
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
حجیت ذاتی قول و فعل اولیاء خدا
24نماز صبح چند ركعت است؟ دو ركعت. چه كسی گفته است؟ خدا گفته است. توسّط چه كسی؟ پیغمبر. نماز ظهر چند ركعت است؟ چهار ركعت. چه كسی این را جعل كرده است؟ خدا گفته است. توسّط چه كسی؟ پیغمبر. لذا به پیغمبر میگوید إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى وحی به اوست، این پیغمبر كه خودش از خودش درنیاورده. خود پیغمبر كه نیامده جعل كند و مقنّن باشد. وحی یوحی، چه كسی وحی میفرستد؟ خدا. چه كسی وحی را میگیرد؟ پیغمبر. وحی را پیغمبر میگیرد. تلقّی وحی از ناحیه كیست؟ از ناحیه رسول خداست. وحی را چه كسی میفرستد؟ موحی كیست؟ اوحینا! وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ الأنبیاء، ٧٣ ما به انبیاء وحی فرستادیم كه انجام بدهید و یا انجام ندهید. روزه بگیرید، نماز بخوانید، عدالت انجام بدهید، ظلم نكنید، به یتیم ظلم نكنید، مال هرفردی را به دستش برسانید، حقّ هر فردی را بدهید ... أوحینا! «نا» چه كسی؟ ما! نه پیغمبران! آنها فقط عبد ما بودند، فقط بنده ما بودند، ای مردم این وحی است و این هم خودتان! والسّلام.
پس شارع، فقط و فقط منحصر در كیست؟ در ذات اقدس الهی، كه او جعل شرع و تشریع و تكالیف را كرده، منتها برای ابلاغ به مردم واسطه قرار داده است. آن واسطه، البتّه در شرایع گذشته انبیاء گذشته بودند و در شریعت ما شخص رسول اللَه است. او هم متشرّع میشود، مشرِّع نمیشود، یعنی او هم شرع را قبول میكند، همینطور كه ما قبول میكنیم. ما متشرّع هستیم. پیغمبر وقتی كه به ما یك مطلبی را بگوید، ما قبول نمیكنیم؟ بله قبول میكنیم، ما هم متشرّع میشویم. حالا اگر فرض كنید كه رسول خدا به ما نگوید و ما خواب ببینیم و یا مكاشفهای برای ما انجام شود و ما یقین پیدا كنیم كه این مسأله از آن ناحیه است، نباید عمل كنیم؟ باید عمل كنیم. یقین! یقین ها! نه اینكه هر كسی خواب ببیند بگوید كه آقا گفته هركسی خواب ببیند ... نه آقاجان! كشكی هم نیست! یقین داشته باشیم! و یقین هم ابزاری دارد، مقدّماتی دارد، همینطوری كه انسان به یقیننمیرسد. یقین كند بر اینكه آن ندایی كه داده شده است، آن سروشی كه این مطلب را رسانده است، آن سروش غیبی، این مسأله را گفته است. این كه پیغمبری نبوده است ولی آن واجب الإطاعه است، ممكن است واسطه كس دیگری غیر از پیغمبر باشد. البتّه عرض كردم مطالب خیلی بالاتری است كه حتّی در آن مطالب بالاتر كه اگر بعداً فرصت پیدا كردم میگوییم این است كه: حتّی رسول اللَه به انبیاء گذشته هم وحی میفرستاد و آنها واسطه بودند! حتّی به انبیاء گذشته، بنا بر سلسله علیت در عالم تشریع. این هم اشكال ندارد و بعداً مطرح میكنم، ولی فعلًا مطرح نمیكنیم. آنچه كه هست، این است كه شارع این مطلب را گفته است. لذا پیغمبر میفرمود مطلب دست من نیست، این امر دست من نیست، این حكم دست من نیست، خدا گفته است. وقتی عمر، همین خلیفه ثانی، آمد گفت كه به پیغمبر كه یا رسول اللَه، این حرف را از خودت میزنی؟! ببینید چه جسارتهایی میكردند! این حرف را از خودت میزنی یا خدا گفته است؟ حضرت فرمودند: من كی از خودم حرف زدم؟ كی از خودم گفتم؟ به من القاء میشود و من هم میآیم به شما میگویم. كی از خودم گفتم؟ پیغمبر از این مسائل زیاد داشتهاند. واقعاً پیغمبر مظلوم بوده است، واقعاً پیغمبر مظلوم بوده است.
