اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

میزان علم اولیاء الهی

14٬465
عنوان بصری

بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)

میزان علم اولیاء الهی

توضیحات:

بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

میزان علم اولیاء الهی

20
  • صحبت این است كه امر دارای مصلحت ملزمه است، یعنی مصلحت محكم و غیر قابل تردید. این امر را باید چكار كند؟ باید انجام بدهد. اینجاست كه ما مشاهده می‌كنیم در موارد عدیده‌ای، بر خلاف حكم عامّ، از پیامبر و از ائمّه احكامی نسبت به افراد صادر شده است. یكی از آن موارد را در آن جلسه عرض كردم. و آن قضیه ازدواج زینب دختر عمه پیغمبر است. زینب بنت جحش، دختر عمّه پیغمبر. در مجلس عرض كردم كه ازدواج، باید با طیب خاطر و با رضایت دختر باشد، اگر از روی اكراه باشد، عقد باطل است. حكم، حكمِ عام است. ازدواج از روی اكراه، ازدواج باطل است، یعنی اگر فرض كنید یك نفر دخترش را مكرهاً به عقد كسی در آورد، عقد باطل است. حرف هم ندارد. وقتی كه عقد باطل است چطور پیغمبر آمد و زینب را امر به ازدواج با زید كرد؟ و بر اساس آن كار، آیه هم آمد وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَه وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ... الأحزاب، ٣٦ مگر اختیار ازدواج حق قانونی و فطری و عقلی و شرعی و اجتماعی حالا هرچه می‌خواهی اسمش را بگذاری یك نفر نیست؟ من دلم بخواهد ازدواج می‌كنم، دلم نخواهد نمی‌كنم. كسی نمی‌تواند من را مجبور كند. اختیار ازدواج حق قانونی، فطری، شرعی، عقلی، محكمه‌ای، قضایی است حقّ هر شخص است. چرا خدا می‌گوید این اختیار باید اینجا سلب شود؟ وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ‌ حق نداری! اصلًا حق نداری. جای برای سؤال و پرسش نیست. وقتی كه پیغمبر إِذا قَضَى اللَه وَ رَسُولُهُ أَمْراً خدا و رسول، ببینید! خدا و رسول. وقتی خدا و رسول این حكم را می‌كنند، شما دیگر اختیار ندارید. پس بنابراین همان‌طوری كه خدا در آن حكم كلّی برای ازدواج و شرط صحت ازدواج اختیار را در این وسط قرار داده است. همین خدا، با همین خصوصّیات، با همین علم و قدرت و حیات و رأفت و رحمانیت و خلاقیت و همه چیز، همین خدا، همین، نه خدای دیگر، همین خدا، برای این مورد، این اختیار را می‌گیرد این چه اشكالی دارد؟ اشكال ندارد. پس چه می‌شود؟ هر دو شرع می‌شود. آن شرع، اختیار می‌دهد و این شرع این اختیار را می‌گیرد. هر دو هم از طرف خداست. پس چه می‌گویند كه نمی‌تواند؟ (عرض كردم در جلسات گذشته) آقا مگر امام می‌تواند یك نفر را مجبور به ازدواج كند؟ مگر امام می‌تواند مجبور كند كه یك نفر زنش را طلاق بدهد؟ آن دفعه گفتم! آن آقا می‌گفت كه مشهدی فلان دوغ فروش هم یك همچنین حرفی را نمی‌زند، چه برسد به امام معصوم كه بگوید آقا زنت را طلاق بده؟

/ 613