
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
12دأب مرحوم حاج ملّا قربانعلی این بود كه وقتی كه از او استفتاء میكردند، آن قلم و دواتی كه كنارش بود، آن قلم را در دوات میزد وقتی سؤال را میخواند، پشت سرش هم جوابش را مینوشت. سؤال بعد، میخواند و دوباره قلم را میزد در دوات، همین كه سؤال را میخواند، پشت سرش بدون اینكه یك ثانیه توقّف كند، جواب را مینوشت. سؤال سوم، سؤال چهارم ... تا این كه تمام بشود.
این سؤالات را كه رسید، قلم را زد به دوات. سؤال اول را كه خواند، یك خرده فكر كرد، شروع كرد به نوشتن. یكی دو سه ثانیهای فكر كرد و دوباره به سؤال دوم كه رسید، قلم را زد به دوات، دوباره سؤال را خواند، اینها دیدند یك خرده فكر كرد و دو سه ثانیه، بعد شروع كرد به جواب دادن. دوباره سؤال سوم، چهارم ... اینها جواب را گرفتند و آمدند. مرحوم حاج شیخ محمّد حسن نجم آبادی، یك دفعه دیدند در میزنند. رفت در را باز كرد:
گفت شما كجا بودید؟ هنوز نرفتید؟
گفتند: ما برگشتیم!
گفت: برگشتید؟! گفت: این سؤالاتی كه من به شما دادم، برای جواب دادنش شش ماه وقت میخواهد! میگویی برگشتم؟! ببینم! دید، همه درست است! گفت این شخص الا بِلا باید مؤید من عند اللَه باشد. این فرد عادی این كار را نمیتواند انجام بدهد. آنها میدانستند میدانستند. عالم خودش میفهمد كه چه وضعی دارد و هركسی در فنّ خودش، بالاخره از این مسائل خبر دارد. گفت این الّا بلّا باید متّصل به غیب باشد و یك عالم عادی اینطور نمیتواند جواب بدهد چون شش ماه میبایستی حداقل وقت بگذارد. صحبت این است كه باید جواب اینها را پیدا كند كه حدود ده، دوازده تا سؤال بود. گفت برای هركدامش دو سه هفته بخواد وقت بگذارد، تازه كم است! برای هركدام از اینها.
مرحوم آقای انصاری، به حاج ملّا آقاجان میفرمایند كه: من دوست دارم كه از منزل حاج ملّاقربانعلی یك دیدنی بكنم. مشروطه خواهان آمده بودند و متعرض ایشان شده بودند و ایشان هم زیر بار نمیرفت. زیر بار نمیرفت. خود اینهایی كه اتصال دارند، زیر بار این مسائل سیاسی نمیروند. بله. میفهمند كه مسئولیت پذیری چقدر مشكل است و چه تبعاتی كه بر سخنان انسان مترتّب میشود آن تبعاتش، چقدر زیاد است. گفتن یك مطلب آسان است، ولی پیگیری و دنبال كردن و خدای نكرده، خدای نكرده به یك عواقب غیر مترقّبه منتهی شدن، مطلب دیگری است. لذا هرچه انسان مسئولیتش بزرگتر و حسّاستر باشد، احتیاطش نسبت به مطالب باید بیشتر باشد. ما مشاهده میكنیم همینطوری یك چیزهایی گفته میشود. بعداً هم حرفها عوض میشود. چرا؟ چرا باید اینطور بشود؟ چرا باید مطالب به این نحو باشد؟
