
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
توضیحات:
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق (جهت دریافت فایل صوتی جلسات گذشته مراجعه شود به قسمت شرح دعای ابوحمزه ثمالی سال 1432 هجری قمری جلسه 11 به بعد)
جایگاه تسلیم در سیروسلوک
18من نمیدانم، به من چه مربوط است؟ آیا حضرت ابراهیم از خدا پرسید چرا؟ به چه دلیل داری این حرف را به من میزنی؟ برای چه این حرف را میزنی؟ مگر خودت نگفتی كه كشتن حرام است و اگر شخصی فردی را بیجهت به قتل برساند باید قصاص كرد؟ مگر خودت نگفتی كه «وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ»؟1 چرا داری مرا وادار میكنی و امر میكنی به ذبح فرزندم اسماعیل؟ جواب چیست؟ جواب این است كه خداوند ولی افرادی است كه ایمان آوردهاند و میخواهند از ظلمت به نور بروند «اللَه وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ»2 و ولی هر كاری را كه میكند، مولّی علیه باید وظیفهاش را انجام بدهد. «لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»3 ملك آسمان، سلطنت آسمان و حكومت آسمان و زمین برای خداست. وقتی برای خدا باشد، هر چه سلطان میگوید باید اطاعت كرد، چرا وقتی خدا میگوید نماز صبح دو ركعت هست آنجا به خدا نمیگویی چرا و بلند میشوی نماز دو ركعتی میخوانی؟ امّا وقتی میگوید «إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ» من در خواب میبینم تو را ذبحت میكنم به خدا چرا میگویی «چرا»؟ اگر قرار بر «چرا» گفتن است در همه تكالیف باید چرا را بگویی. دیگر نباید نماز بخوانیم، نباید روزه بگیریم، نباید حج انجام بدهیم، نباید انفاق كنیم، هیچكاری نباید بكنیم. چرا؟ چون همه اینها تكلیف است. (نعوذباللَه) بیخود كرده تكلیف كرده، من انسانم، عاقلم و اختیار دارم، اختیارم دست خودم است. هیچكس نمیتواند نه زمینی، نه آسمانی، مرا در یك مسئله مكلّف كند دو دوتا، چهار تا! الان خیلیها همین را میگویند دیگر، منطقشان این است. میگویند ما اختیار داریم، مصلحت دست خودمان است كسی نمیتواند ما را مكلّف كند. دین قلاده به گردن میاندازد و مكلّف میكند، پس دین مردود است، به همین دلیل اختیار. جوابش چیست؟ جوابش این است كه اگر شما در مرتبه اختیار و در مرتبه عقل، اشراف بر مصلحت خودت و آنچه كه باید بشود داشتی، خب آنجا جای یك همچنین سؤالی بود. ولی وقتی كه ما به واسطه نقصان وجودی و به واسطه نقصان علمی و به واسطه نقصان معرفتی اطّلاع بر مصالح و مفاسد خودمان نداریم و به تجربه هم این مسئله به اثبات رسیده است، دیگر در آنجا نمیتوانیم بگوییم دین چرا برای ما تكلیف میآورد؟. ما باید اطاعت كنیم. به حكم عقل و به حكم فطرت موظّف بر اطاعت هستیم، چون اطلاع بر مصالح و مفاسد نداریم، اطّلاع نداریم.
- ٢- سوره البقره (٢) آيه ١٧٩
- ٣- سوره البقره (٢) آيه ٢٥٧
- ٤- سوره الشورى (٤٢) آيه ٤٩
