
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
10مرحوم آقای بیات، میگفتند ما رفتیم با مرحوم آقای انصاری در زنجان، وارد بر منزل مرحوم حاج ملا آقاجان شدیم، یك شب در آنجا بودیم. در همان موقع شام كه داشتیم شام تناول میكردیم، صحبت از مرحوم حاج ملا قربانعلی زنجانی شد. حاج ملا قربانعلی زنجانی، مردی بزرگ و مرجع تقلید زنجان بود و حافظه عجیب، و غریبی داشت، و بسیار دقیقالنظّر بود. تحصیل كرده نجف، آمده بود در آنجا و اهل كرامات بود. بعد هم در آخر عمر هم ... بله ... ایشان دچار همین مسائل مشروطه و اینها شد و به او تعرّض كردند و ایشان را به نجف تبعید كردند و ظاهراً هم ایشان را مسموم كردند. اگر اشتباه نكنم. بله ... حافظهام تا آنجایی كه یاری بدهد، ایشان را مسموم هم كردند و در اواخر عمر هم ایشان نابینا شده بودند. میگفتند: ایشان میآمدند مدتی كنار صحن مینشستند تا در صحن را باز كنند. مرد بزرگی بود، مرد بزرگی بود.
آنقدر در مسائل علمی و بر مبانی اطّلاع داشت و متضلّع بود، كه نقل میكنند مرحوم آشیخ محمّدحسن نجم آبادی كه از علمای بزرگ تهران بود، در همین سنگلج تهران، در آنجاها منزلش بود، بسیار مرد بزرگ بود و از شاگردان مرحوم شیخ انصاری بود. از چند شاگردِ شیخ انصاری بود كه مرجعیت میرزای شیرازی را امضا كرد، پس از فوت شیخ انصاری، شش؛ هفت نفر از شاگردانش مثل حاج حبیب اللَه رشتی، مرحوم حاج میرزا حسین، حاج میرزا خلیل، مرحوم آشیخ محمّد حسن نجم آبادی، مرحوم حاج میرزا محمّدحسن آشتیانی، كه حاشیه بر رسائل دارد و قویترین حاشیه بر رسائل هست و بسیار علمی است، بسیار بسیار كتاب علمی است. بله ... و همین مرحوم حاج شیخ محمّدحسن نجم آبادی كه میگویند از نقطه نظر علمیت، كم از خودِ شیخ انصاری نمیآورد، یعنی از نقطه نظر تضلّع و علمیت كم نمیآورد و دیگری هم خود مرحوم حاج میرزا حسن شیرازی. نشسته بودند، وقتی هر چه كردند این حكم را قبول نكرد، وقتی ایشان بلند شد برای تجدید وضو بیرون رفت، در نبود و در غیابش زرنگی كردند كه تا نیامده مخالفت كند، ما كار را تمام كرده باشیم و بگوئیم كار از كار گذشته است، لذا حكم به مرجعیت مرحوم میرزا حسن دادند. ببینید آن موقع چه كسانی بودند! چه كسانی بودند! چه كسانی بودند! وقتی كه مرحوم میرزا حسن شیرازی همین صاحب تحریم تنباكو؛ معروفِدر سامرا وقتی ایشان در مجلس آمد و افراد، دفعتاً گفتند: حَكَمنا بمرجعیتكم. ما حكم كردیم، حكم مجتهد هم، واجب الإطاعه است. وقتی گفتند، مانند مادر بچّه مرده شروع كرد به گریه كردن. میگویند همینطور سرش را پایین انداخته بود. ادا در نمیآورد ها! ادا در نمیآورد! آنطور كه در تراجمِ ایشان و در احوال ایشان بنده دیدم و نقل میكنند عبارت این است: مادر بچّه مرده! شروع كرد به زار زار گریه كردن، از این مسئولیتی كه به گردن ایشان گذاشتند. گاهی خندهمان میگیرد! نمیدانم چه بگوئیم، چه عرض كنم! فقط همین خندهمان میگیرد! شروع كرد به گریه كردن و خلاصه پذیرفته شد.
