مثل آن سائلی که آمد از پیغمبر چیز میخواست؛ خُب بخواه دیگر چرا عبای پیغمبر را میکشی؟! چنان عبا را از دوش پیغمبر کشید که اصلاً عبا گردن پیغمبر را زخم کرد!1 یا خدمت پیغمبر در مسجد یا در منزل میآمد و چیز میخواست؛ چه میخواست؟! [بار] شترها را باید پر از کشمش و گندم کنی؛ من میخواهم حرکت کنم برای... ! و چیزهای مهم!
پیامبر صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: «أعینی [أعِناّ] بطول السُّجود»
یک روز یکی از اینها برای پیغمبر یک هدیهای آورد، خُب پیغمبر با اصحاب هدیه را بردند و این هم ایستاده، ایستاده، ایستاده! چه [شده]؟! پولش را بده! و «ضَحِکَ رَسولُ اللَه حَتّی بَدَتْ نَواجِذُه؛2 حضرت خندید تا آن دندانهای کرسی [پیدا شد]!» آدم هدیه میآورد، بعد وقتی هم نذر کرده است پول هم میخواهد! لابد آنهم پول به قیمت هدیه که نیست!
یک روزی پیغمبر میآمدند منزل، یک نفر بار پیغمبر را گرفت که: «من میخواهم آن را برای شما بیاورم!» چیزی دست پیغمبر بود و منزل میبردند؛ آمد اصرار کرد: «یا رسولاللَه بدهید من کمکتان کنم!» پیغمبر هم نمیداد؛ گرفت دیگر تا آمد در خانه، بار را زمین گذاشت و بعد ایستاده، ایستاده:
- الطبقات الکبریٰ، ج ١، ص ٣٥٤؛ مسند احمد، ج ٣، ص ١٥٣؛ صحیح البخاری، ج ٤، ص ٦٠.
- الکافی، ج ٢، ص ٦٦٣، با قدری اختلاف.
